نشریه شماره   226   هفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

یـک قطـار خــانه !

کد مطلب: 3249
ممكن است در دنیا آدم‌هایی باشند كه از سر ناچاری در لكوموتیوهای كهنه یا واگن‌های باری قدیمی و آفتا‌ب‌خورده ته ایستگاه راه‌آهن خانه‌ می‌كنند اما آدم‌هایی كه به‌عمد واگن را برای زندگی انتخاب می‌كنند و از این بابت هم كلی احساس خوشبختی می‌كنند، فقط دو نفر هستند.
یک زن و شوهر انگلیسی به خاطر شلوغی پایتخت برای زندگی به گوشه‌ای دنج پناه آورده‌اند؛ به داخل یك واگن قدیمی و كهنه قطار ایستگاه اكازیون .
جریان ازاین‌قرار بود كه این زوج جوان می‌خواستند از شلوغی شهر فرار كنند. برای همین از یك قطار كوچك درجایی به نام «كنت» در جنوب‌شرقی انگلستان سر درآوردند. در اوایل دهه 20 میلادی، كارمندان راه‌آهن شرقی می‌توانستند ترن بخرند و آن را به كنار دریا ببرند و از اوقات فراغت تابستانی‌شان استفاده كنند.
ایستگاه اكازیون - قطار آرزوها
این زوج البته با حداقل امكانات زندگی می‌كنند؛ مثلاً اینكه در خانه‌شان تلویزیون ندارند که اتفاقاً از این بابت هم اصلاً احساس ناراحتی نمی‌كنند. سارا می‌گوید: «تنها چیزی كه با خودمان آوردیم، آی پد من بود كه رویش چند فیلم ریخته بودیم با یك دستگاه كوچك پخش فیلم و كلكسیونی از ویدئوهای خوب ولی اینجا از آنتن و تلویزیون هیچ خبری نیست.» گرچه آنها از شلوغی لندن گریخته‌اند اما هنوز هم سری به آنجا می‌زنند: «اینجا می‌نشینیم و فكر می‌كنیم. بعد درحالی‌که ذهن‌مان پر از ایده‌های بامزه شده، سری به لندن می‌زنیم.» در اتاق نشیمن‌شان از مبل خبری نیست. ‌مهمان كه بیاید باید روی مبلمان خود قطار بنشیند. مارک می‌گوید: «اول كه نگاه می‌كنی به نظر می‌رسد فضای اتاق به دو بخش تقسیم‌شده است. آن اوایل نمی‌شد با خیال راحت دریاچه را نگاه كرد اما الآن خیلی راحت می‌توان دریاچه را دید؛ مگر آدم از زندگی چه می‌خواهد غیر از زل زدن به دریاچه آبی پر از آب.» شب‌ها یكی از فانوس‌های دریایی همین حوالی اینجا را روشن می‌كند. اجاق كوچك چوبی هم برای گرم كردن اتاق بس است.
چگونه این فضای کوچک را دیزاین کردند
دقیقاً دو نگاه متضاد درباره این فضای عجیب زندگی وجود دارد، حد وسط هم ندارد. مارک می‌گوید: «آدم‌ها یا عاشق اینجا هستند یا از اینجا خوششان نمی‌آید كه از آن متنفر می‌شوند.» این دو نفر خواهی نخواهی، جزو همان دسته‌ای هستند كه عاشقانه محل كارشان را دوست دارند. برای همین وقتی در سال ٢٠١١ فهمیدند چنین چیزی در حال فروش است، سریع از آن استقبال کردند. آنها بعدتر یعنی دقیقاً در ماه مارس ٢٠١٢ كلید خانه را رسماً تحویل گرفتند ولی اینجا یك واگن ساده و خالی بود كه اصلاً به درد زندگی نمی‌خورد. برای همین شش ماه اول فقط برای بازسازی خانه قطاری صرف شد.
