نشریه شماره   192   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

تغییر سازمان نظام مهندسی؛ چرا؟ مهندسی کشور نیاز به پیشوا دارد؟

گروه گزارش: خبر کوتاه و جالب است: اولين نشست «راهبر مهندسان ساختمان» با موضوع «ساختار سازمانهاي نظاممهندسي ساختمان» در جهت استفاده از تمامي ظرفيتها براي مشاوره و تبادل آراء با نخبگان جامعه مهندسان ساختمان و اهتمام براي ارتقاي کيفيت ساخت و اعتلاي جايگاه مهندسان ساختمان با حضور و سخنراني تعدادي از اعضاي هيئتمديره سازمان نظاممهندسي استان تهران و تعدادي از مهندسان عضو سازمان نظاممهندسي استان تهران و استان گلستان تشکيل شد.

اين خبر کوتاه، بهخوبي گوياي تشکيل يک سازمان مردمنهاد جديد (انجياو) در صنعت ساختمان کشور است که البته فينفسه خبر خوبي است؛ اما اين سازمان تازه تأسيس نام خودش را «راهبر مهندسان ساختمان» گذشته و در گام اول، براي «تغيير ساختار نظاممهندسي» خيز برداشته که هر دوي اينها اما و اگر و چرا و چگونههاي متعددي را در پي دارد. براي بسط بيشتر موضوع بگذاريد ببينيم اصلاً سازمانهاي مردمنهاد براي چه تشکيل ميشوند و بين تشکل جديد و سازمانهاي مردمنهاد چه تشابهاتي وجود دارد.

نهادي مردمي جايگزين دولت

بنا به تعريف متداول، سازمانهاي مردمنهاد، گروههاي کوچکي متشکل از افراد علاقهمند به رفع يک معضل در جامعه هستند که براي تحقق هدف خود بهصورت داوطلبانه در يک ساختار قانوني و منسجم بهصورت غيردولتي، غيرسياسي، غيرانتفاعي و غيرتجاري به فعاليتهاي عامالمنفعه ميپردازند. اين سازمانها بهعنوان جوامعي که از همسويي اهداف و نگاه بخشي از افراد جامعه و همچنين مشارکت مردم با يکديگر براي تحقق يک هدف مشترک تشکيل ميشوند، ميتوانند نقش مهمي در توسعه ايفا کنند. ازاينرو نقش اساسي سازمانهاي مردمنهاد در جريان کمک به توسعه، ايجاد ظرفيت اجتماعي در مراحل برنامهريزي و سازماندهي فعاليتهاي توسعه است. از جمله کارکردهاي مؤثر و مشخص سازمانهاي مردمنهاد در توسعه فرهنگي و اجتماعي ميتوان از اين موارد نام برد: حد واسط بودن بين دولت و جامعه و ايجاد تعامل دوسويه (کسب اطلاعات از دولت و انتقال آن به شاخههاي خود يا گردآوري اطلاعات در حوزه فعاليت و ارائه آن به دولت)، کمک به افزايش و ارتقاي سطح آگاهي اجتماعي و فرهنگ پذيري افراد از طريق مشارکت در فعاليتها، تمرين کار گروهي و زندگي جمعي توأم با آزادي و دمکراسي، آموزش گروههايي از جامعه در مقياسهايي کوچکتر از نهادهاي رسمي، جايگزيني دولت در ارائه برخي خدمات، تقويت نهادهاي جامعه مدني، تسريع تغييرات اجتماعي، فراهم کردن زمينه بروز خلاقيت، نوآوري و آزمودن رويکردهاي نوين در قبال مسائل، دريافت و انعکاس باز‌‌خوردها درباره رويکردها، سياستها و برنامهريزيها و ...

در ابتداي نشست «راهبر مهندسان ساختمان» نيز اهداف و برنامههاي اين تشکل براي حضار و مدعوين معرفي شداند که عبارتند از: فراهم آوردن فرصت و بستر مناسب براي ارائه آخرين نظرات و دستاوردهاي محققان، انديشمندان و مهندسان کشور در ارتباط با موضوع نشستها، کمک به ايجاد گفتمان علمي و کاربردي و تصميم سازي نسبت به موضوع نشست، ايجاد محيط تبادلنظر و استماع و بررسي آراي تخصصي و راهبردي، شناسايي نخبگان و صاحب انديشهها در جامعه مهندسي ساختمان کشور، تدوين نقشه راه و چشمانداز پيشنهادي براي سازمان با استفاده از نتايج حاصله برگزاري نشست ها.

