نشریه شماره   207   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

سردرگمی شهروندان در ازدحام نشانه‌ها

در مسير اتوبان تهران_ قزوين خروجي بزرگراه كرج به تهران را به سمت ايستگاه متروي «محمد شهر» ميپيچم. بعد از چند بار پرس وجو، به ساختمان بزرگ مترو ميرسم و دوست خود را پياده ميكنم. براي بازگشت به سمت تهران ميبايست تابلوهاي بزرگراه تهران- قزوين را دنبال كنم اما بعد از چند بار پيچيدن و نگاه کردن به اطراف، تابلو راهنمايي نميبينم. گويي تابلوها، مسافر تازه وارد به منطقه محمد شهر را رها كردهاند و اين مسافر بياطلاع از خيابانهاي تودرتو و چهارراههاي شلوغ در يک منطقه ناآشنا، از كوچه باغهايي سر درمي آورد كه از گذشته در محمد شهر كرج باقي ماندهاست. اين مرتبه اين ساكنان محلي هستند كه اين مسافر گم کرده راه را به اتوبان تهران رهنمون ميشوند.

اين اتفاق که شايد براي بسياري از مسافران شهرهاي ايران رخ داده باشد، اين واقعيت را ميرساند كه نحوه کارگذاري علائم و نشانهها و تابلوهاي شهرها و چه بسا کلان شهرهاي ايران، براي راهنمايي مسافران و گردشگران ايراني و به ويژه توريستهاي خارجي مناسب نيست و در كنار بسياري از مشكلات ريزودرشت شهري باعث سردرگمي بيشتر ميشوند.

در راه بازگشت به تهران

در هر صورت وجود علائم راهنمايي و رانندگي بهتر از نبود آن است؛ چرا که با بازگشت به اتوبان كرج_تهران متوجه ميشوم كه مسافران در پايان تعطيلات در حال بازگشت به خانههاي خود هستند و اين موضوع ترافيك سنگيني را در مسير بزرگراه ايجاد كردهاست. به ناچار به سوي جاده قديم تغيير جهت ميدهيم اما اين اقدام با مخاطراتي همراه است؛ پيچهاي شديد، نبود نوردهي مناسب و از همه مهمتر نبود علائم راهنمايي در كنار بتنهاي وسط اتوبان و يا قبل از پيچ برگردان وسط اتوبان خطر تصادف را براي مسافران بالا ميبرد؛ آن هم در منطقهاي مسكوني- صنعتي كه محل تردد هرروزه بسياري از هم وطنان ما به سمت تهران است. بنابراين تهيه و نصب به جا و کارشناسي شده علائم راهنمايي و رانندگي در مسيرهاي جادهاي و خياباني الزامي بوده و به رضايتمندي و رفاه و آسايش هرچه بيشتر شهروندان و همچنين مسافران خارجي خواهد انجاميد.

آلماني سرگردان

وضعيت مسافران و جهانگردان در پيدا کردن آدرس در کشور ما هم در نوع خود جاي تامل دارد. مارون اشنايدر از آشنايان من است که براي نخستين مرتبه از ايران ديدن ميکند. او از من ميخواهد كه آدرس شركت طرف قراردادش را در يک صفحه كاغذ بنويسم. آدرس بلندبالا به اندازه يک پاراگراف را با نام محله، ميدان اصلي، كوچه و خيابان مينويسم و به او ميدهم. اشنايدر كه كارشناس يک بانك معتبر در آلمان است با تعجب به برگهاي كه به وي دادهام نگاه ميكند؛ به طوري که متوجه شدهام اين سومين باري است كه از بدو ورود به خاطر مواردي که در ايران ديده تعجبش برانگيخته شدهاست. دفعه نخست سرعت پايين اينترنت در ايران مسافر آلماني را متعجب کرده بود، دفعه دوم تفاوت بين ريال و تومان و اين بار نيز نوشتن اين همه واژه براي يك آدرس ساده موجب تعجب وي شدهاست.

اشنايدر احتمالا با خود ميانديشد اين مردم روش بهتري براي آدرس دادن بلد نيستند. حواسش هست كه ديگر از من آدرس نپرسد اما پس از نيم ساعت دوباره به سراغ خودم ميآيد و ميخواهد که تنها اسم خيابان و شماره آدرس را بنويسم.

