هرهفته شنبه ها - سال سیزدهم

پرتیراژترین نشریه صنعت ساختمان

نشریه شماره   168   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

گزیده نشریات

ابرار اقتصادی

عضو کمیسیون اقتصادی مجلس:

انبوه‌سازان کارنامه خوبی در تسهیلات ساخت ندارند

 

عضو کمیسیون اقتصادی مجلس با تاکید بر این‌که باید تناسب بین عرضه و تقاضای مسکن ایجاد شود، گفت:‌ انبوه‌سازان در بحث پرداخت تسهیلات ساخت و انتقال آن به خریدار عملکرد خوبی ندارند، از این رو معتقدم وام مسکن باید به خریدار پرداخت شود.

ایرج ندیمی در گفت‌وگو با تسنیم با اشاره به افزایش احتمالی وام مسکن، افزود: مسکن امروز به بن بست رسیده است و با تسهیلات 20 میلیون تومان نمی‌توان خانه خرید. با این مبلغ اقشار متوسط به پایین قدرت خرید نخواهند داشت بنابراین برای این‌که این اقشار قدرت خرید داشته باشند باید تدبیری اندیشیده شود تا چرخش نقدینگی به سمت مسکن هم بیاید.وی با تاکید بر این‌که به هر طریقی گردش نقدینگی باید به سمت بخش ساخت و ساز مسکن هدایت شود، گفت: در شرایط کنونی تراز تقاضا و عرضه به هم می‌خورد به خصوص این‌که سالانه حدود 800 هزار ازدواج جدید صورت می‌گیرد و حداقل باید به این تعداد مسکن در کشور ساخته شود.

وی با اشاره به این‌که علاوه بر این مسکن فرسوده هم در کشور داریم که باید نوسازی شود، تاکید کرد: با چنین رویکردی اگر می‌خواهیم سرمایه‌های مردم به سمت مسکن برود و اگر می‌خواهیم پاسخگوی نیازها از نظر تقاضاهای جامعه باشیم باید عرضه را زیاد کنیم. برای افزایش عرضه نیز میل به سرمایه‌گذاری باید افزایش یابد و برای این کار نیز باید شرایط مشارکت فراهم شود.

عضو کمیسیون اقتصادی مجلس بیان کرد: معتقدم افزایش تسهیلات میل به خرید مسکن را افزایش می‌دهد و خرید واحدهای کوچک و بزرگ به افزایش ساخت و ساز منجر می‌شود.

ندیمی در پاسخ به این پرسش که بسیاری از کارشناسان معتقدند تسهیلات خرید برای مسکن مثل سم بوده و بهتر است افزایش و پرداخت تسهیلات مسکن از کانال سازنده باشد، گفت: همه این فرمول‌ها طی شده است، یعنی این‌که تسهیلات را به سازنده بدهند یا به خریدار. مسئله مهم در این رابطه آن است که خرید مسکن برای مردم آسان شود.

دنیای اقتصاد

28/6/92

 

مدیر عامل بانک مسکن اعلام کرد

تشکیل کمیته‌های کارشناسی برای اجرایی کردن سیاست‌های جدید در بخش مسکن

 

 

گروه بنگاه‌ها - مدیر عامل بانک مسکن با بیان اینکه تاثیر افزایش سقف تسهیلات روی گران شدن مسکن در شرایط مختلف اقتصادی متفاوت خواهد بود، گفت: چنانچه اقتصاد در رکود به سر ببرد، افزایش سقف تسهیلات می‌تواند موجب رشد اقتصادی با حداقل افزایش قیمت‌ها شود.

قدرت‌ا... شریفی در پاسخ به این سوال که آیا بانک مسکن برنامه‌های جدیدی برای افزایش سقف تسهیلات مسکن دارد، به خبرگزاری فارس گفت: بانک مسکن یک بانک تخصصی و توسعه‌ای است و وظیفه اصلی آن خانه‌دار کردن مردم است؛ بنابراین در حال حاضر تلاش بانک مسکن این است که در سال حماسه اقتصادی و با عنایت به اینکه بخش مسکن و ساختمان موتور رشد و توسعه اقتصادی هر کشور است، ماموریت‌های جدید محول شده وزارت راه و شهرسازی را دنبال کند.

وی ادامه داد: در این خصوص بانک مسکن اقداماتی را آغاز کرده و برنامه‌ها و روش‌های جدیدی را طراحی کرده است که ضمن تامین نقدینگی مورد نیاز آن از محل پس‌اندازهای مردمی و دارایی‌های در اختیار بانک، امکان رشد بدون ایجاد تورم را دنبال می‌کند.وی اضافه کرد: جهت تدوین برنامه‌ها و روش‌های جدید مذکور کمیته‌های کارشناسی ذی‌ربط در بانک تشکیل شده که پیشنهادهای جدید بانک را متناسب با حوزه‌های فعالیت وزارت راه و شهرسازی و بانک مرکزی تقدیم وزیر راه و شهرسازی و رییس کل بانک‌ مرکزی خواهد کرد.

