هرهفته شنبه ها - سال سیزدهم

پرتیراژترین نشریه صنعت ساختمان

نشریه شماره   156   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

تهـران، مهاجرت وحاشيه نشيني

در محدوده كلانشهرها، حريم ، بيشتر نقش اكولوژيك وتأمين كننده سلامت شهر را بازي ميكند و به عنوان هاله تنفسي شهري مطرح است. قانون تعريف محدوده وحريم شهر، روستا و شهرك ونحوه تعيين آنها درسال 1383 تصويب و عبارتست ازقسمتي از اراضي بلافصل پيرامون محدوده شهر كه نظارت وكنترل شهرداري كشور درآن ضرورت دارد ومحدودههاي آن نبايد از مرز تقسيمات كشوري، شهرستان و بخش مربوطه تجاوز نمايد.

حاشيه نشيني

حاشيه نشين را در معناي عام شامل تمام كساني ميدانند كه در محدوده اقتصادي شهر ساكن بوده ولي جذب اقتصاد شهري نشدهاند. جاذبه شهر نشيني و رفاه شهري، اين افراد را از زادگاه خويش به سوي قطبهاي صنعتي و بازارهاي كار ميكشاند. حاشيه نشينان به لحاظ اجتماعي داراي موقعيتي متزلزل بوده و در طبقه پاييني از اجتماع قرار دارند. اين قشر افرادي فقيرند و در كوچه و پس كوچهها و محلات كم درآمد زندگي ميكنند و اكثر آنان مهاجرين روستايي هستند كه به منظور گذران زندگي بهتر راهي شهرها ميشوند. حاشيه نشينان ابتدا در حلبي آباد يا زاغه زندگي ميكنند و بعد آنجا را بهصورت حاشيه در آورده، شكل آن را عوض نموده، خانههاي خود را مرتبتر و مستحكمتر ميكنند و كمكم آنجا را به شهرك، شهر و شهرستان تبديل مينمايند.

در حال حاضر دو نوع حاشيه نشيني در تهران وجود دارد؛ يكي از آنها حاشيه نشيناني هستند كه پيشينه زيادي دارند و حالا ديگر به آبادي تبديل شده و صاحب كد آبادي هستند. دسته دوم نقاط جمعيتي هستند كه در 20 سال اخير در روستاهاي واقع در حريم اين كلانشهر شكل گرفتهاند و غيررسمي بوده و بدون برنامه در حال رشد هستند.

مهاجرت

مهاجرت حركتي است كه نيروي انساني را از مبداء تخليه و در محلي ديگر اسكان ميدهد. مهاجرت در شهرهاي جهان سوم تقريباً با هم شباهت دارد. مهاجرت تماماً در 3 جهت روي ميدهد، اما ممكن است كه در يك كشور نوعي از مهاجرت رواج يابد و در كشور ديگر انواع يا نوع ديگر و.... در اين رابطه نظريات مختلفي وجود دارد اما بههرحال تمامي كشورهاي جهان سوم، در اين پديده در 3 شكل مشترك مي باشند. مهاجرت را به 3 دسته تقسيم كرده اند: مهاجرت مستقيم، مهاجرت غيرمستقيم و مهاجرت نيمه مستقيم.

* مهاجرت مستقيم: اين مهاجرت حركتي است كه فرد روستايي ازمحل اقامت خود به سوي شهرانجام ميدهد و در آنجا مكان مييابد.

* مهاجرت غيرمستقيم: حركتي است كه ازروستا با ايلات آغاز شده وپس ازاقامتي در شهر كوچك به طرف مادر شهر ادامه مييابد.

 *مهاجرت نيمه مستقيم: حركتي است كه ازشهركوچك به طرف شهربزرگ انجام ميپذيرد.

مهاجرت و تأثير آن در شكلگيري حاشيه نشيني

انواع مهاجرت (كه در بالا ذكر شد)، نشان دهنده مراحل مختلف مهاجرت در رابطه با نوع توسعه و گسترش شهر است. در مرحله اوليه، توسعه شهري، جريانهاي مهم مهاجرتي به سوي نواحي نزديك مركز شهر هدايت ميشوند. همچنانكه مركز شهر گسترش مييابد، سياستهاي نوسازي واحدهاي مسكوني، اجرا شده و به مرور منطقه فرسوده حول محور مركز شهر ديگر به عنوان صفحه گردونه مهاجرت عمل نكرده و ضمن تقليل رفتن، نقش خود را از دست ميدهد و عملكرد اين بخش در بسياري از موارد به مناطق قديمي حاشيه شهر منتقل ميشود و بدين ترتيب و در طول زمان حاشيه نشيني شكل گرفته و ضمن تثبيت، بر پيكر شهر تحميل ميگردد.

