هرهفته شنبه ها - سال سیزدهم

پرتیراژترین نشریه صنعت ساختمان

نشریه شماره   202   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

پل سـازی در ایـران

واژه پُل در زبان فارسي برگرفته از پوهل پهلوي (پول) است. در عربي آن را «جسر» يا قنطره و در ترکي «کرپي» يا «کول پي» ناميده ميشود. پل به معناي بسيار ساده آن تاق (قوس زدهشده بين دو پايه) يا گذرگاه (محل عبور از دره ، خندق، رودخانه و ساير عوارض طبيعي) است که يک سازه معماري است. پلسازي ازنظر زماني ، تاريخي بهاندازه راهسازي دارد، بدين معني که در ساخت راه و برقراري قطعهها با موانع مختلف به يکديگر، احتياج مبرمي به پيونددهنده آنها يعني (پل) است. کاوشهاي باستانشناسي و چگونگي تفسير آنها گواهي ميدهند که اولين پلهاي ساختهشده دست بشر ساده و کمدوام بودند.انداختن تنه درخت در دو طرف يک دره يا رودخانه جهت عبور، معني پل را بهخوبي تداعي ميکند.

 راهسازي و بهتبع آن پلسازي در اشاعه تمدن بشري نقش مهمي در دنياي کهن داشت. ردپاي تاريخ پلسازي را بايد در پلهاي قوسي شکل يک دهانه، جستوجو کرد. در کاوشهاي باستان شناسان تاق بهعنوان يک سازه در 4000سال ق.م در خاورميانه بهکاررفته است و ايرانيان از پيشگامان ساخت اوليه اين سازه بودند. کاربرد اين تاق توسط روميان در پلسازي به 700ق.م برميگردد. در ميان اقوام شرقي، ايرانيان، هنديها و چينيها را ميتوان جزو برجستهترين، معماران آن دوره تاريخي دانست، اما ايرانيان همچنان در هنر تاق زني پيشتاز و پيشرو بودند.

 کندوکاو در مسائل اقليمي نشاندهنده اين موضوع است که اصولاً  ايران سرزميني کويري يا جلگهاي کم آب محسوب ميشود،  اما در دامنههاي کوههاي البرز و زاگرس به دليل بارش برف و باران رودهاي پرآبي جاري است و براي گذر از آنها ساخت پل ضروري به نظر ميرسيد. با توجه به مطلب ذکرشده بديهي است که مطابق با شکوفايي تمدن، ايران در پلسازي پيشگامتر از اروپا باشد. در ايران باستان جهت برقراري ارتباط بين شهرها و حفظ امنيت آنها راههاي شاهي و تجاري و فرهنگي احداث شد. راه ابريشم که شمال و جنوب و شرق و غرب را به هم پيوند ميداد يکي از اين راهها بود و ساخت پلهاي متعدد در بين راهها اجتنابناپذير به نظر ميرسيد.

راه شاهي از ليديه شروع و پس از طي 416 فرسخ معادل 2500 کيلومتر و گذر از روي پلدختر به شهر شوش ميرسيد. طول راه ابرشيم نيز 8000 کيلومتر بود. از بقاياي پلهاي قبل از هخامنشي غير از دو نمونه که در لوحهاي شوش و بابل مربوط به تمدنهاي عيلام و بينالنهرين و نشانهاي هم از دوره مادهاست و توسط باستان شناسان کشفشده، اثري سالم وجود ندارد و تقريباً اکثريت آنها تخريب شدهاند.

پلهاي روي رودخانههاي کرخه و دجله و فرات و کوههاي زاگرس به ترتيب متعلق به تمدنهاي،عيلام و بينالنهرين و سرزمين مادها ميباشند. قابلذکر است ساخت پلها در دوره ساسانيان به اوج عظمت خود رسيد، پل بابل متعلق به زمان 600 ق.م روي رودخانه فرات با طول زياد و عرض 9 متر که بر الوارهاي چوب و پايه سنگي استوار بود، زده شد. از اين پل در متون کهن ياد شده است. برخي از باستان شناسان و پژوهشگران معتقدند : قديميترين پل، بر روي رودخانه ارس زده شده که متعلق به دوره اورارتوها ميباشد. اين پل در قرن هشتم ق.م تخريب شد. بناي تاق جهت ساخت پل، بر روي پايههاي عظيم و ستبر را ايرانيان ابداع کردند. هرودت مورخ بزرگ يوياني در مورد دو نمونه کار فوق از بناي پلي بر روي رودخانه آراکس نزديک تخت جمشيد ياد ميکند. سادهترين نوع پلهاي معلق با استفاده از سازههاي چوبي، سنگ و الياف ساخته ميشد. مهمترين پل در دوران هخامنشي که آنتي گونوس سردار اسکندر در حمله به ايران از روي آن گذشت، پل تنگ روي رود صيمره(سيمره) در استان لرستان است.

 ادامه دارد...