گودبرداری یا بي خانمان سازي

شمار نشریه : 157

خبرنگار پیام ساختمان: به تصاوير بنگريد. اينجا نه بوسني و هرزگوين است و نه سرزمینهای سوخته خاورميانه و نه حتي آثار جنگ جهاني دوم، بلكه تنها چند قدمي دانشگاه شريف و در مجاورت خيابان آزادي تهران. صاحبخانه صبح از منزل خارج میشود و شب ديگر نمیتواند به آن باز گردد چرا كه ديگر خانه اي در كار نيست، به همين سادگي. تنها خوش شانسی شان اين است كه تلفات جاني نداشتند.

احتمالاً اين از كرامات نظام مهندسي و شهرداري و .... بود كه مانور مقابله با گود برداریهای غير  اصولي و راه اندازي پليس ساختمان و.... را رسانه اي كرده بودند و حداقل خسارت مالي تنها عاقبت گود برداري غير اصولي بوده است كه البته زير نظر مهندس ناظر انجام شده بود.

سكانس اول

 پنجشنبه شب با نمايان شدن نشانه هاي ريزش ساختمان، اهالي خانه هوشمندانه از آن خارج میشوند و هر چه تلاش میکنند كسي را ياري رسان نمییابند. همه میدانند كه خانه در حال ويراني است و اما مالك پروژه همسايه تنها به تداوم كار خود و ادامه فعاليتش میاندیشد.

صبح جمعه تا پاسي از شب شنبه، سازنده بي توجه به جدا شدن ديوار خارجي بنا كه ترکهای بزرگي نيز بر آن نمايان بود تنها به فكر آرماتور بندي و ساخت محل نصب صفحه ستونهای خانه خودش بود. شنبه بعد از ظهر نيمي از ساختمان با صدايي مهيب فرو میریزد و كوچه را در غبار محو میکند. باز هم سازمانهای امدادي به محل میرسند و اقدام به نوار كشي اطراف ساختمان در حال تخريب میکنند. حالا وسايل زندگي خانواده آقاجاني در زير آوار است.

مهرداد آقاجاني پسر مالك خانه در حال ريزش به خبرنگار ما گفت: همان پنج شنبه ما مكرر تقاضاي كمك كرديم اما سازمانهای امدادي مانند آتش نشاني كه در محل حاضر شده بودند، تنها به ما گوشزد كردند كه به خانه خود نزديك نشويد. در غير اين صورت مسئوليت جان شما با خودتان خواهد بود.

به سود بعضي به زيان همه

بيچاره پيرزن كه حالا بايد حاصل تمام زندگیاش را ويران ببيند و هر رهگذري را كه میبینی برايش دل بسوزاند كه چگونه تمام اثاثيه منزلش را از دست داده و حالا بايد آواره باشد. اين نهايت همدردي همشهريان با آنهاست. البته شايد بد هم نباشد كه مالك خانه ويران شده مجبور است زمين را با شراكت يا فروش تحويل سازندگان دهد و اينجاست كه حوادث گود برداري براي هر كه بد باشد، قطعاً میتواند بازار سازندگان مسكن را سكه كند.

اين اولين ريزش ساختمان در اين محله نيست؛ 40 سال قبل سازنده ويلاهاي يك طبقه در املاك طرشت  كه تنها به سوء استفاده خود میاندیشید ،خانه هاي يك كوچه را متصل به يكديگر احداث كرده بود؛ خانههایی كه تنها با يك تيغه از هم جدا شدند. به تير آهنهای نازك موجود در تصاوير بنگريد؛ بدون کوچکترین بهره اي از علم مهندسي عمران به ويژه در مباحت پيچش ، خمش و كشش و فشار در ساخت اين بناهاي قديمي.

ديگران چه میکنند

نوسازي ساختمانها در بافتهای فرسوده پديده اي منحصر به ايران نيست بلكه تمام كشورها از چين تا اروپا را در برمي گيرد اما روشها و نحوه عملكرد نيروها در اين بخش مهم است. اينكه سازنده لودر را در زمين رها كند و بي توجه به اينكه بيشترخانه هاي قديمي به يك ديوار مشترك تكيه کردهاند، زمين را بكاود و ديوار را بتراشد، معلوم نيست چه ميزان معقول است اما در ديگر كشورها روشهای خوبي براي اين كار دارند. چینیها كه هميشه به بدي در بازار ياد میشوند يك شهر قديمي را خالي از سكنه كرده و همه ساختمانها را با مواد منفجره و با استفاده از مهندسي تخريب ويران كرده و بعد شهر را به روش صنعتي، انبوه سازي میکنند.  در اروپا نيز اگر چه خانه هاي قديمي را به صورت موردي اما با تخليه كامل محله( آن هم در زماني برنامه ريزي شده) تخريب میکنند. اينكه روزي شخصي تصميم بگيرد تا با دريافت يك مجوز تخريب ناگهان خانه اي را خراب كند و خانه هاي مجاور را بر سر ساكنانش فرود آورد در كدام كشور ديده میشود.

آنچه بيان شد و در تصاوير نيز به روشني نمايان است، آثار تهاجم خارجي نيست كه بر زندگي هم ميهنان ما ساري است بلكه تنها و تنها محصول بي وجداني مالك، مسئوليت ناپذيري مجريان و بي تدبيري مسئولان است. بلايي كه هر لحظه ممكن است بر سر هر كسي در اين شهر بيايد چه به عمد با حادثه اي ناشي از گود برداري و چه غير عمد مانند؛ زلزله.