نشریه شماره   158   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

منتظر معجزه معماری نباشید

گروه معماري ودكوراسيون: معماري را مي‌توان به راستي آيينه كردار و رفتار انسان‌ها دانست. زماني مي‌توان به معماري خوب و مطلوبي دست پيدا كرد كه روابط انساني خوب و مطلوبي داشته باشيم. آيا در اين يك سال اخير پيشرفتي در معماري كشور‌مان رخ داد؟آيا توانستيم قدمي براي اعتلاي اين هنر كهن در كشورمان بر داريم؟به سراغ دكتر سعيد فلاح‌فر استاد دانشگاه و پژوهشگر رفتيم و درباره وضعيت معماري دراين يك سال اخير، آموزش معماري در كشور، ميزان استفاده از فناوري مدرن در معماري ايران نقش معماري در بازگرداندن آرامش بصري و رواني به شهروندان با وي به گفتگو نشستيم:

پیام ساختمان :اوضاع معماري در سال جاري را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

معماري، اثرات معماري و تأثيراتي كه معماري از عوامل ديگر مي‌گيرد، احتياج به زمان كافي و شايد كمي طولاني دارد. نمي‌توان انتظار داشت در يك بازه زماني سالانه، به تحولات مهمي در معماري دست پيدا كرد. اتفاقاً اين شيوه نگاه به معماري، خود برخاسته از آسيب‌هاي بنيادي در فرهنگ معماري است. معماري برآيندي است از همه داشته‌ها و تحولات فرهنگي، اقتصادي، علمي و... كه در بستر فردي و اجتماعي بروز مي‌كند. آيا جامعه ما در يك سال گذشته تحولي ناگهاني و جهشي در دستاوردهاي فرهنگي داشته تا به تبع آن بعد از سرايت به برون دادهاي معماري، منتظر رويدادي قابل بحث در معماري باشيم؟! ما جامعه‌اي هيجان زده و تب آلود داريم‌؛ تب طلا، تب خودرو،تب مسكن و تب سياست. در اين فضاي تب زده منتظر معجزه‌اي در فرهنگ، هنر، معماري و شهرسازي نباشيد.

پیام ساختمان:به نظر شما آموزش معماري در كشور ما چه وضعيتي دارد و آيا تعداد دانشكده‌ها با نياز جامعه تطابق دارد؟

به نظرم يكي از بدترين دوره‌هاي آموزش معماري را تجربه مي‌كنيم. هر روز شاهد افزايش ظرفيت پذيرش دانشجو و يا راه اندازي مراكز جديدي براي آموزش معماري هستيم. به جرأت مي‌گويم براي هر 100 نفر دانشجوي معماري، يك استاد و مدرس خوب معماري هم نداريم. بسياري از شكست خورده‌هاي بازار بساز و بفروش، مشغول تدريس معماري شده‌اند. مدرسيني كه محفوظات شب گذشته خود را به خورد دانشجويي مي‌دهند كه خودش بلد است كتاب بخواند و حفظ كند. نه خبري از محاسن آموزش سنتي معماري در دانشگاه‌ها هست و نه شيوه‌هاي جديد و سرفصل‌هاي مناسب جديدي پيش‌بيني شده است. در حالي كه در گذشته نه چندان دور، ضعيف‌ترين دانشجويان معماري، جذب بازار ساختمان سازي‌هاي نازل و ملك بازي مي‌شدند، امروزه ـ به تلقين همين مدرسين و به تبع فضاي غيراخلاقي و سودجويانه شهر ـ ورود به اين بازارها به آرزو و آرمان دانشجويان معماري تبديل شده است. فارغ‌التحصيلاني كه بعد از چهار سال تحصيل ـ كه البته براي معماري، دوره بسيار فشرده و كوتاهي است ـ نمي‌توانند موقعيت خود را نسبت به مهندسين عمران تشخيص بدهند. در نتيجه به قيمت مصالح ساختماني و نرخ زمين و... حساس ترند تا زيبائي شناسي هنري و معماري. فارغ‌التحصيلان امروزي در كلاس‌هايي درس مي‌خوانند كه خبري از ادبيات فارسي، نقاشي، تئاتر، عكاسي، موسيقي، فرهنگ عمومي، فلسفه، جامعه شناسي، روانشناسي و... و يك كلام‌؛ بينش و تفكر نيست. محاسبات رياضي و فني تمام فضاي شوق و ذوق دانشجويان را اشغال كرده است. سامانه پذيرش دانشجو و كنكور هم مبتني بر توانمندي رشته رياضي فيزيك و محفوظاتي است كه چندان به كار معماري و هنر معماري نمي‌آيد. از طرفي كمتر مركز آموزشي است كه حداقل استانداردهاي فضاي فيزيكي دانشكده معماري را داشته باشد. چه كسي انتظار دارد زير سوله‌هاي اين مراكز دانشگاهي، معماري فرهيخته و آشنا به زيبائي تربيت شود؟! به نظر من اغلب دانشجوياني كه در سال‌هاي اخير تربيت شده‌اند، عليرغم مدارك و مدارج علمي، شايسته عنوان معمار نيستند و تكنسين‌هاي ضعيفي هستند كه با اتكا به همين مدارك، جواز ورود به معماري پيدا كرده و فضاي معماري را آلوده مي‌كنند. معمار و معماري بخش عمده‌اي از مديريت فرهنگي جامعه را به عهده دارد. كسي كه خود در آموزه‌هاي علمي و اخلاقي و تجربي و... از هر نشانه فرهيختگي، از هر نوع بينش و تفكر شخصي، از بلندانديشي، از صداقت و شفافيت انساني و... تهي است، معماري كه نمي‌داند معماري فراتر از يك فرم ظاهري و محاسبات ساختماني است، معماري كه دانش معماري را در ابعاد كليشه‌اي نويفرت خلاصه كرده است و معماري كه حتي به اندازه سرقت معماري هم به موضوع معماري مسلط نيست، جامعه را به كدام سمت مديريت مي‌كند؟