پیشنهاد افزایش سقف وام مسکن در حال بررسی در بانک مرکزی

شریفی در پاسخ به این سوال که در پیشنهادهای جدید بانک مسکن سقف تسهیلات مسکن چه میزان افزایش یافته است، گفت: بانک مسکن همواره با رصد وضعیت بخش مسکن و قدرت خرید یا ساخت واحد مسکونی، پیشنهادهای مناسب را به بانک مرکزی ارائه می‌کند و در حال حاضر نیز پیشنهادهایی براي تغییر شرایط تسهیلات خرید و ساخت مسکن ارائه شده است.

وی افزود: این پیشنهاد توسط ادارات ذی‌ربط بانک مرکزی در حال کارشناسی است که پس از تایید و تصویب آن توسط شورای پول و اعتبار شرایط جدید اعلام خواهد شد.

 

 

 

جام جم

4/7/92

آخوندي: شكر خدا قيمت مسكن كاهش يافته است

 

 

وزير مسکن و شهرسازي گفت: کاهش قيمت مسکن دستوري نيست که بخواهيم دستور به کاهش قيمت آن بدهيم؛ بلکه به شکر خدا ناشي از تحولات بازار است.

به گزارش ايسنا، عباس آخوندي ديروز در حاشيه جلسه هيات دولت در جمع خبرنگاران در پاسخ به کاهش قيمت مسکن و اين که آيا اين روند ادامه خواهد داشت، اظهار کرد: کاهش قيمت مسکن به شکر خدا ناشي از تحولات بازار است و به انتظار مردم بستگي دارد که اين روند ادامه پيدا کند.

وي درباره افزايش قيمت بليت هواپيماهاي چارتر نيز گفت: درباره اجراي قانوني برنامه پنجم در حوزه واحدسازي کل خدمات هواپيمايي در حال تهيه آيين نامه هستيم که پس از جمع بندي، اطلاع رساني خواهد شد.آخوندي همچنين در جواب پرسشي درباره آزادسازي قيمت حمل و نقل و اين که اين موضوع شامل همه بخش هاي حمل و نقل مي شود، گفت: اجازه دهيد وقتي جزئيات نهايي شد، اطلاع رساني کنيم.

شرق

31/6/1392

بحران درياچه اروميه و الگوي زيست مسلماني

 

سيدغلامحسين حسن تاش

کارشناس ارشد انرژی

 

 

بعدازظهر جمعه (29 شهريور 92) شاهد مناظره اي از شبکه اول سيما بودم که در همان استوديوي مناظره هاي انتخابات رياست جمهوري 92 برگزار شد و موضوع آن « نابودي درياچه اروميه بود». اگر بخواهم دلايل به وجود آمدن بحران درياچه اروميه را از لابه لاي آنچه در اين مناظره مطرح شد، خلاصه کنم و کمي تعميم بدهم موارد زير را مي توان فهرست کرد:

 

 

1- فقدان برنامه هاي جامع ملي مبتني بر مطالعات آمايش سرزميني. 2- قانون گريزي و از جمله بي توجهي به قوانين زيست محيطي و قوانين مربوط به تدوين اسناد مورد نياز براي طرح ها و پروژه ها. 3- تصميم گيري ها و سياستگذاري ها و تعريف طرح ها و پروژه هاي غيرمبتني بر مطالعات جامع. 4- ضعف در وظايف حاکميتي دولت و خصوصا در هماهنگي ها و سياستگذاري هاي بين دستگاهي و بين منطقه اي. 5- ترجيح منافع دستگاهي و منافع منطقه اي بر منافع ملي. 6- ترجيح مسوولان به انجام کارها و اقدامات سخت افزاري پرطمطراق مشمول نمايش و کلنگ زني و نوار سه رنگ پاره کردن نسبت به اقدامات نرم افزاري. 7- ضعف و مشکل در شايسته سالاري و دادن کار به دست کاردان. 8- بحران بهره وري (که البته خود به نوعي محصول و نتيجه همه موارد فوق است).

