دیجیتال دشمن معمار امروز

شمار نشریه : 192

گروه معماري و دکوراسيون:آموزش خوب و بهينه  معماري يکي از موارد مهمي است که ميتواند بر پيشرفت معماري در کشور ما تأثير داشته باشد. در حال حاضر آموزش معماري چه ضعفهايي دارد ، چگونه بايد باشد؟ آيا آموزش معماري بايد بتواند معماري ايران را نيز متحول کند؟در رابطه با آموزش معماري با چند تن از کارشناسان معماري گفتگويي کردهايم که در ادامه ميخوانيد:

باتجربهترين افراد به تدريس معماري بپردازند

امير جوانبخت، عضو انجمن مفاخر معماري ايران در رابطه با آموزش معماري به خبرنگار پيام ساختمان ميگويد: چندبعدي بودن معماري، وظيفه استاد معماري را سختتر ميکند .به قول استاد پيرنيا يک معمار بايد  مبحث نيارش که شامل موارد سازهاي ميشود را بداند و هندسه و تاريخ و مصالح و زيباييشناسي را خوب درک کند تا بتواند براي مردم ساختمان خوب بسازد ، معمار بايد منطق معماري را بفهمد  نه فقط از تاق و قوس تقليد کند

وي تأکيد ميکند:يک استاد معماري بايد در مرحله اول اين آگاهي وسيع را از همه اين موارد داشته باشد تا بتواند نسبت به راهنمايي دانشجويان به نحو احسن اقدام کند و به همين منظور بايد باتجربهترين و مسلطترين افراد به تدريس طرح و معماري گماشته شوند .

جوانبخت ميافزايد:در آموزش معماري بايد به دانشجويان گوشزد شود که هر خطي کشيده ميشود حاوي يک سري اطلاعات و نشانهها و بار معنايي است و ما معماران با زبان نقشه با يکديگر و ديگران حرف ميزنيم و بايد دقت کنيم که زبان ما از چه فرهنگي نشئت گرفته و فضايي که طراحي ميکنيم حاوي چه ويژگيهايي است.

اين عضو انجمن مفاخر معماري ايران با اشاره به اينکه بايد به موارد کمکآموزشي در آموزش معماري شامل فيلم ، اسلايد ، نقشهها و بازديد از شهرها و بناها و کشيدن کروکي از آنها  اهميت داد، خاطرنشان ميکند:بازديد ميداني دانشجويان از شهرهاي تاريخي ميتواند  در درک  درست دانشجويان  از  فضاها مؤثر باشد که متأسفانه حالا کمرنگ شده و بعضي از دانشجويان معماري فارغالتحصيل ميشوند اما کاشان و اصفهان را نديدهاند.

نيازهاي آموزش معماري در ايران

بيژن عليآبادي، معمار و عضو انجمن مفاخر معماري ميگويد:آموزش معماري  نياز به برنامهريزي تخصصي دارد که بايد شامل تدريس تاريخ هنر و سير تکامل  هنرمعماري در دوران تاريخ ( تئوري و فيلم و اسلايد)تدريس مباني نظري و مفاهيم و شيوههاي معماري  جهان از طريق مطالعات کتابخانهاي و ميداني،مقايسه چند سبک و يا شيوه معماري با يکديگر و تشابهات،طراحي پروژههاي کوچک و بزرگ با توجه به موضوع و محيط و سرزمين در طول دوران تحصيل است. 

وي با تأکيد بر اينکه هر رشته تحصيلي نياز مکاني لازمه خود را دارد ، نيازهاي مکاني آموزشي رشته معماري را بر شمرده و تأکيد ميکند: مکان لازم جهت تدريس دروس علمي و تئوري،مکان لازم جهت طراحي با  لوازم و تجهيزات لازم  براي هر دانشجو و مکان لازم جهت نمايش اسلايد و فيلم و کنفرانس ازجمله اين مکانهاست.

عليآبادي درباره ويژگيهاي اساتيد خوب معماري ميگويد:آموزش موفق  هر رشتهاي  در دانشگاه بستگي به اساتيد و دانشياران و مدرسين  مربوط به آن رشته دارد و مشخص است که اساتيد و دانشياران و مدرسين داراي درجه علمي، مناسب تدريس هستند ولي به نظر من فقط داشتن تحصيلات کافي نيست بلکه نياز به صبرو شکيبايي و دانستن سبک آموزش دارد. درجه علمي استاد دليل خوب و يا بد بودن آن استاد نيست بلکه نحوه تدريس و انتقال مطالب و ارتباط بادانشجويان بسيار مهم است .

اين معمار ميافزايد: استاد بايد دانش جويان را بهعنوان پژوهشگر تصور نموده  و به دانشجويان حق استفاده از منابع و مرجع در زمانهاي آزمون  داده شود.نبايد انتظار داشت که مطالب تئوري  را همچون دوران دبيرستان و يا دبستان حفظ کنند.

