نشریه شماره   172   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

درس‌های مـرمت


دکتر سعید فلاح فر - پژوهشگر

حفاظت و مرمت بناهاي تاريخي، به نسبت موضوع خود، هنوز رشته جواني است و براي رسيدن به بلوغ و پذيرش اجتماعي، هنوز راه زيادي در پيش دارد. اگرچه ايران يكي از پيشگامان اين رشته به شمار مي رود، اما مرزهاي مشترك مرمت بناهاي تاريخي با معماري، عمران، تاريخ، ‌باستان‌شناسی و... مسير تكاملي آن را پیچیده‌تر كرده است. نگاهي به پروژه‌های مرمت و حفاظت، به عنوان نوعي نمايش طرز تلقي عمومي و تخصصي از اين رشته، نشان می‌دهد؛ شکاف‌های قابل تأملي بين بحث‌های تئوريك و آكادميك با نحوه اجرايي مرمتگران وجود دارد. مرمت بين گروه‌های مختلف دست به دست می‌شود و هر كدام از منظري آن را عملياتي می‌کنند. بنابراين به نظر می‌رسد؛ مروري بر بعضي از باورهاي بنيادي مرمت و حفاظت بناهاي تاريخي، خالي از فايده نخواهد بود:

1ـ ترديدي نيست كه هنر يكي از وجوه اصلي مرمت و حفاظت از بناهاي تاريخي است. از طرفي هم در هنر معاصر، فرديت هنرمند بيش از دوره‌های گذشته مورد توجه قرار می‌گیرد. اما اگر شما از آن دسته مرمتگراني هستيد كه علاقه داريد نشانه حضور خود را در يك پروژه مرمتي به وضوح به جا بگذاريد و به زعم خودتان آشكارا توان فني خود را به رخ بكشيد يا ارزش‌ها و جاذبه‌های جديدي به اثر تاريخي اضافه كنيد، بايد بگويم؛ علاقه شخصي شما به رشته معماري است و راه را اشتباه انتخاب کرده‌اید.

2ـ حفاظت از بناي تاريخي، حفاظت از ویژگی‌هایی است كه به واسطه كالبد يك بنا قابل انتقال به نسل حاضر و نسل‌های آينده است. قضاوت در صحت و سقم، زیبایی و نازيبایي،‌ حسن و قبح و ... بنا و صاحب بنا به عهده مرمتگر نيست. مرمتگر مجاز نيست با معيارهاي امروزي به بنا نگاه كند و متأثر از قواعد و قوانين امروزي يا شخصي، ويژگي بناي تاريخي را تغيير دهد. حتي اگر تصور كند اقدامش، اقدامي اصلاحي است. اشتباهات تاريخي هم مثل همه دستاوردهاي بشري، بخشي از تاريخ و تجارب تاريخي است. همچنين الزامات ايدئولوژيك و سياسي، علائق شخصي، تعصبات قومي و قبیله‌ای و... نمی‌تواند و نبايد اولويت، مسير و چگونگي حفاظت از بناهاي تاريخي را تحت تأثیر قرار دهد.

3ـ هميشه لازم نيست نشانه و اثر همه آسیب‌ها را كاملاً از بين برد. آثار خط رطوبتي كه منبع آن از بين رفته و مخل وضعيت ظاهري بنا نيست يا ترك غيرفعالي كه دوام و ارزشي را مخدوش نمی‌کند و خود به نوعي نشانه‌ای است از قدمت و وقايع مرتبط با بنا و... می‌تواند به همان شكل حفظ شود. مرمت هرگز به معني برگشت بناي تاريخي به اولين وضعيت و سلامت كامل نيست.

4ـ به جاي اينكه براي روش مرمتي خود دلايلي پيدا كنيد، با بررسي وضعيت و دلايل موجود و با در نظر گرفتن همه روش‌های ممكن، بهترين شيوه را انتخاب كنيد. اين امر به نظر بديهي می‌آید اما عملاً پايبندي به آن بسيار دشوار است.

