نشریه شماره   184   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

ما افغانستان نیستیم!

در خبرها آمده بود که بر اثر رانش زمین در ولایت بدخشان افغانستان حدود ۳۰۰ ساختمان تخریب و نزدیک به ۲۵۰۰ نفر زیر گل و لای مدفون شدهاند. صدها خانوار ساکن این ولایت نیز که از سانحه جان به در بردهاند نیازمند مواد غذایی و دارویی هستند. البته هر کشوری باید برای وقوع چنین حوادثی آمادگی داشته و از قبل همهکارهای پیشگیرانه را انجام داده باشد ولی به اعتقاد ما خطر رانش زمین نظیر آنچه در افغانستان رخ داد در ایران ما به وقوع نخواهد پیوست چرا که:

افغانستان روی خط زلزله است ولی ایران نیست. حالا نه اینکه اصلاً نباشد، کمی هست ولی بیشتر از کمی، یعنی بله، تقریباً صد درصد روی خط زلزله است ولی قبول بفرمایید خط زلزله ما با خط زلزله آنها فرق میکند. یعنی شما ما را با آنها مقایسه میکنید؟

افغانها بلد نیستند خانههایشان را محکم بسازند در صورتی که ما بلدیم. خانههای ما را هم همین افغانها ساختهاند؟ بله البته، ولی یک افغانی کارش در افغانستان با ایران خیلی فرق دارد، اصلاً میخواهم بدانم افغانها متراژ سهمیه مهندس ناظر، عوارض و مالیات شهرداری، طرح مسکن مهر و پاک و امید و اجتماعی و ... دارند؟ ندارند که! 

افغانستان نقاط پرخطر و زلزلهخیز و رانشپذیر زیاد دارد ولی اینجا ایران است و از این خبرها نیست. بله، البته در سال 1288 در منطقه سیلاخور خودمان 8 هزار نفر بر اثر زلزله کشته شدند و در سال 1309 در سلماس 2514 نفر و ... ولی خُب که چی؟ اینها یک مشت اعداد و ارقامند و چیزی را ثابت نمیکنند.

ما یک وزارت راه و شهرسازی داریم که بیا و ببین! از این سرتا آن سر همهاش همینطور مهندس و کارشناس است که نشسته و دارد محاسبات مهندسی میکند. کمیسیون عمران مجلس و سازمان نظام مهندسی و شهرداری و شورای شهر و سازمان آموزش فنی و حرفهای و تا دلتان بخواهد تشکلها و گروههای ریز و درشت فنی و مهندسی. حالا من از شما میپرسم: افغانستان از این چیزها دارد؟ دیدی حالا؟

سرتان را درد نیاورم: در ایران خطر زمینلرزه و زمینلغزه وجود ندارد چرا که اگر وجود داشت لابد مسئولان و مدیران  کاری میکردند و تذکری، هشداری، برنامهریزی، چیزی ما از این بزرگوارمان مشاهده میکردیم.