هرهفته شنبه ها - سال سیزدهم

پرتیراژترین نشریه صنعت ساختمان

نشریه شماره   186   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

امور مشترکین در دسترس نمی باشد!

گروه تأسیسات: در گرماگرم خردادماه براي تهيه گزارش مردمي از يكي از ادارات  آب و فاضلاب تهران دفتر نشریه را ترك ميكنم. خورشيد بيامان ميتابد و هوا گرم است. به هر حال تهران كه همچون بندري در حاشيه درياي كوير است بايد به اين هوا عادت كند. مخصوصاً كه امسال قرار است يكي از آن سال‌‌هایی باشد كه گرما از حد بگذرد و ما بمانيم و آبي كه بيم جیرهبندی آن نيز ميرود. گرما را اگر بتوان تاب آورد بيآبي را هرگز، به همين خاطر است كه در هر شماره از نشریه يا هشداري در خصوص بيآبي داريم و يا براي پيگيري وضعيت آب شهروندان به ادارات آبفا مراجعه كردهايم و يا حداقل در مقالاتي راههاي كمتر مصرف كردن را آموزش دادهايم.

غيرحضوري هم ميشود؟!

مقصد اين شماره اداره آب و فاضلاب منطقه 5 ناحيه 1 واقع در تقاطع بزرگراه نواب صفوي و امام خميني بود. آدرس مقصد را از سايت آبفا درميآورم و روانه ميشوم. مسير طولاني است . با خود ميگويم چقدر از امور مشتركان آب و فاضلاب با استفاده از شيوههاي غيرحضوري كه الآن به سادگي هم امكانپذير است انجام میشود؟ چقدر از شكايات به قبوض يا درخواست انشعاب و يا پرداختها بدون حضور مشتركان رفع ميشود؟ اينترنت و تلفن چقدر توانسته از بروكراسي و كاغذبازي ادارات ما بكاهد تا شهروندان كمتر زحمت مراجعات مستقیم را به خود بدهند؟ با تجربه شخصي از اين ادارات و ادارات مشابه و گزارشهاي مردمي كه داشتهام خود از پيش جواب را ميدانم؛ هيچ! در بسياري از موارد در اولين مراجعه مشتركان تازه متوجه مدارك مورد نياز ميشوند كه ليست آنها را به تفكيك ميشود در سايت آبفا درج كرد. با وجود شبكههاي كامپيوتري مشترك كارها به همان كندي سابق پيش ميرود و در بسياري از موارد به درج امضاي فلان مسئول و بهمان كارشناس زير نامه نياز است. اين موضوع نشان از نبود اعتماد به سيستم شبكه و اينترنت مورد استفاده در ادارات دارد كه چه بسا با مديريت بهتر و پرداختن بهتر به آن ديگر نيازي به اين امضاها هم نباشد.

درِ بسته اداره آب

به مقصد كه ميرسم از رفتوآمد معمول ادارات آب و فاضلاب هیچ خبري نيست و بر روي در امور مشتركان قفلي خورده و برگهاي كه آدرس محل جديد را نشان داده، چسبانده شده است. ميدان حر، چهارراه لشكر، خيابان ... در زير برگه هم كروكي آن آدرس درج شده است. با خود به مشتركاني فكر ميكنم كه كارمند یا كارگراني هستند كه از ادارات خود مرخصي ساعتي و يا روزانه گرفتهاند تا كار و مشكل خود را رفع و رجوع كنند اما در عوض با اين نوشته مواجه ميشوند كه «اداره امور مشتركين به آدرس زير منتقل شده است.»