5ـ دوام و پايداري يك بناي تاريخي بهترين سند و آزمون است براي اعتماد و پذيرش صحت محاسبات و كارآمدي ترفندهاي ساختماني، اعم از انتخاب مصالح ساختماني، سازه و يا موضوعاتي مثل عایق‌بندی رطوبتي و... . بنابراين بديهي است براي مرمت بناهاي تاريخي ـ جز در موارد لزوم سخت‌گیرانه و يا عدم دسترسي به فناوري سنتي ـ در شرايط مساوي، اولويت با استفاده از همان ابزارها و شیوه‌های اصيل و يا شیوه‌های رايج بومي است كه معمولاً ميراث دانسته‌ها و حاصل تجارب بسيار در آزمون و خطاهاي تاريخي در آن گونه معماري است. مثلاً وقتي يك پوشش يا نعل درگاه توانسته است، با تكيه بر يك تير چوبي به قطر پانزده سانتی‌متر، بيش از يك قرن دوام بياورد، جايگزيني تيرآهن مشبك 16 به جاي آن، به بهانه محاسبات مدرن، به مضحكه و شوخي می‌ماند. همین طور است در مورد به‌کارگیری مواد و مصالح جديد كه در عایق‌بندی و... به كار مي رود و تلاش براي پرهيز از اين اصل ناگزير است. مرمت جاي پنهان‌کاری، قدرت‌نمایی‌های تكنولوژيك و اقدام براي جلب توجه نيست.

6ـ همواره اصل بر استفاده از مصالح اصلي بنا و در موقعيت اصلي و تاريخي آن است. در صورت عدم دسترسي و يا عدم کار آیی اين مصالح، ‌استفاده از مواد و مصالح مشابه در اولويت مرمتگر است. مثلاً استفاده از معدن سنگ مشابه و يا آجري كه با همان روش اصيل توليد شده است. البته اين حق تقدم، منافي تحقيقات، اصلاح روش‌های سنتي و توليدات مدرن براي استفاده در شرايط خاص نيست. اما استفاده از مصالح متفاوت و يا جديد، آخرين گزينه است و تنها در صورتی مجاز خواهد بود که عدم امكان تحقق موارد پيشين - با لحاظ جوانب احتياط و دقت بسيار – وجود نداشته باشد. فراموش نكنيد؛‌ علم به سرعت در حال پيشرفت است و چه بسا آنچه امروز براي ما بی‌اهمیت است، با كمك دانشي نو یافته، منشأ كشف اطلاعاتي ارزشمند باشد.

7ـ براي حفاظت و مرمت يك بناي تاريخي؛‌ فرض اول عدم دخالت فيزيكي است. اقدامات و عمليات فيزيكي در هر آنچه كه بدون مداخله مستقيم قابل انجام باشد، غيرمعقول است. اگر امنيت يك بنا با اجراي روشنايي قابل تأمین باشد، حصاركشي و نصب پنجره‌های فلزي لزومي ندارد. همچنين است مواردي كه با كنترل كاربري، بسياري از نيازهاي تقويتي سازه و تكميلي بنا مرتفع می‌شود. اقدامات فرهنگي را هم بايد به اين مجموعه اضافه كرد. همچنين انتقال عمليات اجرايي و مداخلات به خارج از بنا از ارجحيت برخوردار است.

8ـ در احيای يك بناي تاريخي ـ ‌اگر تداوم كاربري اصلي مقدور نباشدـ بايد اصل را بر انعطاف‌پذیری كاربري انتخاب‌شده گذاشت نه انعطاف بنا. يعني بايد تا حد امكان از تغيير بنا براي تطابق با اين كاربري جديد پرهيز شود. در عوض می‌توان با برنامه‌های دقيق، جزئيات شيوه كاربري را به توان كالبدي، شأن و شرايط فرهنگي بنا نزديك تر كرد.