اما مي خواهم قدري در اين آخري توقف و تامل کنيم. در کشور مرتبا سد مي سازيم و عملاآبي که پشت آن جمع مي شود را تلف مي کنيم . بهره وري آب در کشاورزي مان حداکثر 30 تا 40 درصد است يعني بيش از نصف آن تلف مي شود، با اينکه در همين کشور و مثلادر همان منطقه آذربايجان هم نمونه مطلوب بهره وري آب را داريم. شايد هزينه بالابردن بهره وري آب که موجب رشد و توسعه فکري و فرهنگي جامعه هم مي شود، براي آزادکردن همان ميزان آب، بسيار کمتر از ساختن يک سد جديد باشد. تازه اگر آثار و تبعات و عدم النفع هاي زيست محيطي و اکولوژيک سد زدن را هم در نظر بگيريم، ابعاد مساله بسيار فراتر مي رود. اما سد زدن را ترجيح مي دهيم

مرتبا ميادين نفت و گاز را توسعه مي دهيم و چاه جديد مي زنيم و نفت و گاز توليدي آن را تلف مي کنيم (البته بحث ميادين مشترک مستثناست)، 37 ميليون مترمکعب گاز همراه نفت را که معادل يک ونيم فاز پارس جنوبي است و بسيار بيش از گاز وارداتي از ترکمنستان است را به همراه ميعانات آن روزانه مي سوزانيم و محيط زيست را آلوده مي کنيم، اما قراردادهاي جديد براي توسعه ميادين مستقل را به جمع کردن اين گازها ترجيح مي دهيم. مرتبا پالايشگاه جديد مي سازيم و فرآورده توليدي آن را تلف مي کنيم در صورتي که هزينه بهينه کردن مصرف بسيار کمتر از ساخت پالايشگاه جديد است. شيوه و سيستم حمل ونقل و اتومبيلي را تحويل مردم مي دهيم که چند برابر حمل ونقل ديگر مردم جهان، سوخت مصرف مي کند. شاخص شدت انرژي مان بيشتر از دو برابر متوسط جهان است و بازهم نيروگاه جديد مي سازيم که کمتر از 40 درصد انرژي اوليه را تبديل به برق (ثانويه) کند. روزي يک ميليون بشکه (معادل نفت خام) فقط حداقل تلفات سيستم توليد و عرضه انرژي کشور است (شامل همان گازهاي سوزانده)، همين مطلب را اگر در رژيم کوددهي کشاورزي بررسي کنيم مي بينيم که شايد از همه دنيا بيشتر کود شيميايي (در واحد سطح) مصرف مي کنيم اما رژيم کوددهي و نوع کود شيميايي مان به گونه اي است که بهترين زمين هاي کشاورزي کشور را نابود مي کنيم و ميزان محصول در واحد سطح را پايين مي آوريم. وضعيت سيلوسازي و توليد و مصرف گندممان هم همين است. سيمان و فولاد و پول را صرف دو طبقه و سه طبقه کردن خيابان ها و اتوبان ها مي کنيم که تابلو تبليغاتي مان باشد و بنزين بيشتري مصرف شود و امنيت زيست محيطي و آرامش صوتي را از مردم بگيرد و توسعه خطوط مترو به دليل کمبود منابع مالي متوقف مي ماند در صورتي که تجربه بشري به اين رسيده است که شهري مانند تهران هيچ راهي بهتر از گسترش حمل ونقل زيرزميني ندارد و بسياري موارد ديگر. اينها در شرايطي است که با پيشرفت ها و مطالعاتي که کشورهاي پيشرفته در اين زمينه داشته اند تمام الگوها و روش ها هم براي بهينه سازي و ارتقاي بهره وري آب و زمين و انرژي و گندم و حمل ونقل روشن و در اختيار است. به راستي ما را چه شده است؟ آيا مصداق اسراف و تبذير که در دين ما و قرآن ما آنقدر مذمت شده است همين شيوه و روش ما و لطمه اي که به محيط زيست مي زنيم نيست؟ آيا ما با اين همه ادعاهاي گوش کرکن ديانت که داريم، نبايد بيش و پيش از همه در دنيا منادي حفظ محيط زيست و مصرف بهينه باشيم؟ آيا پديده هاي شومي مانند خشک شدن درياچه اروميه و نابودي محيط زيست، عذاب الهي و تحقق همان وعده و هشدار الهي نيست که فرمود اگر شاکر و سپاسگزار باشيد نعمت را بر شما فزوني مي بخشم و اگر کافر نعمت باشيد عذاب من سخت خواهد بود (سوره ابراهيم آيه 7) آيا استفاده نکردن از تجربه و کنار گذاشتن دانايان و از همه مهم تر استفاده نکردن از عقل به عنوان بزرگ ترين نعمت خداوندي، مصداق ناشکري و ناسپاسي و کفران نعمت نيست؟ آيا به راستي الگوي زيست اجتماعي ما الگوي زيست مسلماني است؟