نشریه شماره   191   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

دود بی‌توجهی به کارگر در چشم کارفرما

سید سجاد موسوی

سود سرشار ساختمانسازی باعث شده که هر کس اندک پس اندازی دارد، دنبال راهی برای سرمایهگذاری در ساختوساز باشد. بنابراین در کشور به ویژه کلانشهرها کارگاههای ساختمانی بسیاری فعالیت میکنند و شهر را به تسخیر درآوردهاند. از یک طرف ساختمانهای بیکیفیت در حال بالا رفتن هستند و از طرف دیگر جیب بساز و به فروشها حتی در شرایطی که مردم با مشکلات اقتصادی مواجه هستند، پرتر میشود. اگر خدایی ناکرده زلزلهای هم به وقوع بپیوندد هیچکس زیر بار ریزش ساختمان نمیرود، چراکه اصولاً هیچ قانونی برای پیگیری متخلفان وجود ندارد. نمونه این موضوع را در زلزله بم شاهد بودیم. تقریباً تمامی کسانی که در ساختوسازهای شهری فعالیت میکنند، وضعیت اقتصادی خوبی دارند و در بدترین حالت می توان گفت نسبت به میانگین اقتصادی جامعه وضعیت بهتری دارند، الا یک گروه به نام کارگران ساختمانی که علیرغم اینکه تمام ساختوساز نهایی و تمام نقشهها باید توسط آنان به اجرا دربیاید، در عمل از ابتداییترین امکانات محروم هستند.

کارگران دسشان به دهانشان نمیرسد

نیروی انسانی در تمام دنیا اصلیترین و مهمترین عامل توسعه به شمار می رود و از این رو کشورهای توسعه یافته اعتقاددارند که سلامت و شادابی نیروی  انسانی، سلامت صنعت را تضمین میکند. در کشور ما هم تقریباً همه به این موضوع اذعان دارند اما عملاً رفتارها در خلاف این جهت پیش میرود؛ این نقصان بویژه در صنعت ساختمان کاملاً مشهود است. البته نه برای همه نیروها بلکه برای بخشی از آنان که قدرت لابیگری ندارند و حتی دستشان به دهانشان نمیرسد. کارگران ساختمانی تنها گروهی از صنعت ساختمان هستند که علیرغم نص صریح قانون هنوز بیمه نیستند. این ماجرا زمانی فاجعهبارتر است که بدانیم بیش از 50 درصد حوادث ناشی از کار در ساختمان و برای کارگران اتفاق میافتد. کارگرانی که به دلیل کار یدی و البته سنگین در بیشتر موارد دچار مشکلات جسمانی از جمله کمردردهای شدید و  در بسیاری موارد قطع عضو شدهاند.

لابی کارفرمایان بر علیه کارگران

متاسفانه با وجود اینکه پرداخت حق بیمه کارگران در مجلس تصویبشده و لازمالاجراست، کارفرمایان صنعت ساختمان هر جور شده میخواهند نشان بدهند که پرداخت این پول از طرف ما میسر نیست و توانایی پرداخت آن را نداریم و از طرفی چون در کشور ما قوانین به نفع کارفرما است کارفرماها در صنعت ساختمان ما همواره جولان میدهند و به بهانههای مختلف جلوی قانون میایستند. کارگران بیچاره هم که صدایشان به هیچ جا نمیرسد، همچنان چشم به راه اجرای قانون ماندهاند.

چشم بستن دولت روی کارگران

دولت در تمام سالهایی که از تصویب قانون بیمه کارگران ساختمانی میگذرد، به خواست کارفرمایان، چشمش را روی زندگی کارگرانی که همچون تمام کارفرمایان خانواده دارند و برای رفاه آنها تلاش میکنند، بسته است. به راستی چگونه است که تمامی کارفرمایان در صنایع دیگر حق بیمه کارگران را بدون زد و بند میپردازند و این وسط فقط ساختمانیها پرداخت این پول را به منزله ورشکستگی خودشان می پندارند؟ غیرازاین نیست که خودشان را تافته جدا بافته میدانند و انتظاراتشان بیش از حد بالا رفته است. کار تا جایی پیش رفته که برای نپرداختن بیمه دست به دامان کارگران افغان شدهاند.

