نشریه شماره   164   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

بحران در نمای ساختمان

سلمی شفائی*

هنگامي كه در عبور از كوچه باغ‌هاي هويت‌ساز گذشته سري به معماري امروز ايران مي‌زنيم ، درمي‌يابيم ؛ نابه‌ساماني‌ چهره شهرها كه هر روز تحولات معماري را به شكلي جديد در صورت خويش به نمايش مي‌گذارد و قطع ارتباط تاريخي از روند رو به رشد و تدريجي معماري سنتي و دل باختگي به ارزش‌هاي مدگرايانه غربي ناخودآگاه و بار ديگر ذهن را به سوي گذشته‌ پربار و آثار با اصالت هنرمندان ايراني كشانده است، به طوري كه گاه در تعلق آثار به خودمان شك مي‌كنيم.

گسترش اين اغتشاشات و رسيدن آن به نقطة بحراني خود باعث شده اتصال به گذشته به امري ناممكن بدل شود و همة وابستگي‌ها و تعلقات با آثار قدرتمند و شكوهمند نياكان مان كه گويي دست منبسط نوري در دستان شان بوده، به يكباره از بين رود و فصلي جديد در معماري ايراني در حال ترسيم شدن باشد. فصلي جديد كه در آن آثار سبك‌ها و زمان‌هاي مختلف به هم دهن‌كجي مي‌كنند، سنگ‌ها و رنگ‌ها به صورتي تصادفي پهلو به پهلوي هم شكل مي‌گيرند و شهرها همچون ويرانگاهي، مصالح ناموزون و نماهاي تهي از مضمون را پي‌درپي در چهرة خويش تكرار مي‌كنند و راه مان را از سمت نور و حيات مي‌بندند.

در اين بين نگاه به نماي ساختمان‌هاي شهر به صورت مجزا از حجم و روابط داخلي كاري نادرست مي‌باشد زيرا اجزای یک بنا بايد در هماهنگي كامل با هم به نهايت برسند. نابه‌ساماني جداره‌هاي شهري ما را به بررسي اين مهم رهنمون ساخته، چرا كه نما از مؤثرترين و پرتنش‌ترين عناصر تأثيرگذار بر كيفيت بصري و فضاي شهري مي‌باشد.

نمايه‌اي از بحران‌ها در نما

براساس آخرين تحقيقات سازمان جهاني بهداشت علت اصلي اكثر بيماري‌هاي جسمي انسان معاصر استرس، تنش و بحران‌هاي عصبي مي‌باشد. بحران‌هايي كه ریشه آن را مي‌توان در عوامل محيطي همچون آلودگي‌هاي زيست‌محيطي، افزايش جمعيت و انقلاب اطلاعاتي معاصر جست‌وجو نمود و در نهایت چيزي جز شهرهاي پرجمعيت، محيط‌هاي پرتراكم وپر ازدحام عایدمان نشده است شهرهايي كه در آن ميليون‌ها فعاليت ساختماني در حال شكل‌گيري است و زشتي فزاينده‌اي كه هر روز و هر لحظه مساحت بيشتري را تحت پوشش قرار مي‌دهد. طرح‌هاي نازيبا كه با دستان خود با اجراي نادرست قوانين و توجه به سودجويي‌هاي شخصي بر صورت شهرها حك مي‌كنيم. از معضلاتي كه در سيماي شهرها به وجود مي‌آيد، مي‌توان به استفاده از مصالح ناهمگون با اقليم، ايجاد خفقان در تراكم محيطي، اغتشاش در خط آسمان شهري و عدم هماهنگي همسايگي‌ها اشاره نمود.

در ذیل به توصيف چند مسئله مهم كه بر اين مشکلات دامن مي‌زند و مي‌توان آنها را از دلايل اصلي بحران دانست، مي‌پردازيم:

1 - نابساماني ضوابط و اجراي نادرست آن:

متأسفانه در ايران ضوابطي مدون براي طراحي نما وجود ندارد و بي‌قانوني و هرج و مرج در ضوابط گريبان شهرها را گرفته است. به عنوان مثال كميسيون ماده 5 از قوانين شهرداري ها به راحتي اجازه‌ تخلف به كارفرمايان را مي‌دهد.