 وي همچنين با اشاره به  نورگيري  و نورپردازي در بنا ادامه داد:با توجه به اينکه هر بنائي به تأمين نور جهت بهرهبرداري نياز دارد که مهمترين آن نورپردازي بهطور طبيعي و در صورت لزوم  استفاده از نورهاي مصنوعي (نورهاي خورشيدي - نورهاي الکتريکي - نورهاي تابشي و ...) بهعنوان يکي از پارامترهاي لازم در طراحي  است ، تدريس آن به دانشجويان ضروري به نظر ميرسد .

عليآبادي شناخت و آموزش  سازه و تأسيسات مکانيکي و برقي  و جايگاه آنها در پروژه را براي معماران از ضروريات دانسته و ميگويد:بارها مشاهده گرديده که به دليل عدم اشراف مهندسان معمار به مسائل سازه و تأسيسات، اجرائي نمودن طرحها با مشکلات بسيار روبهرو ميشود و برخي اوقات به دليل کمبود اطلاعات فني ( سازهاي وتاسيساتي ) طرح غيرقابل اجرا ميشود .ازاينرو تدريس کلي ايستائي و سازه و همچنين تدريس تأسيسات مکانيکي و برقي ساختمان با ذکر نمونه و مدلسازي باعث  ارتقاي  طرح معماري خواهد شد . همچنين شناخت تکنولوژي هاي نوين راهگشاي مصالح و موارد لازم در طرح خواهد بود .

کاردانشجو در حال حاضر راحتتر شده است

نسيم ايرانمنش، معمار وشهرساز در رابطه با آموزش معماري ميگويد:صاحبنظران و انديشمندان مقايسه بين دو نسل را توصيه نميکنند و ويژگيهاي هر نسل را متعلق به زمان خودش ميدانند ولي باز هم تفاوت زيادي که بين دانشجويان رشته معماري نسل قبل با نسل جديد پيشآمده همواره باعث تعجب و افسوس ميشود!

وي ميافزايد:دانشجويان ده سال اخير داراي امکانات بسيار قوي ، سريع و ارزاني هستند به نام اينترنت که ما در دوره دانشجويي از آن بيبهره بوديم ، اين وسيله ارتباط سريع و ارزان هرکسي را به انواع و اقسام موارد تسهيل ميکند که در مقايسه با دوران قديم که گاهي ارتباط يا دستيابي به فلان سازمان( چه ملي چه بينالمللي) جزو خيالات به شمار ميآمد واقعاً جهش بزرگي است .

ايرانمنش معتقد است:استفاده از انواع نرمافزارها در ترسيم و تجسم نيز جزو تکنيکها و ابزارهايي است که دانشجوي حال حاضر را قادر به ترسيم انواع طرحها در دو بعد و سه بعد و پردازش آنها به واقعيترين حالت براي تجسم بخشيدن به طراحي مينمايد .

وي ميگويد: با وجود اين دو پيشرفت عمده در زمينه جمعآوري اطلاعات و پردازش و ترسيم طرحها، فکر ميکردم اين نسل ابرمعماراني به وجود خواهد آورد که دستاوردهاي آنها در معماري ايران تحولي اساسي ايجاد خواهد کرد ، درحاليکه اينگونه نيست .

اين معمار با اشاره به اينکه دانشجو با اين امکانات راحتتر شده نه ورزيدهتر اظهار ميدارد:دانشجو ديگر سراغ کتاب و کتابخانه و خواندن منابع مکتوب نميرود چون کتاب يافتن و کتاب خواندن براي او دشوار است  و او ديگر با ترسيم دستي کاملاً بيگانه است چراکه با توجه به امکانات نرمافزاري آن را اتلاف وقت ميداند!  دانشجوي امروزي ديگر سراغ ديدن فضاهاي واجد ارزش معماري نميرود چون در فضاي مجازي ديدن بسياري از اين فضاها از مانيتور رايانه ميسر است!

ايرانمنش تأکيد ميکند:نتيجه اين نوع آموزش وابستگي کامل و بسنده کردن به يک سري اطلاعات غلط و پراکنده در اينترنت بدون اينکه صحت مطالب در منابع قابل استناد مکتوب بررسي شود، ونيز استفاده از يک سري طراحيهاي آماده که باز از طريق وبسايتها قابلدسترس است و بررسي سرسري بعضي از معماريهاي ارزشمند فقط از طريق بعضي عکسهاي اينترنت ميباشد که نميتواند اطلاعات ارزشمندي را منتقل کند.

وي با بيان اينکه تواناييهاي دستي طراحي  در بسياري از دانشگاهها در حال فراموشي است،ميافزايد:  اين جمله که معمار يک نقاش هنرمند نيز هست به جمله بامزهاي تبديلشده است. دانشجوي امروز عموماً خط و سطح و رنگ و حجم را از طريق کامپيوتر و پرداخت ماشيني درک ميکند نه از طريق وسايل دستي و چالش با ابزارهاي سنتي مثل انواع رنگها و قلمها !

اين معمار در پايان با تأکيد بر اينکه با ادامه اين روند نتيجه درستي  در جامعه معماران به بار نخواهد آمد،گفت:آموزشي که بيشتر در فضاي مجازي و ماشيني شکل گرفته و بهراحتي و شتابزده ميتواند به پايان برسد معماراني پخته و ورزيده تحويل نخواهد داد.