هرهفته شنبه ها - سال سیزدهم

پرتیراژترین نشریه صنعت ساختمان

نشریه شماره   158   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

معماری مدرسه عالی مدیریت


گروه معماری و دکوراسیون:ساختمان مدرسه عالی مدیریت در بستری سبز بر فراز تپه‌ای بنا شده است. بستر طرح، مستطیلی به ابعاد 170×110 متر است. فضاهای بسته كه بر گرداگرد زمین استقرار یافته‌اند، عموماً کم ارتفاع و یك طبقه‌اند و باغی به ابعاد 130×80 را در میان می‌گیرند. «دستگاه ورودی» به شكل بنایی دو طبقه در شرق بستر طرح بنا شده است. در میانه باغ، «ساختمان كتابخانه» ـ بنایی سه طبقه با قاعده هشت و نیم هشت ـ از فراز سكویی به هر سوی باغ می‌نگرد. اضلاع شمالی و جنوبی باغ را «حجره‌های دانشجویان» اشغال كرده‌اند كه در دل دیواری قطور پنهان شده و جداره‌های باغ را می‌سازند. «ساختمان مُدرس‌ها» در جبهه مقابل ساختمان ورودی و در ترازی پایین‌تر نسبت به آن واقع شده است.مجموعه مدرسه عالی مدیریت در شمای كلی بنایی «قلعه‌مانند» است كه «باغی»‌ در میان و فضای سبز پردرختی در پیرامون دارد. بستر مشجـّر این بنا كه دور از بافت متراكم شهر و متمایز از آن واقع شده ، آن را شکوهمند می‎سازد و از میان درختان فراز تپه به خوبی می‎نمایاند. از هیئت قلعه‌مانند و تمام بسته بنا چنین برمی‌آید كه بهره‎گیری از چشم‎اندازها و طبیعت اطراف چندان مورد توجه طراح نبوده است، اما این موضوع هرگز به معنای كم اهمیت بودن سیمای بیرونی ساختمان نیست؛ زیرا برای مخاطبی كه از سوی بزرگراه زیر پای ساختمان به آن می‌نگرد منظره جذاب و رمزآلود ساختمانی كه توسط درختان بلند باغ پیرامون محافظت می‌شود به سادگی قابل چشم‌پوشی نیست.

مخاطب با عبور از دروازه ورودی، خود را در یك «باغ» كوچك می‌یابد. كشیدگی این ‌باغ بر محور شرقی ـ غربی است. سه بازیگر مهم طرح بر محور مذكور نشسته‌اند: «دستگاه ورودی» در شرق آن، «ساختمان كتابخانه» در میانه، و «بنای مُدرس‌ها» در آخرین نقطه غربی آن. البته كتابخانه از سوی دیگر بر محور شمالی ـ جنوبی مدرسه واقع ‌شده، كه با ساختمان غذاخوری در انتهای شمالی آن گفتگو می‌كند. در جنوبی‌ترین نقطه این محور نیز درِ كوچكی به بیرون باز شده است.

طرح مدرسه یادآور الگوی باغ ایرانی است؛ البته باغی كه با مساحتی كمتر از یك هكتار بسیار كوچك‌تر از نمونه‌های سنّتی است، وجود كتابخانه و سكّوی وسیع زیر آن در میانه صحنه، این باغ را حتی كوچك‌تر از آنچه که هست نشان می‎دهد. فرد با گذر از ورودی و پا گذاشتن به فضای باز خود را در درون «حیاطی محصور» حس می‌كند و همین امر این باغ كوچك را به یك «حیاط میانی» شبیه می‌سازد.

كتابخانه و دستگاه ورودی در گفتگوبا یكدیگر فضای این حیاط را به دو بخش «عمومی» و «خصوصی» تقسیم می‌كنند؛ بخش عمومی در پوشش هاله‎ای است كه بین ورودی و كتابخانه احساس می‎شود و بخش خصوصی باقی مجموعه را در بر می‎گیرد. در نتیجه این تقسیم و خرد شدنْ باغ باز هم كوچك‌تر جلوه می‌‌‌كند و شباهتش به «حیاط میانی» بیشتر می‌‌شود. در طرح حیاط، دو محور طولی و عرضی كه توسط ساختمان‌هایی در طرفین‌شان بر آنها تأكید شده است می‌یابیم. ظاهراً در این حیاط با انتظامی «چهار ایوانی» مواجهیم. از میان چهار بنایی كه در منتهی‌الیه محورهای حیاط واقع شده‌اند ـ خصوصاً اگر از بالا به مجموعه نگاه كنیم ـ دو تای طرفین محور طولی، یعنی دستگاه‌ ورودی و ساختمان مُدرس‌ها، نمود بیشتری دارند. به این ترتیب می‌توان به انتظامی «دو ایوانی» در این حیاط نیز قائل شد.

به نظر ‌می‌رسد كه مهم‌ترین ویژگی این طرح استفاده توأمان از الگوهای متفاوت طراحی و انتظام فضایی است؛ طرح مدرسه همواره در میان دو الگوی «ساختمانی بر گرد حیاط مركزی» و «باغ ایرانی» و سه انتظام فضایی «چهار ایوانی»، «دو ایوانی» و «تک ایوانی و كوشك» در نوسان است. توجه به این نكته ضروری است كه تمهیدات به‌کاررفته در طرح مجموعه بیش از «تركیب» و «درهم آمیختن» این الگوهای ‌سنتی متوجه «در کنار هم نشاندن» آنها بوده است؛ گویی ایجاد این خصایل چندگانه را باید از نیـّات اولیه و اصلی طراح برشمرد.