نشریه شماره   200   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

برنامه‌ريزي زيست محيطي

آدمي براي هزارههاي متوالي بر روي زمين زيست، نان از دل زمين به دست آورد، آب از دل زمين برگرفت و سرانجام در دل زمين آرام يافت. اين ماجرا همچنان ادامه داشت، تا آنكه در حدود يکصد و پنجاه تا دويست سال پيش انقلاب صنعتي به وقوع پيوست. انسان كه تا اين زمان قدردان زمين بود و به شكرانه برخورداري از نعمتهايي كه حاصل ميکرد، حرمت و قداست زمين را پاس ميداشت و به همين منظور گاه و بي گاه به جشن و شادماني ميپرداخت، ناگهان با ابزار و امكاناتي كه چيرگي او را بر طبيعت ميسر ساخته بودند، به هواي  انباشت هرچه بيشتر مال و ثروت جايجاي زمين را بر دريد، آب رودخانهها و درياها را از گندِ پسماندها و زبالههاي کارخانهها و صنايع آكند، درختان را بركند و جنگلها را نابود ساخت و هواي پاك و فرحبخش زمين را از ذرات مرگبار و سمّي انواع  گازهاي گلخانهاي انباشت، پس ميانگين دما افزايش يافت و سياره زيباي زمين بيمار و تبدار شد، بهاينترتيب چرخه طبيعي حيات برهم خورد و ازاينجا به بعد بود كه توفانها وزيدن گرفتند، سيلابها جاري شدند، خشکسالي گسترش يافت، فقر و بيماري شايع شد و جانوران و حيوانات معصوم و زيبا از پاي درآمدند.

در اين ميان بيم و ترس دولتها از يكديگر كه ناشي از حرص و ولع آنها براي دستاندازي هرچه بيشتر بر منابع و امكانات بود نيز مزيد بر علت شد و آنها را بهسوي ساخت انواع سلاح و مهمات مرگبار و ويرانگر و ازجمله سلاحهاي هستهاي سوق داد.  آنچه در اين ميان از ياد رفت و بهکلي فراموش شد  زمين بود. انگارنهانگار كه اين سياره ميراث ارجمند گذشتگان و امانتي خطير از جانب آيندگان است. پس بحران از راه رسيد و عواقب آن همه گير شد. بر اين اساس جمعي كه از ديگران حساستر و خيرانديشتر بودند به ميدان آمدند، اعتراضها بالا گرفت، راهپيماييها انجام شد، اجلاسها و نشستها برپا و بيانيهها صادر گرديد.

ازآنجاکه تا اين زمان توسعه و آبادي شهرها و روستاها و احداث جادهها و کارخانهها و بسياري پروژههاي عمراني ديگر به تخريب و نابودي محيطزيست انجاميده بود، گروهي نيز بر آن شدند تا در اين خصوص برنامهريزي منطقي و معقول ارائه دهند.

پس توسعه عمراني و اثرات آن بر محيطزيست بهنوبه خود باعث به وجود آمدن بحث و مقولهاي تحت عنوان «برنامهريزي زيستمحيطي» شده است كه در آن بر لزوم برنامهريزي براي حفظ محيطزيست به هنگام احداث پروژههاي عمراني تأكيد ميشود.

مفهوم كلي برنامهريزي زيستمحيطي عبارت است از تلاشهايي كه در جهت تعادل و هماهنگي فعاليتهاي انسان در محيطزيست صورت ميگيرد. اين فعاليتها عمدتاً بهصورت برنامههاي آباداني و ساختماني است كه انسان به نفع خود ايجاد نموده و به اين شكل برنامهريزي محيطزيست در نهايت ميبايست اثرات منفي اين تأسيسات و فعاليتها را بر محيط طبيعي خنثي نمايد . اين در حالي است كه بسياري از ناظران اظهار نگراني ميکنند كه علاقه انسان به توسعه صنعتي و اقتصادي منجر به خساراتي به محيطزيست ميگردد كه در نتيجه اين تغييرات و نيز در اثر كاهش سريع منابع طبيعي، اجتماعات انساني از هم فرو خواهد پاشيد. همچنين ايجاد هرگونه تغيير در نوع استفاده از زمين و طبيعت اطراف منجر به ايجاد تغييرات نامطلوبي در محيطزيست ميشود.

