هرهفته شنبه ها - سال سیزدهم

پرتیراژترین نشریه صنعت ساختمان

نشریه شماره   207   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

همزیستی سنت و مدرنیته

محبوبه قرمز چشمه

آشتيان با ارتفاع 2100 متري يکي از مرتفعترين نقاط شهري استان مرکزي در منطقهاي سردسير در حاشيه کوههاي تفرش و مشرف به ارتفاعات زاگرس از طرف غرب واقع گرديده و به همين خاطر داراي آبوهواي نسبتاً سرد و کوهستاني در زمستان و در تابستان ييلاق معتدل و مطبوعي براي گردشگران است.

ايام نوروز آشتيان حجم بسيار زيادي از مسافران نوروزي را در خود جاي مي دهد؛ چه بهصورت گردشگراني که براي ديدن از تپه کوزهگري بازمانده از دوره اشکانيان، خانه دکتر غريب، آتشکده فراجان، آبانبار آشتيان،  قلعه نقي بيگ،  امامزاده عبدالله،  پارک کوهستاني تپه پشته و براي گذراندن تعطيلات در طبيعت بکر و سرد راهي اين خطه از ايرانزمين شدهاند، چه کساني که  بومي  اين شهر هستند و در کلانشهرهاي ايران و جهان زندگي ميکنند و تعطيلات نوروز را بهعنوان  فرصتي مناسب براي بازگشتن به دنيايي که درآن پرورشيافتهاند، غنيمت شمردهاند.

 در اين ميان بازار سنتي آشتيان تأسيسشده در دوره قاجارها به دليل نمود معماري سنت و مدرنيته در کنار هم  و حفظ اهميت آن در اقتصاد امروز اين شهرستان  مورد واکاوي خبرنگار پيام ساختمان قرار گرفته است.

بافت سنتي و مدرن در بازار اين شهرستان به شکل کاملي نمود پيداکرده است، وجود مغازههاي کفاشي مسگري و قهوهخانههايي به شکل سنتي، مغازههاي لحافدوزي و کارگاههاي صابونسازي(بدون دست زدن به ترکيب آن که نسلاندرنسل شغل خانوادگي  تعدادي از اهالي اين شهرستان ميباشد) در کنار مغازههايي که اجناس لوکس و مدرن(از لباسهاي مجلسي گرفته تا کيف و کفش و سماورهاي گازسوز و برقي) نشان از تأثير خواستهها و نيازهاي مردمان اين شهر بر شماي کلي شکل بازار سنتي بازمانده از دوره قاجاريه دارد، نشان از همزيستي بين سنت و مدرنيته در اين شهرستان است .

نقشه منطقه و اطلاعات اوليهاي را که از خبرگزاريها، گردشگران  و ديگر سايتهاي خبري در مورد بناهاي تاريخي آشتيان جمع کردهاي ورق ميزني ، ايام عيد است  ماشينت را در ميدان اصلي پارک ميکني، در کنار خيل کثير ماشينهايي که صاحبان آنها  يا گردشگراني  هستند که براي چاق کردن نفسي  و خريد و گشت و گذار در بازار سنتي و معروف آشتيان، توقف کردهاند و يا بوميهاي منطقه هستند  که بهحسب نيازهاي روزمره  براي خريد عيد و ساير ملزومات راهي ميدان اصلي و بازار سنتي شهر شدهاند. ميدان اصلي اين شهرستان را محل تجمع قديميها و بهقولمعروف ريشسفيدان  ميبيني که از کل  پوشش محلي که  سرپوش (کلاه نمدي، کلاه گوشي، کلاه پهلوي، کلاه شاپو)، تنپوش (قبا، پيرهن، جليقه، پوستين، کپنک و تمان) و پاپوش (شال پا، کلش، اوزي چپ، کفش ملکي، پوتون، گالش و اک شسته) است، تنها  کلاه نمدي و تمان و جليقه بر تن  و از پوشش امروزي کت به تن دارند. ميدان و سبزه کاري و شکل و نماي آن با بوستانهاي ميادين اصلي  تهران کاملاً همخواني دارد . از داخل ميدان اصلي با شيب نسبتاً تندي  به سمت بالا وارد بازار سنتي آشتياني ميشوي که با دو مغازه قصابي و بستنيفروشي به بدنه اصلي مغازههاي ميدان اصلي متصل شدهاند.

