هرهفته شنبه ها - سال سیزدهم

پرتیراژترین نشریه صنعت ساختمان

نشریه شماره   222   هفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

کعبه زیــر سایه سـازه های عظیــم

کد مطلب : 2982
حاجیان این روزها در حال انجام مناسک حج و طواف خانه خدا هستند. به همین مناسبت لازم دانستیم تا به بررسی معماری معاصر مسجدالحرام پرداخته شود؛ اما  معماری معاصر مسجدالحرام به اعتقاد منتقدان در تضاد با فلسفه بنیان‌گذاری آن است؛ به این معنی که اگر تابه‌حال نشان مسجدالحرام و حج، خانه کعبه بود در حال حاضر این نشانه در پناه سازه‌های عظیم در حال پنهان شدن است و جای آن را نشانگان شهری مکه گرفته‌ است. کعبه در مرکز مسجدالحرام واقع است و مسجدالحرام نیز همان‌طور که از اسم آن پیداست بایستی برخوردار از معماری مسجد باشد.
در مورد معماری مساجد، اساساً اگر نگاهی به معماری مساجد قدیمی و جدید بیندازیم متوجه می‌شویم که این رابطه در فضا وجود ندارد. در معماری مساجد قدیم سقف‌های بلند، رنگ‌های آرامش‌بخش و زوایای گِرد داشتیم که سعی در ایجاد یک استعلا در مکان می‌کرد و فردی که برای عبادت می‌رفت این حس را دریافت می‌کرد.
امروزه از معماری مساجد تنها یک محراب در جهت قبله باقی مانده است. قاعدتاً این سبک معماری در تولید فضای ایمانی اثری متفاوت دارد و نباید انتظار داشت مسجد را در اذهان تداعی کند.
اتفاقی که در مسجدالحرام به‌تدریج رخ داد این بود که محور و کانونی بودن کعبه با معماری نامأنوس اطراف کعبه از دید خارج شد. در مسجدالحرام توانسته بودیم فضایی را به وجود آوریم که بر اساس نقطه کانونی کعبه و سقف آسمان - بلندترین سقفی که بشر می‌تواند تصور کند - باشد؛ چون همه مساجد به دنبال آن هستند که با گنبدهایشان آسمان را تداعی کنند، با این هدف شبستان‌هایی دور کعبه به صورت دایره‌وار به وجود آمد اما گشودن هر بخشی از مسجد به‌منزله بر هم زدن این فضا بود که به‌مرور در طول سال‌ها انجام شد.
از طرف دیگر در گذشته هیچ ساختمانی مشرف به کعبه نبود تا افق همواره بر زائران قابل‌رؤیت باشد و چیزی مانع دید آنها نشود؛ اما در ساختار جدید مسجدالحرام چنین چیزی را شاهد نیستیم به‌گونه‌ای که مجموعه‌ای از برج‌های عظیم مسجدالحرام را احاطه کرده و چشم‌انداز مسجد به‌طور کامل درحال از بین رفتن است، حتی باز شدن سقف بخشی از این شبستان‌های دایره‌ای شکل به دور کعبه نیز تمرکز را هنگام طواف ایجاد نمی‌کند.
 چون ساختار خانه خدا بر مبنای طواف است، اما طبقات دیگر ایجادشده برای طواف به‌هرحال چشم‌انداز زائر را محدود کرده چراکه وقتی زائر در حال طواف است عملاً در دو طبقه‌ای که حضور دارد (هم‌کف و طبقه اول) دید ندارد یعنی همکف که سقف دارد و درعین‌حال کسانی هم که از بیرون طواف می‌کنند یا چشمشان به این مجموعه محدود می‌شود یا زیر سقف قرار می‌گیرند.
 البته این‌طور عنوان کرده‌اند که بخشی از این تغییر کاربری ناشی از ضرورت‌های کارکردی بوده است، اما باید دید آیا این تغییراتی که صورت می‌گیرد روح مکان را تقویت یا تضعیف می‌کند؟قطعاتضعیف کرده است. وقتی معماری‌های جدید پیرامون مسجدالحرام مطرح و ابراج البیت ساخته شد، بسیاری از اندیشمندان جهان اسلام اعتراضات شدیدی کرده و بیان داشتند این ساخت‌وساز خلاف روح اصلی مکان است.
 جایی مثل مسجدالحرام باید بر اساس معماری معناگرا توسعه‌یافته و تعریف شود اما با طراحی «زاها حدید» یعنی طراح این سازه عملاً از معماری شالوده‌شکن تبعیت می‌شود.
واکنش دولت عربستان سعودی به انتقادات
تابه‌حال پاسخی داده نشده، تنها توجیه آنان افزایش حضور زائران است که باید متناسب با این خواسته‌ها معماری کارکردگرا داشته باشیم.
اگر این ساخت‌وساز ادامه یابد، به نوعی «کعبه» در میان انبوه این سازه‌ها پنهان می‌شود. در حال حاضر بزرگ‌ترین نقد همین است، همه منتقدان می‌گویند که تا قبل از این ساخت‌وسازها کعبه به‌خوبی قابل‌رؤیت بود. شاید بد نباشد در این مقطع به این نکته اشاره شود که خانه کعبه در گودترین نقطه مکه قرار دارد و به‌نوعی نقطه کانونی به‌حساب می‌آید، اما وقتی این برج‌سازی‌ها در اطراف کعبه شکل گرفت در برابر همه بناهایی که تاکنون در مکه ساخته‌شده‌اند یک وجه شناسه‌ای پیدا کرد و الان مهم‌ترین نشانه شهری مکه محسوب می‌شود درحالی‌که تا قبل از آن کعبه نشانه شهری مکه محسوب می‌شد.
تیم معماران این طرح غربی هستند و این امر و نگاه متفاوت آنها می‌تواند علت این امر باشد؛ به‌هرحال نمی‌توان از یک مسیحی انتظار داشت مسجد را طوری بسازد که روح معنوی در معماری آن احساس شود، یا نمی‌توان از یک یهودی خواست تا کلیسا بسازد و همه موارد را مانند یک معمار مسیحی ارائه کند، چون سلیقه نیز در اینجا مطرح است.
یک شرکت آمریکایی و یک شرکت انگلیسی مجری این طرح هستند و گروه‌های بزرگی از معماران در آن حضور دارند که زیر نظر «زاها حدید» یک زن بریتانیایی (عراقی تبار) فعالیت می‌کنند.