با توجه به همه اينها، ميتوان گفت خوشبختانه از جهت اهداف و چشمانداز بين «راهبر مهندسان ساختمان» و يک سازمان مردمنهاد واقعي انطباق بسيار زيادي وجود دارد؛ چرا که عدهاي مهندس و متخصص دور هم جمع شدهاند تا برخي نواقص و کاستيهايي دولت را در حوزه اجتماع جبران کنند. اما و هزار اما!

بحران نامگذاري!

شايد چيزي که بيش از همه درباره اين تشکل جديد توي ذوق ميزند نام آن است. راهبر مهندسان ساختمان؟ آيا راهبر به معناي «رهبر و پيشوا» است؟ و اين يعني قرار است عدهاي در صنعت ساختمان رهبر ديگران باشند؟ اگر نه، نميشد نام بامسمي تري يافت؟ شايد براي پرهيز از روبه رو شدن با اينگونه سؤالات و بازخوردهاي منفي احتمالي، بهتر بود نامي که بيشتر تداعيکننده همراهي و همفکري باشد انتخاب ميشد تا نامي که بيشتر تداعيکننده رهبري و هدايت ديگراني است که لابد به بيراهه ميروند! 

ماندن در کليات

در اولين نشست «راهبر مهندسان ساختمان» چندين سخنراني و مقاله ارائه شد. موضوعات طرحشده در اين مقالات و سخنرانيها شامل ضرورت هماهنگي و تناسب استراتژي و ساختار در سازمانهاي نظاممهندسي ساختمان، تحليل ساختار و کارآمدي سازمان نظاممهندسي ساختمان در ارتباط با اهداف اقتصادي و فرهنگي، بررسي تحول و تعالي سازمان نظاممهندسي ساختمان، ضرورت بازنگري ساختار سازماني بر اساس مديريت فرايندها، چالشهاي پيش روي نظاممهندسي ساختمان، بررسي جايگاه ساختمانسازي سبز در نظامهاي فني و ساختماني دنيا، بررسي امکانسنجي ادغام ضوابط ساختوساز شهري با نظامهاي فني و اجرايي کشور، لزوم تجميع نظامات فني و اجرايي، مجري ذيصلاح و ... بود. عليرغم جذابيت، اهميت و ضرورت طرح اينگونه مباحث در مجامع و محافل حرفهاي مهندسي، توجه به محتواي ارائهشده در اين نشست، بيانگر اين امر است که سخنان و مقالات کمتر از حيطه مشکلاتي که «همه ميدانند» خارج و به حوزه ارائه راهکار و پيشنهاد وارد شده است.

پروانه اشتغال به کار عطيه الهي است!

هرچند ميتوان کاربردي نبودن مطالب طرح شده در اولين همايش راهبر مهندسان ساختمان را مهمترين اشکال آن دانست بااينحال در اين نشست بعضاً سخنان جالبي مطرح شد که مروري بر آنها خالي از لطف نيست:

تغيير ساختار سازمان نظاممهندسي ضروري است. نظاممهندسي استانها يک ساختار اداري واحد ميخواهد. اصلاح ساختار نظاممهندسي ساختمان مهمترين رکن تحقق اهداف اقتصادي و فرهنگي است. اگر سازمان نظاممهندسي به سراغ تغيير ساختار نرود حتماً به سمت رکود پيش خواهيم رفت  و ما نميتوانيم کاري از پيش ببريم. هنوز اهداف و وظايف سازمان تدويننشده است. تغيير در گرو مديريت فرايندها است. اگر ما به دنبال تغيير نرويم هيئتمديره جديد هم به چالش کشيده ميشود؛ تا ساختار سازماني تغيير نکند، نميتوانيم  سازمان را نقد و انتظاراتي از آن  داشته باشيم.