9ـ اصل برگشت‌پذیری در مرمت بناهاي تاريخي محدود به برگشت‌پذیری در مصالح و اقدامات ساختماني و الحاقي نيست. گاهي جايگاه و پايگاه فرهنگي، اجتماعي، سياسي، اقتصادي و... بناهاي تاريخي در طي عمليات و اقدامات حفاظتي، مرمتي و احياء دست‌خوش تغييرات می‌شود. اين تغييرات هميشه و الزاماً در جهت حفظ و ارتقای همه ارزش‌های بنا پيش نمي رود.

10ـ مرمت بافت‌ها و ابنيه تاريخي تنها در تسلط به علوم و فنون ساختماني محدود نمی‌شود. مرمتگر لازم است براي شناخت واقعي و همه‌جانبه يك بنا يا بافت تاريخي، از همه ارتباطات فرهنگي و فني و اجتماعي و... مطلع باشد. آگاهي بر تاريخ اجتماعي، تاريخ سياسي، تاريخ علم، آداب و رسوم اجتماعي، مذهب، هنر و ادبيات و به طور خلاصه همه علوم پايه، مهندسي و انساني، لازمه درك و فهم بناي تاريخي و حوزه پيراموني آن است. پوشيده نيست كه دانستن اين علوم بدون فهم عميق و اشراف بر ارتباطات موضوعي در مرمت چندان نمی‌تواند گره‌گشا باشد.

11ـ مشاركت و همدلي مردمي، ضامن سهولت و تداوم مرمت و نگهداري صحيح از بناهاي تاريخي است. البته منظور بيشتر تاكيد بر همدلي است تا مشاركت اجرايي و عملياتي كه معمولاً نياز به تخصص‌های ويژه دارد. به خاطر داشته باشيد تصمیم‌گیری پشت درهاي بسته خطرناك است و زمينه توسعه خودرأيي و دوري از واقعيات اجتماعي را فراهم می‌کند. مردم و علاقه‌مندان را تا حد امكان، به طور مرتب و هم شأن مديران بالادستي، در جريان تصميمات و عمليات مرمتي و به ويژه منافع فرهنگي بناهاي تاريخي بگذاريد و اجازه دهيد تعلق خاطر و انگیزه‌های نظارتي در ميان اطرافيان گسترش پيدا كند.

12ـ هيچ پروژه مرمتي بدون ايجاد فرصت‌های مناسب آموزشي، برنامه مدون و درازمدت نگهداري، مستندسازي دقيق و جامع وضعيت اثر در مراحل مختلف پروژه ، تنظيم گزارش جزئيات عمليات اجرايي و نشر به موقع آن، كامل نيست. روند اين اقدامات بايد به گونه‌ای باشد كه كيفيت و زمان مناسب هيچ يك از اين ملزومات، فداي روابط اداري، سلایق و رقابت‌های فردي نشود. عناوين و جداول گزارش روزانه بايد متناسب با پروژه طراحي و به طور مرتب تنظيم شود.

13ـ ثبات اصالت اثر، از فرضيات حفاظت يك بناي تاريخي است. اگرچه با وجود تغييرات سريع و عميق در شیوه‌های زندگي، رفتارهاي اجتماعي، ارزش‌های اقتصادي و اجتماعي، توسعه شهري، سرعت روند تخريبي و...، حفظ همه وجوه اصالت غيرممكن می‌نماید، اما پروژه‌های مرمتي و حفاظتي تلاش می‌کنند دخل و تصرفات يا اغتشاشات در اصالت اثر به حداقل ممكن برسد. منظور از اصالت، علاوه بر اصالت در مواد و مصالح، فناوری‌های ساختماني و... شامل موارد پیچیده‌تری از جمله كاربري، منظر، تعاملات فرهنگي -هنري، جايگاه شهري و سياسي و اقتصادي و... هم می‌شود.

14ـ خوانا سازی در اندام‌ها، عناصر كالبدي، ارتباطات عملكردي و... در هر حال بر بازسازي و نوسازی‌های شبهه‌ناک يا شبهه ساز، ارجحيت دارد.