علل مؤثر بر مهاجرت به تهران وحاشيه نشيني

نبود و عدم اجراي طرحهاي توسعه بالادستي همچون طرح آمايش سرزمين، نبود مديريت واحد شهري بهخصوص مديريت زمين شهري، فقدان منطقه بندي شهر وتوسعه غيرنظام مند آن، نگاه تمرگزگراي سيستم دولتي و سرازيرشدن امكانات مادي و اقتصادي كشوري به شهرهاي بزرگ ازجمله شهر تهران، صنعتي شدن و شرايط مناسب اقتصادي شهرها،كاربريهاي نامناسب زمين و بورس بازي، ناتواني مسئولين محلي درجهت كنترل توسعه شهرها، وقوع جنگ در فاصله زماني 1355 تا 1367 ، تراكم بيش از حدجمعيت در برخي از استانهاي ديگر مانند گيلان، مازندران و.... ، ضعف امكانات مختلف فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي در كليه استانها و نيز شهرستانهاي همجوار تهران.، وجود جاذبههاي مختلف زندگي شهري در تهران، از بين رفتن و يا ناكارآمدي مديريت فعلي در روستاها، عدم مديريت صحيح شهري، مهاجرت درجهت كسب شغل و درآمدخوب و مناسب.

پيامدهاي مهاجرت به تهران

رواج حاشيه نشيني.، افزايش ناهنجاريها و جرايم اجتماعي و .... ، رواج مشاغل كاذب از جمله توزيع كالاهاي غيرمجاز، اشاعه خرده فرهنگهاي معارض، رواج بينش قوم گرايي و از بين رفتن تجانس فرهنگي، گسترش بيرويه شهر و بخشهاي مسكوني غيرمجاز در محدوده ممنوعه شهري از جمله مهمترين پيامدهاي مهاجرت بوده است.

سابقه ونحوه برخورد با حاشيه نشيني در تهران

سعي در ايجاد مساكن ارزان قيمت به شكل زمين‌هاي دولتي

 اقداماتي كه با مشاركت وزارت مسكن و شهرسازي و بانك مسكن صورت گرفته اما هنوز بسيار جزئي است و حل مشكل، اقدامات عظيم تري را ايجاب ميكند. البته با داشتن برنامهريزي صحيح و اصولي ،چراكه باعنايت به روش غيراصولي متداول در سالهاي 1358 تا60 به عده كثيري ازاين افراد خانههاي مناسب با شرايطي بسيار نامناسب داده شد اما همين روند باعث شد مهاجرت هاي بيشتري از روستا به اميد صاحب خانه شدن صورت گرفت كه در نتيجه آمار حاشيه نشينها رشد صعودي كرد.

افزايش امكانات در روستاها

 البته به حق شاهد فعاليت عظيم جهادسازندگي دراين زمينه هستيم، اما عدم توجه به رونق كشاورزي و بالابردن سطح درآمد روستائيان و حل مشكلات اقتصادي آنها باعث شده كه با وجود امكانات ازقبيل راه آسفالته، آب لوله كشي، برق، سيستم مخابراتي، حمام و... در روستاها هنوز مهاجرت به شهرها به عنوان يك مشكل وجود دارد.

 كمك به ايجاد صنايع دستي درآمدزا در ميان روستائيان

 اين عوامل توسط كميته امداد در روستاها انجام ميگيرد اما به دليل كمبود بودجه اين ارگان چندان قابل توجه وچشمگير نيست.

كنترل جمعيت در روستاها

اين كار كه با كمك وزارت بهداشت و درمان انجام ميگيرد و فعاليتهاي زيادي هم در اين مورد انجام شده، گروههاي آموزشي وزارت بهداشت مناطق حاشيهاي در شهرها را زيرپوشش قراردادهاند اما اين مقوله هنوز نياز به فعاليتهاي بيشتري دارد.

مبارزه با بزهكاري و اعتياد در اجتماع

هرچند اقداماتي در اين زمينه در طي سالهاي اخير صورت گرفته، اما اين مقوله هنوز نياز به فعاليتهاي گسترده تري دارد. در طي سالهاي اخير متأسفانه با كثرت تعداد معتادين مواجه هستيم كه نياز به برخورد صحيح و اصولي دارد.

نتيجه گيري

نظام شهري بايد به گونهاي باشد كه نيازهاي افزايش جمعيت و توسعه روزافزون شهر را برآورده كرده و راهي براي مقابله با پس زدن اين مهاجران به حاشيهها بيابد. حاشيه نشيني به اين دليل پديد آمده كه گروههاي كم درآمد نميتوانند تقاضاي خود را در بازار رسمي زمين و مسكن تأمين كنند، لذا به نظام غيررسمي و حاشيه شهرها روي ميآورند. مهندس مجيد روستا (مديركل دبيرخانه ستادملي توانمندسازي و ساماندهي سكونت گاه غيررسمي كشور) دراين زمينه ميگويد: تصور نادرستي كه وجود دارد اين است كه تمامي ساكنان حاشيه شهرها، مهاجران روستايي هستند. درحالي كه اين سكونت گاهها، گاه علاوه بر مهاجرت روستائيان، به علت پديده فقر شهري نيز بهوجود آمدهاند و بخشي از سرريزهاي اقتصادي و اجتماعي شهرها كه نميتوانند جذب بازارهاي رسمي زمين، مسكن و اقتصاد شهر شوند، نيز براي دسترسي به مسكن در حداستطاعت خود به اين سكونت گاهها پناه ميآورند.