هرهفته شنبه ها - سال سیزدهم

پرتیراژترین نشریه صنعت ساختمان

نشریه شماره   190   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

از رنجي كه مي‌بريم...!

"مديريت"، علمي پيچيده است كه با بسياري از علوم و رشتههاي دانشگاهي در ارتباط است. علمي كه با بهکارگیری ارزشمندترين منابع يعني نيروي انساني و كمك از ابزارهاي سازماندهی، به هدايت و كنترل روندها و روالها ميپردازد. علمي هدفمند كه همهچیز با متر و معيارهاي موثق قابلسنجش است. اما اين علم در هر سطحي به ابزار "آمار" نيازمند است و هرچقدر دامنه مديريتها بزرگتر باشد، مقياس آمارهای موردنیاز وسيعتر و پيچيده تر است. طرح "آمايش سرزمين" يكي از ضروريترين و پيچيدهترين طرحهایی است كه در عرصه آماري كشور مديريت كلان نیاز است.

سالهاي زيادي است كه از لزوم آن سخن گفته ميشود و كارشناسان درمان درد ناچار اقتصاد، اجتماع و فرهنگ كشور را "آمايش سرزمين" ميدانند. دولتها يكان يكان ميآيند و گاه از سر اجبار يا اضطرار پروژههاي بزرگي را نيز تعريف كرده و تا نيمههاي اجرا نيز ميرسانند اما كجاست آن ارادهاي كه براي اجراي طرح آمايش سرزمين و باز كردن گرههای كور اقتصادي و اجتماعي هزينه كند.

خُسران نبود آمايش سرزمين در اجراي طرحهاي پرهزينه مشكلزايي آشكار ميشود كه نيروي زيادي از ملت و دولت گرفته و بعد از سال‌‌ها اصرار، مضرات آن رفتهرفته مشخص ميشود. طرحهايي كه ناگهانی و بدون برنامه پديدار ميشوند و همه در ابتداي امر آن را همچون كليد گرهگشاي دردها ميبينند. طرحهايي مانند احداث بیرویه سدها كه حيات را در اين سرزمين نيمهخشك به خطر انداخته است. مقام سوم جهاني سدسازي در كشور خشك و نیمهخشک ايران، با نزديك به 600 سد كه 100 سد آن را سدهاي بزرگ تشكيل ميدهند، بسيار جاي پرسش  دارد.

در نبود آمايش سرزمين، تنها از مجراي پروژههاي بزرگ بيبرنامه متضرر نشدهايم. بسيار كارها ميبايد كه با بودجه و ثروت هنگفتي كه نفت سرسفره دولت گذاشته، ميتوانستيم به سرانجام برسانيم ولي ترافيك كارها و پروژههاي ریزودرشت به محاق رفت. نبود استراتژي انرژي در كشور و نبود مديريت انرژي آنهم در جهاني كه بهرهوري و صرفهجويي به استراتژي اصلي انرژي كشورهاي توسعهیافته تبدیلشده بسي موجب رنجش خاطر دلسوزان آينده كشور است. پس از بحران نفتي 1970 اكثر كشورهاي صنعتي به برنامهريزي گسترده و دقيق درزمینه توليد، مصرف و واردات انرژي پرداختند  و اين استراتژيها تنوع و گستردگي يافت. رویآوری به انرژيهاي نو و بهویژه انرژي خورشيدي ناشي از اين تغيير نگرش است. اين در حالي است كه ايران كاملاً روند معكوس را در پيش گرفت و ظن آن ميرود كه دومين كشور توليد كننده گاز طبيعي در آيندهاي نهچندان دور به واردکننده اين منبع انرژي تبديل شود.

در نبود طرح آمايش سرزمين، پروژههای ریزودرشت طرح و اجرا ميشود و حتي ممكن است بعضي از آنها موفقيت نسبي داشته باشند و بسياري از طرحهاي ضروري نيز به محاق خواهد رفت. مثلاً ضعف در نظام كار و صنعت كه با آن دست در گريبانيم، و ضعف مفرط نظام آموزشوپرورش چه توجيهي براي گسترش بيمحاباي نظام آموزش عالي آنهم در سطح فوق ليسانس و دكترا وجود دارد. لزوم اعطاي مدرك دانشگاهي به هر موسسه آموزش عالي از چه سرمشق آزمود شده جهاني پيروي ميكند و چه چشماندازي براي ايران 40 تا 50 سال آينده با اين شيوه آزمونوخطا ترسيم ميكنيم؟ و سؤال آخر اينكه به اين پروژهها و برنامههاي كوتاه مدت تا چه زمان ميخواهيم ادامه دهيم؟!