 وظيفه برنامه ريزان زيستمحيطي

وظيفه برنامهريزان زيستمحيطي اتخاذ تدابيري است كه تأثير منفي اين تغييرات را به حداقل كاهش دهد. براي رسيدن به چنين هدفي برنامهريزان دو مفهوم عمدتاً زيربنايي را بايد مورد استفاده قرار دهند؛ اول اينكه هرگونه تأسيسات عمراني كه در يك منطقه بنا ميگردد، داراي نيازمنديهايي است كه بنا بر مختصات طبيعي مناطق تعيين ميشود. مثلاً مناطقي كه ازنظر زمينشناسي مهندسي داراي استحكام چنداني نيستند براي تأسيسات سنگين صنعتي نامناسب تشخيص داده ميشوند و يا زمينهايي كه در معرض سيلاب هستند براي احداث منازل مناسب نميباشند و يا در محلهايي كه اكثر اوقات مهآلود ميباشند براي احداث فرودگاهها نامناسب هستند.

اصل دوم اين است كه تأسيسات عمراني كه در مجاورت يكديگر ساخته ميشوند به نسبتهاي مختلف با هم سازش نشان نميدهند. مثلاً احداث منازل در كنار فرودگاهها و کارخانهها به دليل آلودگي هوا و صوت نامناسب است . البته پيشرفت تكنولوژي و دانش ميتواند اين همزيستيها را افزايش دهد.

با توجه به علم عمران ميتوان شهر را مجموعهاي از سازههاي عمراني تعريف كرد كه جمعيت انساني در آن به فعاليت روزمره خود مشغول است. اين سازههاي عمراني عبارتند از خانهها كه حجم عظيمي از شهرها را به خود اختصاص داده، فرودگاهها، ايستگاههاي قطار و مترو، تأسيسات آب و برق و گاز كه معمولاً در حومه شهر مستقر هستند کشتارگاهها و غيره كه همه آنها ميتوانند اثراتي را بر محيطزيست اطراف خود بگذارند.

انواع آلودگي زيستمحيطي

آلودگي اين سازهها عمدتاً در اشکال زير تجلي پيدا ميکند: 1- دفع ناقص زباله و فاضلاب 2- آلودگي هوا 3- آلودگي صوتي ناشي از تردد هواپيماها، کارخانههاي صنعتي، تردد اتومبيلها در بزرگراهها 4-  استخراج شن از رودخانهها که موجب تغيير مسير رودخانه، تغيير در اکوسيستمهاي گياهي و جانوري، ونيز نفوذ آلودگي به لايههاي زيرين زمين ميشود.

کلام پاياني

پروژههاي عمراني كه در داخل و حومه شهرها و نيز در مناطق كوهستاني و دشتها كه ازنظر پوشش گياهي و جانوري داراي ارزش زيستمحيطي هستند داراي خطرات بالقوه و بالفعلي هستند كه براي مقابله با آن يا بايد احداث پروژههاي عمراني را متوقف كرد كه اين خود امري محال است بخصوص در كشوري درحالتوسعه مثل ايران و يا اينكه قبل از احداث پروژههاي عمراني با دست زدن به يك سري ارزيابيهاي زيستمحيطي، اثرات سوء آن پروژه را بر محيطزيست بررسي كرده و حتيالامكان نقاطي را براي احداث پروژه انتخاب كرد كه كمترين خطر را براي محيطزيست و بيشترين كاربرد را از لحاظ علمي و تكنولوژي داشته باشد.

بهعنوانمثال نداشتن يك سيستم پيشرفته آب و فاضلاب در يك کلانشهر موجب شيوع بيماريهاي گوناگون حتي در قرن حاضر ميشود و همينطور فرودگاهها كه ميتوانند بزرگترين آلودهکننده صوتي در داخل يك شهر باشند.

يا سدهايي كه بدون ارزيابي منطقه هدف ساخته ميشوند با زير آب بردن مناطق وسيعي از حوزه رودخانه، موجب نابودي گونههاي مختلف گياهي و جانوري كه حياتشان به يكديگر وابسته است، ميشوند و يا نابودي جنگلها در شمال كشور بهمنظور ساختوساز که موجب بروز سيل و بار آوردن ميلياردها تومان خسارت جاني و مالي شده است و اين تنها به اين دليل كه جنگلها و مراتع، ميزان نفوذ آب را به داخل زمين شدت بخشيده و از وقوع سيل جلوگيري به عمل ميآورند. اينجاست كه لزوم ارزيابي زيستمحيطي قبل از اجراي پروژههاي عمراني اهميت مييابد.