نشریه شماره   192   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

فراموشی بعد انسان سازی معماری

اعظم السادات حاجي ميرزايي

آنچه در ساليان اخير بارها و بارها از طرف صاحبنظران و پيشکسوتان معماري به روش هاي مختلف بيان شده و در اين روزها معماران جوان را به چالش کشيده، مبحث جايگاه معماري و طراحي در صنعت ساختمان سازي کشور است . که لازم است به طور جدي به آن پرداخته شود و با توجه به نابساماني هاي آشکار طرح هاي معماري و شهرسازي ، ساز و کاري مناسب براي آن انديشه شود .

حضور معماري در زندگي به سبب خلق فضايي که زندگي در آن جاري مي شود، اهميت مي يابد . مسئله اي که در حال حاضر متأسفانه در درجه دوم اهميت قرار گرفته است و آن بيشتر به سبب تجارب اخير مملکت ما در تخريب ساختمان ها ، ناشي از زلزله و اجراي نامناسب و غيرمتعهدانه مهندسين مي باشد که ضمن يادآوري اهميت سازه، باعث تغفيل از مفهوم زندگي شد و بعد انسان سازي فضا را به بوته فراموشي سپرد .

به طور کلي حضور معماران در دو سطح خرد و کلان قابل تعمق است آنگونه که نقش معماري در پروژه هاي بزرگ پررنگ تر بوده و در پروژه هاي کوچک ، کدهاي معماري و شهرسازي بر روح معماري حاکم شده اند چنانکه نقشه هاي تيپ مسکن ، دلالان و مجريان را ميدان دار اين عرصه نموده است . 

در يک بررسي تاريخي مي توان دريافت که معماران در طول تاريخ به شيوه هاي مختلفي عمل کرده اند ؛ در دوره اي مقهور سليقه جامعه و دنباله رو بودند و در مقطعي پيشرو بوده و با خلق ايده هاي جديد به باز تعريف زندگي و ارتقاي جامعه  پرداختند . ولي آنچه امروزه ديده مي شود را جز گوشه نشيني و واگذاري ميدان به ديگران نمي توان تعبير کرد .

برخي از دلايل در حاشيه قرار گرفتن معماران را مي توان در موارد ذيل برشمرد:

معماران چنان درگير ارتزاق خويش مي باشند که فرصت به چالش کشيدن دست اندرکاران صنعت ساختمان را ندارند و اين مسئله موجب شده که جايگاه معماري از خلق فضا به تزئين آن تنزل يابد . خلق ايده و ارائه الگوهاي جديد زندگي اکنون ديگر دغدغه اصلي معماران نيست .

ويژگي ديگري معماري گستردگي آن است و پراکندگي معماران نتيجه تنوع در حوزه هاي مختلف کاري است که از مديريت پروژه تا تهيه کنندگي فيلم و خلق آثار هنري گسترده است و اين باعث شده تعداد معماران فعال در نظام مهندسي بسيار کمتر از تعداد معماران عضو نظام مهندسي باشد که در سيستم ها ثبت شده است .

مسئله ديگري که به اين پراکندگي دامن زده است ، نوع مدرک تحصيلي است که به فارغ التحصيلان جديد معماري اعطا مي شود که با توجه به گرايش هاي مختلف تعريف شده وزارت علوم و عدم تعريف دقيق حدود صلاحيت ها ، توسط نظام مهندسي به عنوان رشته هاي مرتبط شناخته شده و اين خود مانع انسجام معماران است .

تعداد کم مهندسين معماري در مقابل مهندسين عمران و تفاوت فاحش تعداد معماران در هيئت مديره نظام مهندسي، سبب مي شود که عملا اين سازمان به گروهي در اختيار مهندسين عمران تبديل گردد .

تصميم گيري هاي بعضا غير مسئولانه گروه ها و عدم نظارت و تطبيق مصوبات با نصّ صريح قانون خود از ديگر عوامل بي انگيزگي معماران جهت ادامه مسير مي باشد .

عدم تبيين صحيح و فني شرح خدمات ناظر به تفکيک رشته ها که امکان اعمال ضريب اهميت هر پارامتر دخيل در امر کيفيت ساختمان را از بين برده است درحالي که مي تواند جهت تعيين درصد مسئوليت پذيري هريک از رشته هاي چهارگانه و تفکيک وظايف آنها به کار رود .

نبودن مجري ذيصلاح در زمينه ساخت که ضمن نزول کيفيت ساختمان، مسئوليت ناظر را دو چندان نموده و با توجه به تعريف نظارت پنج مرحله اي و حق الزحمه تعريف شده ، باعث بي انگيزگي ورود به اين بحث شده است .

عدم اعتماد سازمان به روش هاي گزينشي خود که در عدم ارجاع کار به مهندسيني که خود مدرک صلاحيت حرفه اي برايشان صادر نموده کاملاً واضح است.

تفسيرهاي مختلفي که در مورد مواد مختلف قانون نظام مهندسي مي شود و عدم اجراي کامل اين قوانين ، بيانگر ناکارآمدي اين قانون و نياز به اصلاح قانون است که راهکارهاي خود را مي طلبد و نيازمند همکاري گسترده همه مهندسين و حقوقدانان مي باشد .

نتيجه گيري :

بي تفاوتي معماران در عرصه ساخت و ساز کشور و به حاشيه رانده شدن اين گروه در سال هاي اخير نتايج مخرب خود را در فضاهاي شهري به خوبي نشان داده و باعث به هم ريختگي سيماي شهر و خالي شدن معماري غني کشور از محتوا گرديده است . عدم اهتمام معماران در طراحي فضا و دخالت افراد ناآگاه در اين امر که به دليل ارجاع نامناسب کار ، عدم اخذ حق الزحمه مناسب و دلال بازي و برگه فروشي به وجود آمده ، باعث ايجاد فضاهايي شده که درخور اين معماري با پيشينه فرهنگي غني نمي باشد و باعث شده شهرهاي کشور امروز جولانگاه مجرمان بي هويت و ناشناس شده و از دست صاحبان اصلي آن خارج شود .

همين امروز بايد با همدلي يکديگر براي نجات جامعه خود کاري کنيم که فردا ديگر بسيار دير است .