مدیریت شهرهای مدرن

شمار نشریه : 178

هانی رستگاران *
یکی از دلایل مهم و حایز اهمیت نافرمانی‌های اجتماعی و معضلات فرهنگی که گریبانگیر جوامع غربی گردیده، توسعه شهرها با شعار صنعتی شدن و عبور از مرزهای تحجر و سنت‌گرایی، بدون در نظر گرفته شدن هویت فرهنگی، تمدن و منش گذشتگان است و بیانگر این است که کشورها هرچه در زمینه مکانیکی پیشرفته باشند، حرکت آنها تحت عنوان پیشرفت هنر آنچنان ناچیز است که بدون بقایای برجا مانده از بافت‌ها و بناهای ساخته شده در قرون و ادوار گذشته آثار معماری و هنری‌های امروزشان قابل تحقیر است.
بخش عمده‌ای از علل بی روحی روابط و تعاملات اجتماعی مردم کشورهای غربی، به خصوص اروپایی دلالت بر معماری و شهرسازی ماشینی و فاقد شاخصه ها و ملاک های معنوی دارد که این خود باعث ترک بسیاری از آداب و سنن موروثی و آنچه سینه به سینه در میان نسل‌های مختلف بشر گشته، شده است.  لذا با توجه به وجود چنین تجربه منفی در بسیاری از کشورهای توسعه یافته، محور و نگرش شهرسازی و مبانی نظری معماری شهرها هم، نیازمند نظریات و دیدگاه های جدیدی خواهد بود تا منجر به تجربه تلخ غرب نگردد.
امروز با ازدیاد و بالا رفتن تراکم جمعیت شهرها نیاز به معیارها و ضوابط شهرسازی، بیش از پیش، احساس می‌شود؛ البته نه معیار و شاخصه ای که از معماری و مدرنیته غربی به دست ما برسد، بلکه همان هنر و دید معمارانه ای که در گذشته تاریخ و فرهنگ این ملت بزرگ را گرد هم آورده و آنرا از پایه مستحکم ساخته است.
از این احساس نیاز، استنباط می‌گردد که تلفیق هنرهای سنتی و بافت‌ های تاریخی شهر با نگرش نوین شهرسازی و توسعه، نه تنها در تضاد و تقابل نیست، بلکه وابسته بوده و می‌بایست ارتباط تنگاتنگی بین آنها برقرار باشد. استفاده از هنر طراحی و زیبایی هنر سنتی در نما کاری داخلی و خارجی فضاهای مسکونی و تجاری شهر، در هم آمیختن شیوه ها و روش‌های معماری مدرن با روش های سنتی، بهره گیری از متد ها و سازه های مستحکم نوین در بناها و ساختمان ها با کاربری‌های متفاوت، می‌تواند ساکنان آنها را هر چه بیشتر با فرهنگ و معنویات موجود در کالبد آن، آشنا سازد. ایجاد معابر و پیاده رو هایی با ساختار دلنشین خشت و سنگ که از مواد اولیه ساخت سکنی و سرپناه بشر نخستین بوده است، می‌تواند با جایگزینی جنس سخت و خشونت آمیز قیر و آسفالت در پیاده رو های شهر حس آرامش، دوست داشتن و نشاط را در عبور کنندگان متبلور سازد.
یکپارچه سازی و جایگزینی دیوارهای مملو از زایده ها و عناصر نامأنوس بصری با چشم انسان که در اثر یکنواختی، به تدریج باعث خستگی چشم و عبور با بی تفاوتی از آنها می‌شود، به شکلی از شاخصه های معنا دار که بیانگر زیبایی ها و شناخت بهتر بینندگان از میهن عزیز و آثار فرهنگی، معنوی و طبیعی آن می‌گردد، به یقین تاثیر شگرفی در بینش و نگرش بینندگان به همراه خواهد داشت. این رویکرد به همراه ایجاد فضا و زیر ساخت های آن به طور قطع زمینه های رویش و شکوفایی شهرنشینی با تاکید بر هویت و موجودیت انسان و انسان گرایی را فراهم خواهد آورد.
*کارشناس میراث فرهنگی و معماری؛ کارشناس ارشد مدیریت شهری