سازمان گرچه بيستساله است ولي ازنظر عمر درک و فهم هنوز کودک بالغ نشده است و حس عدم بلوغش از عقلانيتش قويتر است و ما شاهد اين موضوع در مجامع هستيم  و اعتراضها و فريادهايشان نشان از اين دارد.

 درست است که در جاهايي مهندسين حق دارند ولي آنها بايد بدانند اين حق  را در کجا و چه زمان مطرح کنند. در اينجا بايد به اين پرسش پاسخ داد که آيا اکنون سازمان نظاممهندسي استان تهران سخنگو دارد؟.هر کاري نقشه راه مختص به خود را دارد، ولي ما در سازمان چنين چيزي را نداريم و وقتي وارد سازمان  ميشويم اين را ميتوان از  ازدحام و شلوغي آنجا فهميد همانجا ناهنجاري سازمان بر ما هم تأثير ميگذارد و خود زمينهاي براي ناهنجاري ميشود.

ما بايد نظاممهندسي را بهگونهاي تبيين کنيم که يک مديريت شيشهاي و يا ويتريني داشته باشيم که البته در حال حاضر نداريم.

در بيشتر کشورهاي دنيا تربيت متخصص بر اساس نيازهاي کشور است؛ در کشور ما لااقل جزو ده اولويت اول نبوده و صرفاً چون تقاضايي بوده براي برطرف کردن آن افرادي را مدرک بدهيم و متخصص تربيت کرديم و حالا يکي از چالشهاي نظاممهندسي کشور ورود همين مهندسان است. در آزمون اسفندماه سال گذشته 7 هزار نفر قبولشدهاند و براي پروانه ساخت تنها در سال گذشته به مهندسان پروانه دار نظاممهندسي 50 درصد اضافهشده است.

ساختارهاي استاني تعريف درستي ندارند و نظاممهندسي قدرت نفوذ را در استان نداشته و در بيشتر استانها به اين ساختار اجازه نداده قانون نظاممهندسي در بسياري از بخشهاي کشور عملياتي بشود براي اينکه عوامل اجرايي نداشتيم و دفاتر نتوانستهاند به وظيفهشان عمل کنند.

يکي از اتفاقاتي که در نظاممهندسي افتاده اين است که مهندسان فکر ميکند پروانه اشتغال به کار عطيه الهي  است و از طرف خداوند براي ما نازلشده است و تا بدون هيچ مسئوليتي پول دريافت کنيم. وقتي ما مهندسين مسئوليتي را قبول نکنيم چطور ميتوانيم توقع منافع مادي کنيم؟ اين بيماري است که در نظاممهندسي اتفاق افتاده است.

گفتن يا انجام دادن؟

مطابق اطلاعرسانيهاي انجامشده، ظاهراً «راهبر مهندسان ساختمان» قصد دارد اين رهبري را ادامه دهد و از همين الان در حال برنامهريزي براي برگزاري دومين نشست خود در اواخر آبان ماه سال جاري با عنوان «نوسازي بافتهاي فرسوده» است. با اين حال معلوم نيست خروجي دقيق و درست نشست اول چه بوده و قرار است سازمان نظاممهندسي کشور و بهتبع آن مهندسان عضو اين سازمان، از نشست اول به چه نحو منتفع شوند. آيا صرف برگزاري نشست و ايراد سخنراني براي حل مشکلات کفايت ميکند؟ آيا مقالات ارائهشده قرار است در جايي گردآوري و يا چاپ شوند؟ آيا بعداً گروهي کارشناس از دل اين مقالات و سخنرانيهاي کليگونه، راهکارهايي را استخراج و در اختيار مديران و مسئولان اجرايي قرار ميدهند؟ به نظر ميرسد بهتر باشد برگزارکنندگان سلسله نشستهاي «راهبر مهندسان ساختمان» پيش از اينکه به فکر تداوم برگزاري آن باشند به دنبال يافتن يا ايجاد راهکار براي حل مشکلات موجود باشند و نه صرفاً بيان دوباره و چندباره مسائل و مشکلات سابق. براي اين دوستان آرزوي موفقيت داريم.