مطمئناً اين تغيير يك شبه صورت نگرفته و براي يك شب نيز اداره امور مشتركين در آنجا مستقر نخواهد بود. ميپرسم آيا بهتر نبود تغيير مكان را هم علاوه بر سر در اداره بر روي سايت قيد ميكردند تا مشتركان و شهروندان تنها وقتي به مقصد رسيدند از آن باخبر نشوند؟ آيا وقت شهروندان آنقدر بيارزش است؟

خانه دوست كجاست؟

آنجا را به قصد مقصد جديد ترك ميكنم. چهارراه لشكر را تا ميدان منيريه پياده طي ميكنم و نگاهم به اطراف است تا مگر تابلوي اداره آب به چشم آيد و كار گزارش را شروع كنم. تنها جايي كه نشان از آب و فاضلاب دارد ساختماني دو طبقه است كه روي ديوارهاي آن شعارهايي مبني بر صرفهجويي در مصرف آب نوشته شده است. شيشههايش همه شكستهاند و كارگران مشغول كارند. با اين گمان كه اين ساختمان نميتواند ساختمان مربوط به اداره امور مشتركان منطقه 5 ناحيه 1 باشد جايي كه مشتركان ناحيه منيريه و كارگر جنوبي به آن رجوع ميكنند و جايي كه طرح فاضلاب شهري مشغول انجام است، از آن ميگذرم. تا ميدان منيريه را به همين ترتيب ميروم. از رهگذران ميپرسم از مغازهداران، از دستفروشان كه آخر ادارهاي با اين درجه از اهميت در خياباني با اين همه ازدحام و رفتوآمد را كسي نديده است. هر كس نشان و آدرسي ميدهد.. يادم ميآيد نخستين مرتبه كه ميخواستم به يك اروپايي آدرس بدهم او از اين همه نوشته تعجب كرد. در كشور آنها آدرس در چند رقم خلاصه ميشود. در كشور آنها همه چيز در عدد و رقم خلاصه میشود اما من در شهر خودم براي يافتن آدرس در مركز شهر تهران بايد از همه بپرسم.

مشتري قديمي ما

عطاي گزارش مردمي از آبفاي منطقه 5 ناحيه 1 را به لقايش ميبخشم. دوباره براي پيگيري گزارش قبلي به سراغ اداره آبفاي منطقه 3 ناحيه 1 امور بهرهبرداري و مشتركين واقع در خيابان كارگر شمالي  ميروم. بر حسب اتفاق نخستين مخاطب من هماني است كه در گزارش پيشين هم با او صحبت كرده بودم. براي پيگيري پرداخت بدهي اقساط فاضلاب آمده بود اما اين مرتبه راضيتر. میگفت: كارها تا حدود زيادي انجامشده و ميگويند كه ديگر نيازي به مراجعه ما نيست. به هر حال اين ناهماهنگي بوده كه در سيستم آنها به وجود آمده بود و پرداختهاي قبلي در سيستم جديد وارد نشده بود. وي ادامه داد: كلاً كارها كند پيش ميرود و در همه حال نياز به مراجعه حضوري است، حتي تلفنها را درست جواب نميدهند تا آدم تكليفش را بداند.

رقم انشعاب بالا است

شهروند ديگری از اينكه هزينه بالايي را بابت انشعاب از او گرفتهاند،گلایه داشت و میگفت: اين رقم بالا است و نميتوانم آن را بپردازم. وی افزود: من خانهام را با كمك فرزندانم ساختهام، كلي وام و قسط دارم و تازه توانستهايم يك خانه قديمي را تبديل به خانهاي كنيم كه سرمايهاي بشود براي همهمان ولي از آن زمان تازه مشكلات شروع شده است. انشعاب برق، انشعاب گاز، انشعاب آب، انشعاب فاضلاب، قبل از اين هم هزار خوان شهرداري را رد كردهايم با انواع و اقسام عوارض.

وي كه خود را فرهنگي معرفي كرد، ادامه داد: مگر دولت از ما بابت همين كارها ماليات نميگيرد؟ مگر كارمندان ماليات و كسبه ماليات بر درآمد نميدهند؟ اين ماليات براي همين كارها است. الآن در ديگر جاهاي شهر دارند لولهكشي فاضلاب ميكشند و بابت انشعاب از هر خانهاي پول ميگيرند. درحالیکه اصلاً اين كار بايد توسط دولت انجام گيرد چون پروژه ملي است و مردم نبايد پول پرداخت كنند.