نشریه شماره   164   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

معماری محیرالعقول!


این روزها دخالت‌های کالبدی تحت‌عنوان مرمت بناهای تاریخی در حالی سلامت بناهای تاریخی ایران را به خطر انداخته که ساخت‌وساز عجیب و غریب اطراف بنای تاریخی ناصرالحق اوج معماری محیرالعقول در یکی از مهم‌ترین بناهای تاریخی و مذهبی آمل به شمار می‌رود.

بقعه «حسن بن علی الناصر الحق» در محله پایین بازار و در محدوده شهر قدیم آمل قرار دارد . این مزار محل زیارت شیعیان چهار امامیه سراسر جهان به ویژه زیدیه کشور یمن است. بر اساس مستندات و متون تاریخی موجود، بنای اولیه از بین رفته و بنای فعلی در قرن نهم ه. ق توسط فرزندان میر قوام الدین مرعشی ساخته شده است.

بقعه ناصرالحق، با برخورداری از معماری منحصربه‌فرد و جایگاه ویژه نزد مردم در سال 1310 با شماره 60 در فهرست آثار ملی کشور ثبت شد. اما ساخت‌وسازهایی که در عرصه و پیرامون بنا انجام می‌گیرد، حکایت از توسعه‌ای غیراصولی و البته عجیب داشت. به طوری که کارشناسان مرمت با مشاهده تصاویر ارسالی اعتراض خود را نسبت به این نوع مرمت و نوسازی اعلام کردند.

ساخت و ساز‌ی ناهمگون با نازل‌ترین سبک معماری در گنبد ناصرالحق !

«سعید فلاح‌فر» کارشناس ارشد مرمت، دراین‌باره به خبرنگار ما می‌گوید:«این روزها دخالت‌های کالبدی تحت‌عنوان مرمت بناهای تاریخی، یکی از آفت‌هایی است که سلامت بناها را تهدید می‌کند. به نظر می‌رسد همه اقدامات حفاظتی؛ در ساخت و سازهای ساختمانی خلاصه شده و هر چه این اقدامات عجیب‌تر باشند، انگار جذاب‌ترند».

این کارشناس ادامه می‌دهد: درحال‌حاضر نوسازی جای ترفندهای علمی را گرفته است. ورود تفکرات عمرانی و اقتصادی، معنای واقعی مرمت و حفاظت از بناهای تاریخی را کاملاً مخدوش کرده است. به طوری که بعد از هر طرح سؤال در مورد راهکارهای مرمت و حفاظت، فهرست بلندی از مصالح بنایی به ذهن‌ها متبادر می‌شود.

وی با بیان اینکه فاکتورهای مالی فعالیت‌های ساختمانی، هم بلندترند، هم صفرهای بیشتری دارند تاکید کرد: در جامعه امروز ایران گویی فکر کردن و خلاقیت کار دشواری است.جزئیات اجرایی، مثل دیوارچینی ، کف‌سازی، ناودان ، قیرگونی و پی سازی و ... را در هر کتاب ابتدایی ساختمان‌سازی و مرمت بدون زحمت و خطرمی‌توان پیدا کرد، اما باید توجه داشت که حفاظت و مرمت بناهای تاریخی مترادف با نجات جان سنگ و آجر و دیوار نیست. مرمت و حفاظت، هنر به‌کارگیری فناوری و البته استفاده از تمامی ظرفیت‌های فرهنگی در جهت حفظ داشته‌ها و ارزش‌های مستتر در یک یادگار تاریخی است.

در خصوص بنای ناصر الحق باید گفت،آنچه در درجه اول اهمیت قرار دارد؛ حفظ جان و روح این اثر است. دخالت کالبدی وقتی لازم و قابل توجیه است که در خدمت این حفاظت باشد، نه در مقابل آن. بدون توجه به نقشه راه ارزشی، مداخله فیزیکی هرگز تنها و اولین گزینه اجرایی نیست. مداخله فیزیکی اگر باعث تنزل ارزش‌ها و داشته‌های تاریخی و اخلال در شفافیت اثر باشد، نه تنها پسندیده نیست، بلکه نوعی تخریب و آسیب محسوب می‌شود.

فلاح فر در رابطه با چگونگی مرمت یک اثر تاریخی می‌افزاید: نباید تصور کنیم که برای حفظ یک اثر تاریخی مجازیم نیازهایمان را تحمیل کنیم و یا اشتباهات و کاستی‌های طراح و سازنده را تصحیح کنیم. به طور کلی مرمتگر در جایگاه این نوع قضاوت‌ها قرار ندارد. مرمت کار، امانتدار تاریخ است ، نه ممیز خوبی و بدی و یا قوت و ضعف آن. مرمت باید ناقل و حافظ ویژگی‌های تاریخی اثر به دور از هر نوع سلیقه شخصی باشد و طرح‌های توسعه ربطی به وظایف مرمت و حفاظت ندارد.

آنطور که کارشناسان می‌گویند؛ مرمت گنبد ناصرالحق هم‌اکنون در بدترین شکل ممکن در حال اجراست. تضاد معماری این بنای چهارضلعی با ساخت و سازی ناهمگون تمامی ارزش‌های معماری و زیبایی بنا را مخدوش کرده است. این‌درحالی است که گنبد ناصرالحق بنایی است چهارضلعی که در نمای بیرونی چهار گوشه بنا را با چهار گوشواره پرکرده و پایه‌ای هشت‌ضلعی برای گنبد هشت‌وجهی به وجود آورده است.

گفته می‌شود بنای ناصرالحق سال‌ها پیش به شدت آسیب دیده بود اما توسط میراث فرهنگی مازندران و با همکاری فرمانداری، اوقاف و شهرداری آمل مرمت و ساماندهی شد.