نشریه شماره   182   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

تئوری‌ برای خانه‌های آینده

دکترسعيد فلاح فر*
يك فضاي باز عمومي را به عنوان پاركينگ فرض كنيد. يا فضاي يك تكه پاركينگ يك آپارتمان كوچك را. اگر اين فضا به شبکه‌های اختصاصي كوچك تر تقسيم شود؛ حتماً مجموع ظرفيت واقعي در آنها و يا سهولت دسترسی‌ها كاهش پيدا می‌کند. يا يك ديسك فشرده رايانه را در نظر بگيريد. ظرفيت ثابت ذخیره‌سازی اين هارد را می‌توان به دو شكل تقسيم كرد؛ يكي اينکه اصطلاحاً به پارتيشن هاي مختلف تقسيم شود و ديگر اينكه فولدرهاي مجزا در آن ايجاد كرد. در حالت اول فضاي ذخیره‌سازی‌ها مستقل است و در حالت دوم فضاي كلي در دسترس همه فولدرها بنا به نياز به اشتراك گذاشته می‌شود. در حالت اول، درحالی‌که يكي از پارتيشن ها كاملاً خالي است، ممكن است پارتيشن ديگر ظرفيت ذخيره كافي نداشته باشد. اما اين مشكل در شكل دوم تقسیم‌بندی به وجود نمی‌آید. يعني داده‌ها به طور خودكار در يك فضاي مشترك جاي می‌گیرند و درعین‌حال داخل يك بسته و فولدر مجزا ذخيره و ارائه می‌شوند. اين روشي است كه در سايت هاي اينترنتي بزرگ (مثل ايميل ياهو و...)، مشكل محدوديت ظرفيت كاربران را برطرف كرده است.حال سؤال این است که آيا می‌توان الگويي مشابه براي فضاهاي ساختماني و شهري طراحي كرد؟ نوعي معماري با فضاي شناور اما مجزا و اختصاصي؟
لازم است نگاهي بیندازیم به سوابق فضاهاي اشتراكي در معماري و شهرسازي تا دوره معاصر. نمونه‌های موجود شايد بتواند به مسير آينده منجر شود و يا حداقل تصور آن را ساده‌تر كند. به عنوان مثال؛ آب انبارها، يكي از فضاهاي مشترك شهري بوده‌اند كه شهروندان را از آب انبارهاي كوچك خانگي بی‌نیاز مي كرده است. به ويژه كيفيت و امنيت خاطر بيشتري داشته است. حیاط‌های مركزي خانه‌های بزرگ، براي چند خانواده، منظري مشترك و بزرگ‌تر توليد می‌کردند. عملكرد بوستان‌های بزرگ محلي را هم شايد بتوان نوعي تجميع باغچه‌های كوچك خانگي دانست. ميدان گاه‌های كوچك محلي، كه بنا به مناسبت، براي انجام مراسم اختصاصي (مثلاً مهماني عروسي و...) يكي از اهالي محل به كار می‌رفت، نيز نوعي كاربري مشترك شهري است. در ساختمان‌های امروزي شايد فضاهاي مشاع، از جمله راه‌پله‌ها، نورگيرها، ورودی‌ها و ... می‌تواند نمونه‌ای از اشتراک‌گذاری عناصر معماري براي صرفه‌جویی در محدودیت‌های فضايي باشد. مثلاً با تجميع دو بناي مجاور، می‌توان يكي از راه‌پله‌ها را حذف و معادل آن را به فضاهاي اصلي اضافه كرد. همین طور است در مورد اندام‌ها و عناصري مثل؛ ضخامت ستون‌ها، ديوارهاي جداكننده، انبارها،‌ فضاي بازي كودكان و... .
حالا به مدد تخيل و در قالب پيشنهاد، كمي در امكانات اشتراک‌گذاری پيش تر برويم. گذشته از فضاهاي مشترك و كاملاً تفکیک‌شده، مثل آنچه گذشت، كاربران روزانه هر يك از فضاهاي معماري را چقدر و چند ساعت اشغال می‌کنند؟ دفترهاي كار، سرويس هاي بهداشتي، آشپزخانه‌ها، سالن‌های پذيرايي و... چه كسري از روز اشغال هستند؟ آيا می‌توان ترتيب و طرحي تدارك ديد كه اين زمان‌های خالي، با حفظ استقلال كامل (مثل همان فولدرهاي رایانه‌ای) بين چند کاربر تقسيم شوند؟ آيا فضاهاي مجازي (همان طور كه در تصاوير بازی‌های رایانه‌ای و...،  كاملاً براي ذهن واقعي هستند) می‌توانند باعث توسعه يك فضاي محدود در ذهن واقعي كاربر شوند؟ مثلاً كاربران آينده (با كمك فناوری‌های امروزي و با درك بازسازی‌شده‌ای از تصوير و صدا و بو و...) می‌توانند در يك آپارتمان كوچك، زندگي در خانه‌ای وسيع را تجربه كنند؟ يا از فضاهاي مشترك، با احساس استقلال كامل استفاده كنند؟ مگر نه اينكه سال‌ها پيش، آینه‌های بزرگ، فضاي خانه‌ها و هتل‌ها را دل‌بازتر كرده بودند و يا فيبرهاي نوري، نور مستقيم آفتاب را به درون ابر ساختمان‌ها رسانده بودند؟ شايد اين تئوري، خيال آميز اما قابل تحقق براي خانه‌های آينده باشد. اشغال فضاي كمتر و زندگي در فضاي بزرگ تر. ساختمان‌های خصوصي و شخصي اما با امكانات كاملاً فرا فردي.

*معمار وپژوهشگر