بازدید امروز تا این لحظه 31171 بار

بساز و بفروش ها از کجا می آیند؟

گروه ساخت و ساز: ساختار صنعت ساختمان در کشور ما سنتی است. بدین معنا که اولا مصالح مورداستفاده به روش سنتی تولید می شود و دوم اینکه اجرای ساختمان هم با روش سنتی و توسط افرادی که تخصص ندارند، صورت می گیرد. این در حالی است که ساختمان سازی در کشور های توسعه یافته همانند تمامی صنایع دیگر جز به دست مهندسان و کاردان ها انجام نمی شود. کارشناسان معتقدند بخش عمده مشکلات کیفی ساخت وسازهای ما ناشی از حضور مجریان فاقد صلاحیتی است که صرفا با هدف کسب سود های غیرمتعارف وارد عرصه شده اند و تا زمانی که کار به دست متخصصان سپرده نشود، نظارت مطلوب هم نمی تواند پاسخگوی انتظارات باشد و عمر ساختمان را افزایش دهد. سبقت بسیار زیاد تقاضا بر عرضه و به دنبال آن سودآوری بالا باعث شده تا هر کس با هر شغلی سعی در ورود به عرصه ساختمان سازی نه به عنوان سرمایه گذار که به عنوان سازنده و فروشنده داشته باشد. البته در سالیان اخیر خبری از سود های چند صد درصدی نیست و بسیاری از سازندگان نمی توانند خودشان را راضی به سود های معمول کنند. در ادامه تهیه سلسله گزارش های پیام ساختمان از پروژه های ساختمانی سطح شهر سراغ چند ساختمان رفته ایم تا ببینیم بسازبفروشی چگونه شکل می گیرد و این افراد چه کسانی هستند و مهم تر اینکه تا چه اندازه تخصص دارند. کارگرانی که بسازبفروش می شوند حوالی میدان راه آهن ساختمانی با اسکلت فلزی در حال ساخت است. انبوهی از میلگرد های زنگ زده جلوی ساختمان به حال خود رها شده اند. میلگرد هایی که به نظر می رسد از ساختمان فرسوده قبلی برای سازنده باقی مانده اند تا مجدد مورداستفاده قرار بگیرند. داخل ساختمان که می شوم چند کارگر افغان مشغول کار هستند. یک نفر هم در حال بنایی و دیوارچینی است. بلند می گویم با سازنده کار دارم. بنای ساختمان پاسخ می دهد: خودم هستم. امرتان؟! بعد از معرفی نشریه از او در مورد نحوه ورودش به کار بسازوبفروشی می پرسم که پاسخ می دهد: سال 65 بود که از شهرستانمان به تهران مهاجرت کردیم. اغلب کسانی که از شهرستان به امید کار به تهران مهاجرت می کنند، معمولا تخصصی ندارند و یک راست سراغ میادین شهر برای کارگری ساختمان می روند. خلاصه اینکه حدود 5 سال در ساختمان کارگری کردم. بعد از مدتی احساس کردم که می توانم من هم مانند اوستاها بنایی کنم و دو برابر دستمزد بگیرم. بنایی من حدود 10 سال طول کشید. این بنای قدیمی و سازنده امروزی ادامه می دهد: سال 80 که شد تقریبا از سفت کاری تا نازک کاری ساختمان را بلد بودم. مستأجر بودم. یک روز تصمیم گرفتم که خودم قطعه ای زمین بخرم و آرام آرام شروع به ساخت کنم. خلاصه اینکه توانستم بعد از یک سال دو طبقه ساختمان اسکلت فلزی برای خودم و خانواده ام بسازم تا از مستأجری نجات پیدا کنم. وی اضافه می کند: زمانی که می خواستیم در ساختمان ساکن شویم. یکباره قیمت ملک بنده به طرز عجیبی بالا رفت. با یک حساب سرانگشتی چهار برابر پولی که هزینه کرده بودم، گیرم می آمد. این شد که تصمیم گرفتیم اجاره نشینی را ادامه دهیم و خانه را بفروشیم. این روند ادامه پیدا کرد و بعد از آن هم تا سال 90 به قول معروف می ساختم و شیرین می فروختم. به اینجا که می رسد با صدای بلند می خندد و می گوید: این فقط مختص من نیست. 50 درصد سازنده های امروزی کارگران دو دهه پیش هستند. املاکی هایی که سازنده می شوند چند خیابان آن طرف تر حوالی میدان رازی ساختمانی دیگر سوژه گزارش ما می شود. این بار به سازنده ای برمی خوریم که از مشاور املاک به سازنده بودن رسیده و اتفاقا مثل همان سازنده قبلی اعتقاد دارد اغلب سازنده ها یا از کارگری ساختمان شروع کرده اند یا مشاور املاکی بوده و هستند. وی به خبرنگار ما می گوید: حدود 15 سال پیش به همراه برادر و عمویم کار بنگاه معاملات ملکی را شروع کردیم. در آن زمان وضعیت ساختمان سازی مثل امروز نبود. معاملات رونق داشت و کار مشاوران املاک به قول معروف سکه بود. این سازنده می افزاید: بعد از اینکه دو سال در این زمینه فعالیت کردم، با حفظ بنگاه معاملات ملکی سراغ ساختمان سازی رفتم. بنابراین چون به اقتضای شغلم از تمامی طرح های شهرداری ها و کاربری زمین ها آگاهی داشتم، اگر برخی فروشنده ها با شرایط خوبی می خواستند خانه شان را بفروشند یا مشارکت کنند، خودمان رسما وارد عرصه می شدیم. ضمن اینکه در بخش فروش هم این امکان را داشتیم و داریم که به قیمت خوبی بفروشیم. حالا هم اگرچه می گویند ساخت و ساز در رکود است و خانه ها فروش نمی رود اما می شود همین الان با سود 30 درصدی خانه فروخت. مسأله اینجاست که ما سازنده ها با توجه به گذشته و سود های 100 و 200 درصدی دیگر با این سود ها راضی نمی شویم. ثروت بهتر از علم است سازنده سومین ساختمان موضوع گزارش ما از قضا نه کارگر بوده نه املاکی. خودش می گوید: پدرم یکی از سازندگان قدیمی است اما من راه پدرم را دنبال نکردم. درس خواندم و در رشته عمران تحصیل کردم. برای خودم خیلی آرزو ها داشتم که مثلا خیلی جایگاه خوبی به دست می آورم و برای علمم ارزش قائل می شوند اما بعد از اینکه فارغ التحصیل شدم، تازه متوجه شدم که ممکن است بتوانم با مدرک مهندسی قدری جایگاه اجتماعی به دست بیاورم اما با این پول ها نمی شود زندگی کرد. حتی چند جا کار کردم اما همیشه هشتم گرو نه ام بود. این سازنده می افزاید: در نهایت تصمیم گرفتم راه پدرم را ادامه دهم. بدون هیچ اغراقی در زمان شروع به کار بنده، ساختمان سازی یکی از پردرآمد ترین شغل های ایران بود به گونه ای که حتی یک سازنده متوسط درآمدی بالاتر از مدیر یک کارخانه بزرگ داشت و امروز هم اگرچه ساخت و ساز در شرایط رکود به سر می برد اما پول بسازوبفروشی واقعا به پول حاصل از فروش خدمات مهندسی می چربد.
انتهای خبر/پ
چاپ شده در هفته نامه پیام ساختمان شماره 257فهرست مطالب شماره 257
×