بازار نهچندان بزرگ اما حياتي اين شهرستان حدود سه متر عرض و 5/4 متر ارتفاع با يک ورودي و خروجي اصلي  در مرکز اين شهرستان واقعشده است. مغازهها از داخل دالان  سرپوشيده و آفتابگير بازار اصلي به سمت ميدان بزرگ اين شهرستان با پيوستگي خاصي کشيده شده است. عمارت مستوفيالممالک در محله حسنآباد که روزي صاحبش سفارش ساخت آن را از روي کارتپستالي که از فرنگ آورده بود ،ميدهد  از دهانه بازار قابلديدن است چراکه  بازار در ارتفاع بالاتري نسبت به اين عمارت  قرار دارد.

بافت بازار سنتي آشتيان

وارد بازار اصلي ميشويم. شيب تند به سمت بالا در ابتداي ورودي اين بازار ناخودآگاه چشم را به سقف آن ميدوزد،  آسمان اين بازار با آلومينيوم به صورتي که مسيرهاي جريان هوا و نور وجود داشته باشد مسقف شده است چراکه اين شهرستان زمستانهايي سرد و تابستانهايي با آفتاب سوزان دارد. با ورود به درون بازار  ناخودآگاه سرماي جانسوز اين شهر در دهانه اصلي باقي ميماند و آرامش پديد آمده موجب ميشود که فضا را بهتر ببيني و در ذهنت معماران قديمي و هنر آنان را تحسين کني. نور فضا بسيار عالي است، چايخانه سنتي با صندليها و پيشخواني که هنوز هم قديميهاي اين ديار مهمان آن هستند جزو بناهاي قديمي آجري و خشتي است که در ابتداي بازار ميبيني.  بناها  معمولاً در يک طبقه و به شکل مستطيلهايي در عمق ساختهشدهاند که گاه بهسختي انتهاي مغازه قابلمشاهده است.  اجناس مغازههاي سنتي بالأخص خشکبار و ادويهجات در جلوي مغازهها با ترتيب خاصي چيده شده است. با عبور از جلوي مغازهها انحناي بازار را که به سمت راست و سپس به سمت چپ کشيده شده را حس ميکني. مغازههايي به شکل دکان با درهاي چوبي و کلون تداعيکننده معماري سنتي زمان قاجار ميباشد، رنگ غالب مورداستفاده در رنگآميزي درهاي قديمي آبي است، رنگ در و پنجرههاي ديگر بناهاي مدرنتر برعکس بناهاي مغازههاي تهران که  اغلب در يک طيف رنگ هستند، تنوع خاصي دارد، رنگها که به سليقه صاحبان مغازه از طيف بنفش و سبز و آبي و سفيد انتخابشده و ذهن را به سمت ظرفهاي کابينت مادربزرگها که از هر رنگي و مدلي يکي مانده است، ميبرد.

 يک نگاه کلي بهکل شکل و شمايل بناها و مغازهها آخرين تغيير در بناها را  به سالهاي 1320 تا 1340 ميرساند. نبودن تدابير امنيتي در قفلها و جنس درهاي مغازهها نشان از امنيتي است که در بين صاحبان مغازهها در اين بازار از گذشتهها وجود داشته است.

کفپوش اين بازار سنگهاي مربعي کوچک در ابعاد 20 در 20 سانتيمتر مربع ميباشد که با جوي آب کوچک و باريکي در وسط اين سنگفرش به دو قسمت تقسيمشده است. اين جوي کوچک  به شکلي تعبيهشده  که مانع تردد و عبور گاريها نميشود. معماري  صابون فروشيهايي که همزمان در آن صابون به شکل سنتي توليد ميشود و به صابون آشتيان معروف است در کنار کفاشيهايي که کلش، اوزي چپ، کفش ملکي، پوتون، گالش و اک شسته ميدوزند از صنايع بکر و دستنخوردهاي ميباشد که با گذشت سالها  هنوز بازار فروش خود را در ميان بوميان  و گردشگران  اين ديار دارند.