تعداد کارگران بالاتر از آمار

نکته جالبتر سوء استفادهای است که از این قانون شده است. در برخی موارد که دولت با بیمه سالانه 200 هزار نفر از کارگران موافقت کرده و به زعم خودش لطف نموده است، شاهد بودیم که تنها کسانی که مشمول این بیمه نشدند کارگران ساختمانی بودند. از لحافدوز و مغازهدار گرفته تا کفاش و جوراب فروش بیمه شدند و این وسط دست کارگران ساختمانی خالی ماند چرا که مجریان هیچ ارزشی برای اجرای این قانون قائل نیستند و انگار که فقط میخواستند کار را از سر واکنند و بگویند ما ابلاغ کردیم. حتی آنقدر اجرای این قانون غیر شفاف است که به جای 800 هزار نفری که سازمان تامین اجتماعی آمار داده است، در عمل 490 هزار نفر بیمهشدهاند. تازه طبق آمارهای ارائهشده یک میلیون و 200 هزار نفر کارگر ساختمانی در کشور داریم در حالی که تعداد کارگران چند برابر این رقم است. امتحانش هم خیلی راحت است. از 20 کارگری که دور میادین هر شهر نشستهاند  بپرسید که کدام یک شما بیمه دارید. بیشک از این تعداد حداکثر 4 نفر هم بیمه تامین اجتماعی نیستند.

کارگر شهروند درجه دو نیست

کارفرماهای عزیزی که به هر طریقی شده برای عدم اجرای این قانون سنگاندازی میکنید هزینههای زندگی این روز ها سر به فلک میکشد و کارگری که یک روز در میان کار میکند، به هیچ وجه نمیتواند زندگیاش را اداره کند؛  حال تصور کنید در چنین اوضاع و احوالی خدایی ناکرده یک نفر از اعضای خانواده دچار بیماری حاد شود، در این صورت کارگری که نه حقوق کافی دارد و نه دفترچه درمانی باید به چه کسی پناه ببرد؟ مسئول محترمی که حتی نمیتوانی تصور کنی که یک روز مانند کارگران ساختمانی زندگی کنی باید به عرضتان برسانم که کارگر ساختمانی شهروند درجه دوم نیست و مانند همه اقشار حق زندگی و امید به آینده دارد.

دود بیقانونی به چشم کارفرما میرود

زنجیره ساختمان از چندین حلقه بههمپیوسته تشکیلشده است و ضعف هر کدام از حلقهها باعث گسستن زنجیر میشود؛ قطعاً کارگری که دلخوش به آینده نیست و اصلاآیندهای برایش متصور نیست، نمیتواند تمام توانش را برای بهبود کیفیت بگذارد. خواه و ناخواه به هر طریق ممکن روز را به شب میرساند تا مزدش را بگیرد و فردا کار دیگری را آغاز کند. البته دود بیمه نکردن کارگران ساختمانی قبل از هر کس به چشم کارفرماهایی میرود که چشمشان را روی واقعیتهای دردناک زندگی بستهاند و حاضرند برای کسب پولی که هیچ گرهای از زندگی شان باز نمیکند، به هر دری بزنند. قطعاً وقتی کارگر اینچنین وضعیتی دارد، جایی برای اخلاق حرفه ای نمیماند. به فرموده امیر مومنان« از دری که فقر وارد شود، ایمان از پنجره بیرون میرود.»  بخشی از وضعیت ناهنجار ساختمانسازی ما به فقدان انگیزه کارگران ساختمانی به عنوان عامل نهایی اجرای ساختمان برمیگردد و یقیناً حل مشکلات این عزیزان می تواند کارفرمایان و کل صنعت ساختمان را در جهت بهرهوری یاری کند و قطعاً کارگر ناامیدی که چرخ زندگیاش نمیچرخد، نمیتواند چرخهای این صنعت افسار گسیخته را بچرخاند.

امید کارگران به دولت تدبیر و امید

در پایان از دولت تدبیر و امید میخواهیم که یکبار برای همیشه به چالش بیمه کارگران ساختمانی خاتمه دهد چراکه این قشر در معرض بیشترین آسیب ها با کمترین درآمد هستند و اجرای کامل این قانون میتواند امید را به این جمعیت چندمیلیونی که نقش عمدهای در استفاده بهینه از منابع ملی دارند، برگرداند.