نبود فرهنگ‌نامه‌اي از الگوهاي بومي و اقليمي و ضوابط استفاده از مصالح بومي، عدم كنترل همسايگي‌ها و ناهمگوني نماي ساختمان‌هاي مجاور هم و همچنين عدم توجه به خط آسمان را مي‌توان از مشكلات بي‌قانوني ضوابط برشمرد.

در همه جای دنیا معمار باید آگاه به مسائل شهری و طراحی بوده و بر اساس قوانین و الزامات عمل نماید و کارفرما تنها سفارش کار را داده وحق اعمال سلیقه ندارد. اما متاسفانه در کشور ما هیچ ضابطه ای جلوی بساز بفروش هایی که برای جلب نظر خریداران و منافع شخصی تنها به بزک کردن ظاهر بناپردازند، را نمی گیرد.

2- معماران، هدف متعالي يا شهرت؟!

مهرازان ايراني، انسان‌هاي مصلحي بودند، آشنا به زبان مردم كه همواره بهترين پاسخ‌ها را به مسائل اقليمي، فرهنگي، سازه و مصالح بنا مي‌دادند، اما امروزه ضعف آموزش معماران و توجه کامل به منافع شخصي، معماران را بي‌پاسخ به عوامل مهم و تأثيرگذار در طراحي گذاشت. دانشگاه‌ها آموزش متناسب با فرهنگ و نيازهاي واقعي كارفرمايان ندارند و دانشجويان را با فرم‌پردازي و خيال‌بافي وارد بازار كار مي‌كنند و معماراني كه در اين مسير از ترس عقب‌ماندن از يكديگر با كپي از منابع خارجي خود را در اين ماراتن به جلو مي‌رانند و به جاي پر كردن جاي خالي هويت در نمای ساختمان های شهری و طراحي نماي ساده و متناسب با اقليم و فرهنگ و توجه به مباني نظري در طراحي، با نماسازي‌هاي كاذب و استفاده از نماهاي آلومينيومي و الحاقات بي‌معنا تنها به ظاهرسازي مي‌پردازند. مهندساني كه براي جلب توجه بيشتر خويش بر اغتشاشات بصري شهرها دامن زده و فرهنگ استفاده از مصالح خودي را در مقابل استفاده از دورریزهای بيگانگان مغلوب مي‌سازند که مي‌توان فراموشي استفاده از آجر و هجوم واردات پانل‌هاي كامپوزيتي را مثالي بر اين مدعا دانست.

3- مردم؛ بي‌خبری يا از خود بيگانگي؟!

عدم وجود قوانين در طراحي نما و وجود آزادي بي‌حد و مرز باعث شد تا هنجارها و ارزش‌هاي اصيل فرهنگي و الگوهاي بومي فراموش شود و ارزش‌هاي زودگذر و مدگرايانه بر ذهن مردم سايه افکند. به طوري كه مردم هر روز چيز جديدي را در نماي بناي خويش از معماران طلب مي‌كنند و حتي هنگام رویارویی با مخالفت مشاوران و طراحان مبتكر و آشنا به اصول روبه‌رو شوند، با مراجعه به افراد آشنا به برنامه‌هاي سه‌بعدي و پرداخت هزينه‌ كمتر، نماهاي بزك‌كرده و تهي از مضمون را جايگزين طرح‌هاي هم راستا با فرهنگ و اصالت ايراني مي‌نمايند.

4- رسانه‌ها، حفظ الگوهاي ايراني، اسلامي يا حذف آن؟!

