نشریه شماره   209   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

معماری، تلاش برای آسایش انسان

آرزو افشارزاده
پرویز مختاری در سال 1315 در روستای بک شهرستان زرندیه متولد شد . پس از اتمام دوران دبیرستان، وارد رشته راه و ساختمان دانشگاه تهران گردید، اما در همان ماه‌های اول تحصیل از دانشگاه اخراج شد.پس از آن در سال 1345 با دوازده سال تأخیر، وارد رشته معماری دانشگاه تهران شد. وی با بزرگان معماری و معماران صاحب‌نام معاصر بود و از محضر آنان کسب فیض کرد.مختاری پروژه‌های مسکونی و خدماتی و اداری زیادی را  در شهرهای مختلف ایران ساخته و طرح جامع و تفصیلی شهرهای مختلف را نیز تهیه‌کرده است. وی در حال حاضر نیز برای آسایش انسان تلاش می‌کند ، برای او سرپناه می‌سازد ، مجموعه‌های زیستی را سامان می‌دهد و به آینده انسان و طبیعت می‌اندیشد.   باخبر شدیم انجمن مفاخر معماری مراسم بزرگداشتی برای وی برگزار کرده است . به همین مناسبت با وی گفتگویی انجام داده‌ایم که قسمت اول این مصاحبه را می‌خوانید:
چطور شد که وارد دانشکده معماری شدید؟
در دوره دبیرستان ،درس موردعلاقه من ریاضیات بود به این دلیل  برای ادامه تحصیل  در دانشگاه به رشته فنی فکر می‌کردم .به طراحی و نقاشی هم به نسبتی علاقه‌مند بودم .از طرفی دوره دبیرستان ما  در سال‌های 1330 رقم خورد که فعالیت‌های سیاسی در همه‌جا به‌خصوص  در دبیرستان‌ها و دانشگاه‌ها چشمگیر بود. .من هم به صورتی جدی در کوشش‌های سیاسی سهمی پیدا کردم .در این راستا با دانشجویان  رشته فنی دانشگاه تهران ارتباط داشتم و کم‌وبیش با درس‌های  رشته ساختمان  در دانشکده  فنی دانشگاه تهران ارتباط برقرار کردم .در برنامه تحصیلی رشته معماری  پی بردم که به مسائل اجتماعی و تاریخی هم توجه می‌شود که بیشتر موردعلاقه من بود .به این دلیل همان زمان تصمیم گرفتم که معماری را برای  ادامه تحصیل در دانشگاه انتخاب کنم  .پس از قبولی در دانشگاه در سال 1334 در رشته راه و ساختمان، به دلیل فعالیت‌های سیاسی از دانشگاه اخراج شدم و به سربازی رفتم.سپس معلم روستا شدم اما ازآنجا هم اخراج شدم.پس‌ازآنکه متوجه شدم سنم از 24 سال گذشته و نمی‌توانم رشته معماری دانشگاه تهران بخوانم به کار نقشه‌برداری روستاها در وزارت بهداشت و درمان مشغول شدم .در آخر به آموزشگاه عالی کارشناسی بانک کشاورزی وارد شدم و به استخدام بانک کشاورزی درآمدم . در سال 1345 متوجه شدم دانشکده معماری هنرهای زیبا شرط سنی وجود ندارد .بلافاصله با توجه به علاقه‌ای که به معماری  داشتم خودم را برای کنکور آماده کردم و قبول شدم درحالی‌که از هم‌کلاسی‌های خودم 12 سال بزرگ‌تر بودم .
روش تدریس به شما در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران چگونه بود ؟
زمانی که وارد هنرهای زیبا شدم،رئیس دانشکده مهندس سیحون بود .دیسیپلینی  بر آن حاکم بود که برگرفته از سیستم دانشکده بوزار فرانسه بود .این روش در نظر ما بسیار جالب بود.دانشجویان معماری در آتلیه‌های 5 گانه به نام‌های آتلیه سیحون،غیایی،اعتصام، آندروف و آفتاندلیانس تقسیم‌شده بودند .
در هر آتلیه دانشجویان سال اول که مقدماتی نامیده می‌شوند،با دانشجویان سال‌های بالاتر که سال بالایی گفته می‌شد همه در کنار هم بودند و میز کار داشتند .حتی کسانی که روی پروژه نهایی‌شان کار می‌کردند و پروژه دیپلم گفته می‌شد ، درهمان آتلیه بودند .در کنار هم بودن  دانشجویان از دانشجوی مقدماتی گرفته تا پای دیپلم که پروژه نهایی برای فارغ‌التحصیلی تهیه می‌کردند کمک مؤثری برای پیشرفت و یادگیری علمی طراحی معماری بود .هرچند در هر آتلیه استادان همان آتلیه در راهنمایی و کرکسیون دانشجویان حضور داشتند اما کمک سال بالایی‌ها به سال پایینی‌ها بسیار مؤثر وکارآ بود .البته نقش مهندس سیحون  در این  زمینه بسیار چشمگیر و مؤثر بود. نظرات او در کرکسیون ها در سفرهای جمعی که  با دانشجویان  برای دیدن  و تهیه کروکی می‌رفتیم ،همیشه مشوق و راهگشا بود .
در این سفرها که همراه استاد می‌رفتیم گاهی اوقات مهندس آندروف  استاد آتلیه و گاه  مهندس سیحون رئیس دانشکده ،در شناختن آثار ملی و فرهنگ معماری  به‌صورت جذابی مؤثر و مفید بود .
نکته قابل‌توجه  در دوره تحصیل ما در دانشکده هنرهای زیبا اعتصابی بود که تحت تأثیر شرایط سیاسی و اجتماعی همان سال‌ها در سال 1348  پیش آمد.برای این اعصاب دو عامل مؤثر بود ؛ یکی نارضایتی و اعتراض‌های سیاسی که در خفقان حاکم بر حکومت شاهنشاهی وجود داشت و جنبش‌های دانشجویی بازتاب آن بود  و دیگری اعتراض و اعتصاب در دانشکده بوزار پاریس بود که سیستم تحصیلی آن الگوی دانشکده هنرهای زیبا بود .نتیجه‌ای که به دست آمد کاملاً برخلاف پیش‌بینی ما بود . مهندس سیحون استعفا دادو نتیجه این استعفا شکستن آن سیستم جا افتاده و مقبولی بود که اعتباری به هنرهای زیبا داده بود .هرچند آن سیستم به کهنگی و فرسودگی رسیده بود و لازم بود بازبینی و نوآوری شود .اما پس از اعتصاب چون هیچ برنامه و سیستمی پیش‌بینی شده نداشتیم،به یکباره چیزی جانشین گذشته شد که عاری از یک سیستم اندیشیده و هدفمند بود.ازآن‌پس تاکنون نیز  دانشکده معماری هنرهای زیبای دانشگاه تهران  به استواری و اعتبار لازم نرسیده است.
ادامه دارد ...