معماري براساس خودخواهي و خود دوستي بشر به‌وجود آمده است. براي بروز خود خويشتن، براي جاودانگي نسبت به ديگران. بنابراين معمار به دنبال ظهور اندوخته و داشته‌ها و به دنبال تأييد است. نسلي كه در آرزوي درآمد بيشتر، پنهان مي‌سازد و بي‌اعتنا از كنار همه نقدها مي‌گذرد ـ بي‌اينكه به خودخواهي ذاتي‌اش لطمه‌اي بخورد، بي‌اينكه حتي براي نام و امضاي خود هم ارزشي قائل شود ـ چطور مي‌تواند دغدغه معماري خوب داشته باشد؟!

پیام ساختمان:ميزان استفاده از فناوري مدرن در معماري ايران چه مقدار است؟

معماري ايراني هميشه از فناوري‌هاي جديد، تكنيك‌هاي متنوع، مصالح گوناگون و... استقبال كرده است. تاريخ معماري ايران سرشار از تجارب بديع معماري است اما همواره اين امكانات را به خدمت انديشه‌هاي معمارانه خود درآورده ومغلوب جذابيت اين تازه‌هاي معماري و ساختماني نشده و در عوض توانسته است با تسلط بر آن، پنجره‌هاي بي‌نظيري را به آينده باز كند. بيشتر ساخت و سازهاي اخير در كشور، بيش از آنكه از فناوري‌هاي جديد استفاده كنند، منفعلانه و خودباخته، تن به تحكماتش داده‌اند. معماري كه انديشه ندارد، مغلوب انديشه‌هايي مي‌شود كه ـ چه خوب و چه بد، چه مناسب و چه نامناسب ـ برايش نوشته‌اند.

پیام ساختمان:نقش معماري در بازگرداندن آرامش بصري و رواني به شهروندان چيست؟

مثل هميشه تكرار مي‌كنم‌؛ معماري آينه همه كردار و پندار ماست. اگر معماري امروز وضعيتي آشفته دارد، حاصل همين وضعيت تلخي است كه در روابط انساني به‌وجود آمده است. معماري به خودي خود قابل اصلاح نيست. كار معماري با بخشنامه و زور و پاسبان حل نمي‌شود. معماري بد، نشانه بيماري عميقي است كه در مدتي طولاني، شهر و شهروند و جامعه را دچار كرده است. البته معماري خود اين چرخه را كامل مي‌كند. بعد از آنكه بيماري ذاتي منجر‌به دمل‌هاي معماري برطرف شد، مي‌شود با فضاي سالم معماري، به روند بازيافت سلامت جامعه و حفظ آن كمك كرد. چه چيزي مي‌تواند به اندازه آغوش مهربان و صميمي معماري و شهرسازي، روح جامعه را تلطيف كند؟ چه چيزي مي‌تواند به اندازه معماري و شهرسازي، زيبائي فراموش شده را به انسان ماشين زده قرن بيست‌ويكم برگرداند؟ چه چيزي مي‌تواند همچون معماري و شهرسازي امنيت خاطر و اعتماد و هويت توليد كند؟