رسانه‌هاي جمعي كه هدف اصلي آن حفاظت از فرهنگ ايراني و معماري انساني و آگاهي‌رساني به مردم در جهت تأثير ژرف معماري بر كيفيت زندگاني‌شان است، به جاي نزديك كردن مردم به ريشه‌ها و آشنايي با الگوهاي صحيح معماري به ترويج فرهنگ بيگانه مي‌پردازند و تنها محل چاپ تصاوير رنگي و پرفروش، كپي منابع خارجي ورواج استفاده نامناسب از تنوع مصالح موجود در بازار شده‌اند و به اين بي‌هويتي دامن مي‌زنند.

سيماي شهرها و بناهاي ما آنچنان تهي از معاني والا و ارزش‌هاي بنيادين خويش شده كه آثارش به صورت بحران‌هاي عصبي معاصر كاملاً قابل مشاهده است، ساختمان‌ها چنان ناموزون و با فرم‌ها و رنگ‌هاي گوناگون در كنار هم چيده شدند كه انسان را به اين فكر وا مي‌دارد كه شايد ساخت چنين بناهايي به عمد صورت گرفته است!

سخن آخر

ترسیم افق های جدید بر پایه معماری ایرانی اسلامی تنها با رعایت باید‌ها و نبایدهایی می‌تواند صورت گیرد که تعدادی از این راهکارها برای خروج معماری امروز ایران از بحران پیشنهاد می شود:

1.تهیه الگوهای طراحی نما به صورت همگون و از قبل طراحی شده و قرارگیری آنها در اختیار سازندگان، به طوری که کارفرمایان اجازه اعمال سلیقه شخصی خویش را در طراحی نداشته و مسئولان و متخصصانی جهت اجرای صحیح قوانین در شهرداری‌ها حضور داشته باشند.

2. از دلایل بقای آثار، پیروی از فرهنگ حاکم بر جامعه بوده است، همچنین ارتباط آثار با نشانه‌ها و الگوهای هر سرزمین باعث ایجاد آرامش در فضا خواهد شد.پس با یافتن ارزش های گم شده خویش در حظ و تداوم فرهنگ و سنن خویش تلاش نماییم.

3. توجه به نقش معماران در هر جامعه‌ای می‌تواند تا حدی باعث بهبود آشفتگی هایی شود تا هرکس نتواند در هر جایی هر نمایی را که دوست دارد بدون شناخت برپا سازد، چرا که معماران با ساخت شهرها و خانه‌ها می توانند از تاثیرگذار ترین اقشار جامعه بر فرهنگ وطبیعت باشند.

4. رنگ شناسی و استفاده کارآمد از آن در طراحی نما در شهرهای خاکستری و مرده معاصر میتواند تاثیر بسزایی در تحرک مغز و روح و روان انسان ها بگذاردکه استفاده از ارسی‌ها و شیشه های رنگی در نمای عمارت‌های سنتی این مسئله را نشان دهد.

5.استفاده مناسب از رسانه‌ها در فرهنگ سازی و نشان دادن آثار با هویت و تعریف شهر زیبا برای همه مردم می تواند معماری را به جایگاه حقیقی خود بازگرداند.

6.آشنایی با هندسه‌ طبیعت، رعایت تناسبات طبیعی و به‌کارگیری مصالح طبیعی همچون گذشته می تواند جلوه‌ حقیقی آثار را در معرض نمایش قرار دهد نه مثل امروز که نما، همچون لباسی در آخر کار بر تن بنا دوخته شود.جدا از آرامش بخشی طبیعت، گذر از نزدیکی یک درخت و مشاهده‌ دگرگونی وضعیت آن در چهار فصل سال تواند در ارتقای درک و شناخت ما تأثیرات زیادی بگذارد.

معماران ما باید بکوشند تا با ترکیب بهینه اصول معماری گذشته و حال، از مفاهیم پنهان معماری کهن تا تکنولوژی جدید، با در نظر گرفتن شرایط جامعه، به ایجاد ماهیتی جدید در بستر جهانی دست یابند، تا بتوانیم با حفظ اصالت‌های محیطی هویت معاصر سرزمین خویش را بازیابیم.

* (دانشجوی کارشناسی ارشد معماری)