پيدا کردن آدرس در كشور عزيز ما هنر است و تنهـــا از عـهده کســاني بـرميآيد كه در آن زندگي كردهاند. شايد اگر نقشه گوگل در گوشيهاي هوشمند موجود نبود مشكلات مسافران فرنگي بيش از اينها بود. بنابراين بهينهتر کردن روش يافتن آدرس ميتواند توريستهاي داخلي و خارجي را به درستي و با کمترين پرس وجو به محل موردنظر هدايت كند.

گم شدن نشانهها

شهرهاي ايران پر از شعارها، ديوارنوشتهها و حتي تبليغات شهري است كه بنا بر هويت خود ميبايد شكل محور باشند و در لحظه عبور بتوان آنها را خواند، اين در حالي است که براي خواندن اين نوشتهها ميبايست توقف کرد. پيامهاي بصري شهري يکي از مشخصههاي زندگي در شهرهاي مدرن هستند که متاسفانه در شهرهاي ايران به گونهاي که شايسته آن است مورد توجه قرار نميگيرد. رانندهها از جلوي نوشته عبور ميکنند درحالي که يك نشانه يا يك طرح گرافيكي كه در علائم و تابلوهاي شهري نمود زيادي دارد به سرعت با ذهن مخاطب و بننده ارتباط برقرار ميکند. جاي اين نشانهها كه تركيبي از هنر را به پيكر شهر منتقل ميكنند و تصاويري كه پيامهاي زيادي را انتقال ميدهند، در شهرهاي ما خالي است.

خارج از اهميت راهنماييکننده علائم راهنمايي و رانندگي و ديگر علائم و نشانههاي تصويري، عنصر زيبايي شناسي در نصب اين علائم نيز اهميت دارد. بهتر اين است كه تابلوها به ديوار نصب شود و يا در پس زمينه آنها فضاي سبز قرارگرفته باشد تا جلوه زيباتري پيدا کنند. يا اينكه تابلوها در ارتفاع پايين نصب شوند تا محسوستر باشند. اين علائم ميبايد درخور فضاي معماري پيرامون خود باشند تا تركيبي نامتجانس ايجاد نكند. مثل تابلوي راهنمايي و يا يک بنر بزرگ.

اينها همه آن چيزي است كه در نصب تابلوها و نشانهها در شهرها بايستي بيشتررعايت شود. نه راهنمايي به درستي صورت ميگيرد و نه حساسيت زيبايي شناسي جايي دارد و به بياني ميتوان گفت در ازدحام نشانهها و نوشتههاي شهري شهروندان به نوعي دچار سردرگمي شدهاند.

انواع علائم راهنمايي و رانندگي

علائم راهنمايي و رانندگي به علائم اخباري (اطلاع دهنده)، اخطاري (هشداردهنده) و انتظامي (حكم دهنده) تقسيم بندي ميشوند. تابلوهايي كه پنج وظيفه مهم هدايتگري، شناسايي و نام گذاري، كنترل ترافيك، آگاهي دهي در مورد تاريخ و اتفاقات، اعلام تشريفات و آيينها را انجام ميدهند. در اين ميان هستند پلاكاردها و نشانههاي تبليغاتي نيز كه در معابر، بيلبوردها و سردر فروشگاهها نصب ميشوند.

ازنظر استانداردها، بسياري از اين پلاكاردها و علائم با معيارهاي جهاني مطابقت دارند اما آنچه گاه مورد سردرگمي است مكان و فاصله نصب اين علائم است. در قانون راهنمايي و رانندگي در مورد فاصلهها و جاهاي نصب اين علائم هيچ ابهامي وجود ندارد، اما در زمينه اجراي اين قوانين بايد حساسيت لازم وجود داشته باشد و دقت موردنياز صورت بگيرد. اين عمل معمولا با توجه به سرعت استاندارد وسايل نقليه صورت ميگيرد. مثلا در خروجي شهر كوچكي مانند نظرآباد كه در حاشيه اتوبان كرج به سمت قزوين واقع شدهاست ميبايد در فاصله 10 تا 15 كيلومتر قبل از شهر علائم خروجي گذاشته شود؛ اصلي كه در بسياري از موارد مخصوصا داخل شهرها رعايت نميشود. البته ميبايست به آن تغيير نام جاها و حتي مكانهاي تاريخي را افزود. تقريبا همه خيابانها، كوچهها، ميادين و بزرگراههاي كشور نام مخصوص خود را دارند و در مورد كوچهها از اعداد ميتوان استفاده كرد. يا اينكه دليلي ندارد يك خيابان بلند در جايي بعد از چهارراه تغيير نام پيدا كند.