كفپوش موكت زیر واگن را جمع كردند و همه‌جا را با كفپوش چوبی پوشاندند و روی دیوارها هم جعبه‌های دربسته‌ای گذاشتند كه مثل تاقچه یا كمددیواری عمل می‌كرد. نقاشی، تعمیر فضای داخلی واگن و خلاصه هركاری كه برای بهتر كردن این فضا لازم بود در طول همان شش ماه انجام شد. طراحی‌ها هم به‌طور مشترك توسط هر دو نفر انجام شد. مارک می‌گوید: «رنگ زدن خانه كار مشكلی بود به خاطر اینكه چوب‌ دیواره‌ها مدام طبله می‌كرد و می‌ریخت. در ضمن ما چون شاغل بودیم، فقط آخر هفته‌ها را برای رسیدگی به خانه جدیدمان وقت می‌گذاشتیم و از طرفی، رنگ هر قسمت باید خشك می‌شد و به زمان نیاز داشت برای همین‌ كار كند پیش می‌رفت.»
تنها فرقش با خانه‌های دیگر در این است كه كوچك است ولی هرچه هست ما عاشقش هستیم و دوستش داریم. به خاطر همین كوچكی باید نظم و ترتیب را رعایت كرد؛ مثلاً اگر چیزی را از جایش ‌برداری و مرتب در جای خودش نگذاری، حسابی هرج‌ومرج می‌شود. با وجود اینکه خانه كوچكی داریم ولی چیزی را از دست نداده و هر چیزی لازم بوده را به اینجا آورده‌ایم. خانه قطاری‌مان، تقریباً نصف خانه‌ای است كه قبلاً در لندن داشتیم اما تمام وسایل مورد نیاز زندگی را یك‌جا دارد.»
همه‌چیز را تا جایی كه می‌شد، كوچك و به رنگ روشن انتخاب كردند. درست است كه خانه‌ قطاری، كوچك و جمع‌وجور است، ولی این دلیلی نمی‌شود که نسبت به بقیه خانه‌ها امكانات كمتری داشته باشد. اینجا مثل بقیه خانه‌ها یك حمام و دستشویی دارد و البته اتاق‌خواب. در وسط اتاق ناهارخوری‌اش هم فضا برای قرار دادن یك میز ناهارخوری هشت‌نفره هست، ولی هشت‌نفری كه برای ناهار خوردن باید دوستانه كنار هم بنشینند!
زوج جوان برای بزرگ كردن فضا، با رنگ‌ها بازی كردند. مارک می‌گوید: «سفید كردن خانه باعث می‌شد همه‌چیز دلبازتر به نظر برسد. اتاق‌ها و فضاهای مختلف خانه را رنگ‌های مختلفی زدیم كه البته كوچك‌تر نشانشان می‌داد ولی دست‌كم به این معنا بود كه ما می‌توانیم از رنگ‌ها و كاغذدیواری‌های موردعلاقه‌مان استفاده كنیم.    
آنها ناچار بودند خیلی از وسایل خانه را هم دوباره نو تهیه كنند؛ مثل مبلمان قدیمی كه هنوز زیبا بود اما در این فضای تنگ جایی نداشت. خیلی چیزهای دیگری هم بود كه باید مینیاتوری می‌شد. سارا می‌گوید: «از سبك طراحی استفاده كردیم كه زمانی استفاده می‌شد و تمركز اصلی آن روی استفاده از وسایل كوچك و ریز است. از طرفی ما دنبال مبلمان‌هایی با پایه‌های كوتاه می‌گشتیم كه سرمان به سقف نخورد! وقتی هم فضای خالی بین مبلمان و سقف یا دیوارها وجود داشته باشد، فضا بزرگ‌تر به‌نظرمی رسد.
این زوج مبتكر بیشتر فضای خانه‌شان را با دكورهای كوچك و مدرن تزیین كردند؛ از شیوه رنگ كردن فضای خانه بگیر تا انتخاب كاغذدیواری‌ها، تشكچه‌ها و وسایل آشپزخانه.