هرهفته شنبه ها - سال سیزدهم

پرتیراژترین نشریه صنعت ساختمان

نشریه شماره   189   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

تخریب باغ‌های تاریخی به چه قیمتی؟

هانی رستگاران*

شهرسازی و معماری در شهرهای ایران بهلحاظ فرهنگی و تاریخی از دیر باز بر اساس ارکانی که با در نظر گرفتن شرایط اجتماعی هر شهر همراه بوده، صورت گرفته است که شامل مرکز محلهها، بازارها، مساجد و باغها میشود. هر یک از این ارکان، بیانگر سمبل و نشانهایی از پیشینه مدنیت و اصالت فرهنگ اجتماعی ایرانیان از گذشته تا کنون است که نوعی از برتری آداب فرهنگی اجتماعی را در مقایسه با مردم سایر نقاط جهان بههمراه داشته است. یکی از ارکان شهرهای ایرانی که بهشکل منحصر به فردی، از گذشته در اصول طراحی شهری کشورمان وجود داشته و در حال حاضر پرونده آن بهعنوان یک پدیده اعجابانگیز در یونسکو بهمنظور ثبت جهانی مطرح گردیده است، مجموعه باغهای ایرانی یا  Persian Gardens است که بهدلیل شاخصههای ویژهای که در مبانی نظری تشکیل آنها بهلحاظ توجه به ابعاد فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و تاریخی وجود داشته است، در زمره جاذبههایی قرار دارد که میتواند هر گردشگر خارجی را برای بازدید از آن مجذوب نماید. باغهای مشهوری همچون باغ ارم شیراز، باغ فین کاشان، باغ چهلستون اصفهان و ... که اساس شکلگیری آنها، طبع لطیف ایرانی و اثر تداعی بخش باغ بهعنوان بهشت در فرهنگ کهن ایرانی بوده است. اما متاسفانه چه سود که در ادوار اخیر شاهد از میان رفتن بخش عظیمی از فرهنگ و تاریخ غنی موجود در شهرهای مختلف ایران هستیم که بهطور روزانه اخبار تأسفباری از آنچه روی میدهد، منتشر میگردد. اگر چه هر یک از باغهایی که در مجموعه محلات یک شهر احداث گردیده، دارای پیشینه و مبانی اعتقادی خاص بوده و به یقین حسب نیاز و طبق تعاملات اجتماعی میان مردم آن منطقه بنا شده است، لیکن بی تدبیری و فقدان نگاه مدیریتی صحیح در تشخیص دلایل بر جا ماندن این قبیل باغات در شهرهای سطح کشور، علیالخصوص کلان شهرهایی همچون شهر تهران که همه روزه با معضلات و مشکلات فراوانی دست و پنجه نرم میکند و همواره به این معضلات افزوده میشود، اتفاق فاجعهباری است که بدون توجه مسئولین و مدیران شهری بهچنین مقوله حایز اهمیتی در حال انجام است و به مراتب مضرات آن در آینده از توفانهای اخیر تهران سهمگینتر خواهد بود. اقداماتی از این دست نه تنها به مرور زمان آسیبهای جدی و جبران ناپذیری را به بدنه شهر وارد میآورد بلکه به روند فرسایشی اکوسیستم و شرایط زیست محیطی شهر، سرعت بخشیده و شهر را در قبال مخاطرات و عارضههای طبیعی و مصنوعی متعددی که با آنها مواجه است، بیدفاع خواهد کرد. بدیهی است که این رویداد جز آنکه به ساختار شهر ضربه میزند و عدم پایداری شهر را پدید میآورد، برای ساکنان آن معضلات فراوانی بههمراه خواهد داشت که نهایتاً به عدم مطلوبیت فضای زندگی فرد منجر خواهد شد. از این جهت با توجه به روند تخریب باغها در سطح شهرهای کشور، بر اساس آمار موجود که بارها توسط مراجع رسمی اعلام گردیده است، به جرأت میتوان گفت طی 5 سال آینده زندگی برای بخش عمدهای از ساکنان تهران با مخاطرات جدی و بعضاً بهعلت پایین آمدن معیارهای مطلوبیت زندگی، غیر ممکن خواهد شد. این چیزی نیست جز یکی از عواقب مستقیم از رفتن باغها در شهر تهران. اما چرایی این موضوع را باید در تصمیمگیری چشم بسته، کور کورانه و در نظر گرفتن منافع امروز و تهی از آیندهنگری در مدیریت شهری جستجو کرد. ارجحیت کسب منافع فردی و گروهی کوتاه مدت بر منافع و عواید عمومی در این نوع تصمیمگیری به وضوح قابل تشخیص است. در غیر این صورت امکان پذیر نیست که باغ زیبای تجریش که در حریم کاخ  سعد آباد و در مجاورت مسجد تاریخی گیاهی با 500 سال قدمت قرار گرفته است را بدون استعلام از سازمان میراث فرهنگی و ضربالاجلی حکم به قطع درختان و تخریب آن داد و یک مرکز تجاری را جایگزین خاطرات و گذشته مردم آن محله نمود. عواید وجود چنین بنایی برای ساکنان آن محل جز پرداخت حق مرغوبیت بیشتر چه چیز خواهد بود؟ هر آنچه که قرار باشد در زمین این باغ احداث گردد، چه با مجوز و چه بدون آن، بی شک از منظر دیدگاه فرهنگی، اجتماعی، تاریخی و زیست محیطی محکوم است و نمیتوان نام آنرا چیزی جز تجارت و معامله معنویت روح انسانی با مادیت سودجویانه گذاشت. میتوان از هماکنون پیش بینی کرد، با ادامه روند تخریب باغها و احداث ساختمانهای بلند مرتبه بهجای آنها، دیری نخواهد پایید که سودجویان با هدف قرار دادن هویت فرهنگی به فکر دست اندازی به مواریث این کشور نموده و با استفاده از ترفندهای گوناگون دست به تخریب بناها و آثار تاریخی نمایند. در دورهای که مدیریت شهری در جهان به دنبال بهرهگیری از راهکارهای توسعه پایدار شهری از طریق استفاده از منابع طبیعی و محیط زیست پایدار است، انجام چنین اقدامات غیر کارشناسانه، عقبگرد بزرگی در مدیریت شهری ایران محسوب گردیده و بهطور شگرفی این نسل را مورد قضاوت نسلهای آینده قرار خواهد داد. نمونههای مشابه از آنچه مطرح شد در جای جای کشور در حال انجام است و زمان به سرعت در حال از دست رفتن است. نهادهای نظارتی و قانونگذار نظیر شوراهای اسلامی شهرها و مجلس شورای اسلامی میتوانند با تصویب قوانین محکم و با ضمانت اجرایی، اقدامات موثری را در راستای جلوگیری از ادامه روند تخریب باغات و صدور مجوز ساخت بناهای بلند مرتبه در این محدودهها صورت داده و مسئولین را در قبال اتخاذ چنین تصمیماتی، ملزم به پاسخگویی نمایند، در غیر این صورت میبایست بهطور روزانه شاهد قطع درختان بیشتر، انتفاع برخی افراد از این شرایط و از میان رفتن باغاتی خواهیم بود که طی سالها و قرنهای متمادی، برای حفاظت از انسانها شکل گرفتهاند و امروز با بی مهری مواجه شدهاند.

 

*کارشناس ارشد مدیریت شهری