نشریه شماره   207   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

معماری زیبای سواحل خلیج‌فارس

سکونت و معماري در ساحل شمالي خليجفارس، از چند وجه قابلتأمل است. نخست از وجه تاريخي و حتي باستاني آن، دوم از وجه معماري و زيباييشناسي و سوم از وجه اجتماعي و فرهنگي.

واقعيت آن است که ازنظر مطالعات تاريخي و باستاني ظلم بزرگي به اين منطقه شده است. در تاريخ معماري معاصر هم، متأسفانه، اغلب قريب بهاتفاق ادبيات معماري ما از معماري بوشهر و بندرعباس و ديگر معماريهاي شمال خليجفارس غافل هستند. انگار فارس پايينترين استان کشور است و پايينتر از آن نرفتهاند. اين در حالي است که معماري مسکوني باشکوه بندر بوشهر و معماري قرنهاي سوم تا پنجم هجري سيراف از افتخار ايرانيان هستند. همانگونه که معماري خانههاي بريم و بوارده در آبادان، اولين خانههاي پيشساخته در خارک (1335)، خانههاي تاريخي بندرلنگه و بندر کنگ و دهها نمونه ديگر نشانگر عظمت و تفاخر مدني در اين منطقه است.  به مناسبت 10 ارديبهشتماه، روز ملي خليجفارس با بهروز مرباغي، معمار و مدرس دانشگاه، عضو انجمن مفاخر معماري ايران گفتگويي کردهايم که در ادامه ميخوانيد:

در حال حاضر وضعيت معماري در سواحل خليجفارس چگونه است؟

حالِ حاضر معماري سواحل شمالي خليجفارس، حالِ معماري تمام ايران است. در آنجا هم، همان اغتشاش و سردرگمي حاکم است که در تهران و ساوه و اليگودرز. مقررات خشک و غيرمعمارانه شهرداريها و سازمانهاي ملي ساختمان از يکسو، انتشار و حاکميت سليقه و فرهنگ نوکيسهگي از سوي ديگر، بر سر معماري سواحل خليجفارس همان بلايي را آورده که بر سر معماري تبريز و مشهد آمده است. بااينحال، در اين استانها عوامل و عناصر ديگري هم عمل ميکنند و مؤثر هستند. مثلاً در اين استانها دانشکدههاي معماري قدمت زيادي ندارند و به همين خاطر نيروهاي بومي کارشناس معماري که در ادارات و سازمانها حضور پيدا کنند و امور را به دست بگيرند، زياد نيست.

چگونه ميتوان آثار تاريخي و باستاني اين منطقه را حفظ کرد؟ آيا ميتوان تکنولوژي و تمهيدات مدرن را وارد اين محدوده تاريخي کرد؟

نخستين گام در حفاظت، شناخت است. يعني مردم ما بدانند در طول ساحل شمالي خليجفارس چه دارند و اينها چه ارزشهايي در خود دارند. وقتي اين شناخت حاصل شد، گامبهگام ميتوان طرحهايي براي حفاظت از آنها پيشبيني و اجرا کرد. اما در حفاظت از آثار باستاني و تاريخي بايد به مقدمات اوليه انديشيد. مثلاً بايد آثار را به دو دسته اصلي «نفيس» و «تاريخي» تقسيم کرد. ذخاير و آثار تاريخي نفيس آنهايي هستند که حکم «سند» را دارند و هرگونه مداخله در آنها سبب مخدوششدن سند ميشود، مثل تخت سليمان و چغازنبيل. ولي آثار تاريخي غير نفيس را ميتوان در حکم «موجود زنده» تلقي کرد که هنوز کارکرد و قابليت پذيرش برخي مداخلههاي کارشناسي را دارند، مثل خانههاي تاريخي و کاروانسراها.

منطقي است اگر فکر کنيم دسته دوم آثار تاريخي را ميتوان به چرخه حيات و بهرهوري وارد کرد. چرا ادارات ما در عبارتهاي تاريخي مستقر نشوند؟ چرا کاروانسراهاي متعدد و سرپا در طول جادههاي کشور عاطل و باطل ماندهاند و در فاصله اندکي از آنها دکان و بازارهاي بينراهي تأسيس شدهاند و . . .

