هرهفته شنبه ها - سال سیزدهم

پرتیراژترین نشریه صنعت ساختمان

نشریه شماره   213   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

معماری و زندگی (قسمت دوم)

محمدرضا مهدیزاده*
واژه تاق و تاقچه و سرتاق در خود خم و انحنا و بازگشت از مبدأ به مقصد و از وجود به سجود را دارند و نوعی یگانگی و وحدت وجودی (و حرکت دوری و شاید بازگشت جاودانه) را تداعی می‌کنند و زائر خسته و روان و رهسپار از زیر را اطمینان بازگشت می‌بخشند.درگاه و سردر، نقطه ابتدای ورود و دخول است. بیرونیان از قد و قامت و شکست و انحنا و جلال و جبروت این سردر، خیالات و اوهام وخشیتِ درون بنا را در سر می‌پرورانند و اندرونیان خاطره و حسرت و نوستالژی موطن را با گذر از آن به قفا خواهند سپرد.‏
این‌چنین است که در عصرکهن دروازه، کلید فتح و محافظت و امنیت بود و هرچیز به آن ختم می‌شد. دژ و قلعه شهر گرداگرد و مشرف بر این درگاه برپای می‌شد و خندق و موانع هم آن را مستور و محفوظ می‌داشتند. اینک دروازه جایش را به درگاه و پورت‌های کامپیوترهایی داده که کلیدش در دست کاربران دولتی و شخصی است.اگر شتر با بارش از آن به درون نمی‌رفت اینک دنیا و مافیها را با اینترنتِ به کسری از ثانیه چون احضار جن، سلیمان‌وار بر قصر نمایشگرتان احضار می‌کنید.
 اما این درگاه و سردر مجازی هنوز خیالی و غیر متجسم است.اما معماری چیزی است که فضا را پاره‌پاره کند، و از هیچ و خلأ فضا، هستی و چیز می‌سازد.‏سردرهای کهن، عمدتاً ساده و بی‌آلایش نبودند.سردر منحصر به معماری‌های درباری و خاص نبود.تجلی آن از منزل و سرا(درونی و اندرونی) تا مسجد و آب‌انبار و قصر و دارالحکومه بود. سردرها با درهای چوبی و منبت‌کاری شده و کوبه‌هایشان، با تختگاه و کلیددان، با کاشی‌کاری یا مقرنس‌کاری و آیینه‌کاری سقف و خطوط نقاشی و خطاطی نقش بسته بر صورتشان شکل می‌گرفتند.میهمان با این فضای خیالین و بهشتی گام در آستانه و ایوان و درگاه منزل می‌نهاد و با استراحت در ایوان و تالار آیینه خانه چشم و خیال از آن بر نمی‌کند و برنمی‌داشت.
 سر در اگر نه به‌اندازه بنا بلکه بیش از آن، هزینه و کوشش و هنر را مصروف خود می‌داشت و نشانه هویت و فرهنگ و ثروت (حشم و خدم) اهل خانه بود،سردر خانه‌ای که باید از زیر خویش انواع مردمان و محترمان و محتشمان را رد کند و در سراپرده و سرای خواجه خویش بارعام و جلوس دهد و محتشم زادگی صاحب‌خانه را بیشتر عیان سازد.‏
اینک که جایگاه و حشمت سردرهای کهن  روبه زوال یافته و بی نمایی یا نماهای ظاهراً رومی و بی‌شکل(که احتمالاً بی تأثیر از زوال محتوا و درون هم نیست!) در منازل جایش را گرفته‌اند، سردر صرفاً در برخی ادارات و نهادهای دولتی جایگاه یافته تا نشانی باشد از فکر و توانمندی مدیریت کارآفرین آن برای آیندگان. چند نوعش در اماکن دانشگاهی در حال زادن است: گویا دروازه علم را دوباره بر این اماکنِ تنک از دانش و دانشور برپای داشته‌اند تا غریب و دیگری بی اذن و مجوز داخل نشود(هرچند امروزه به قولی خیلی‌ها با گذر از سردر پنجاه‌تومانی(تهران) می‌توان استاد شد) و البته در سردرهای جدید دانشگاه  پلی‌تکنیک و تربیت مدرس برخلاف تهران قوس ساسانی ایرانی مدائن وار را احیای مجدد کرده‌اند.
سرانجام اینکه معماری عنصر هم‌کناری آدمیان و اشیا و طبیعت (اتصال آسمان،زمین،فانیان و خدایان ‌هایدگر) است.پایه هویت آفرینی و گردهمایی و ارتباط مادی و معنوی،مستقیم و غیرمستقیم و در یک‌کلام معنا آفرینی. و دراین‌بین کمترین جزو آن سردرهایی هستند که ما را فرا می‌خوانند، به درون یا برون،به اندرون جمع و مهمانی و سمپوزیوم‌هایی افلاطونی،آپولونی تا دیونیوزی و به برون، پشت سر نهادن و به قفا نگریستن، تجربه دنیاهای جدید و اندیشیدن در آنچه بر ما گذشته، زیر این تاق بلند.‏