چه ويژگيهاي منحصربهفردي در اين سواحل و جزاير وجود دارد؟

سواحل شمالي خليجفارس و جزاير ايراني آن، دريايي از شگفتيها دارند. معماري فاخر و بينظير بافت تاريخي بوشهر، گوردخمهها (يا سامانه استحصال آب) باستاني سيراف، جزيره زيباي لافت و بادگيرهايش، جزيره سرخ هرمز و خاک ارزشمندش، جزيره خارک و عمق بينظير آب در اسکله آن، دهانه کارون و اروندرود در خليجفارس، . . . نمونههايي اندک از  زيباييهاي بيشمار زيستگاه انساني سواحل و جزاير ايراني خليجفارس است. ساحل هندورابي به پرشکوهترين آکواريوم عالم معروف است، جنگلهاي حرا در بندر خمير و بندر پل از زيباترين مناظر طبيعي جهان است و معماريهاي تک و کمنظير در جايجاي اين بنادر و شهرها بر ابهت و زيبايي خليجفارس ميافزايند. از مسجد هنديها در آبادان، تا قلعه پرتغاليها در بندر کنگ، از «خانههاي اعياني» سيراف تا پل فلزي کارون. همه و همه جاذبههاي پر از نکته و آموزش در معماري و شهرسازي منطقه هستند.

آيا ميتوان بندر يا شهري را در اين سواحل بهعنوان کانون توسعه يادکرد؟

بهسختي! هريک از آباديها و شهرهاي اين ديار ويژگيهاي خود را دارد. ضمن اينکه نميتوان بهراحتي مرز بين «توسعه» و «رشد» را تعريف کرد اما، اگر مقوله رشد را عمدهتر تعريف کنيم، شايد صنايع عظيم نفت و گاز منطقه ويژه اقتصادي انرژي پارس بتواند نقطه عزيمت رشد اقتصادي در منطقه باشد. از سوي ديگر، بندرعباس با امکانات وسيعِ بندري و نقشي که در اقتصاد حملونقل دارد، پايگاه مهمي در منطقه به شمار ميآيد ولي ازآنجاکه اين منطقه ريشههاي عميق تاريخي و باستاني دارد، بهخوديخود، بستر لازم براي توسعه را دارد. همچنين رسوبات مدني اين تاريخ، زمينه خوبي براي رشد و توسعه است.

 براي معرفي معماري سواحل شمالي خليجفارس چه راه کارهايي وجود دارد؟

متأسفانه بايد بگويم اين بخش از ميهن ما، براي بسياري از معماران و شهرسازان ما ناشناخته است و کساني که بافت تاريخي بوشهر را ديده و مطالعه کرده باشند، بسيار اندک هستند اين در حالي است که همين بافت مستعدترين بافت تاريخي براي تطبيق با نيازهاي مدرن است. بسيار اندکاند کساني که سايت تاريخي سيراف را ديده و مطالعه کرده باشند و اين غفلت در حالي است که محوطه «خانههاي اعياني» مستندترين شاهد تاريخي ما در حوزه شهرسازي است. اين محوطه نشان ميدهد ما، هزار سال پيش، علم و عمل شهرسازي داشتيم و زمين تفکيکي و برنامهريزيشده براي ساخت خانه و دکان در اختيار مردم قرار ميگرفت. با ديدن و مطالعه اين محوطه، اين تلنگر به ما ميخورد که چرا با چنين سابقهاي، امروز، چنين شهرهاي بيقوارهاي داريم و چه بر سر ما آمده است.

و کلامِ آخر؟

مدتي در دانشکده معماري دانشگاه خليجفارس (بوشهر) تدريس ميکردم. حاصل کار بچهها فوقالعاده بود. يادم هست وقتي طراحيهاي اين بچهها را به همکاران حرفهاي دفتر معماريام نشان ميدادم، عموماً اذعان ميکردند قابلپذيرش نيست که بچههاي سالهاي اول معماري چنين طرحهايي بزنند. ولي اين بچهها واقعاً شاهکار بودند، ميدانيد چرا؟ چون آزمايشگاه معتبر و مهمي چون بافت تاريخي بندر بوشهر در کنارشان بود.