همزیستی برق و درخت

شمار نشریه : 164


زهره حاجيان

تا همين چند سال احترام به محيط زيست يك ارزش اخلاقي تلقي مي‌شد كه هزينه‌هاي اقتصادي را بر بنگاه‌هاي صنعتي و تجاري تحميل مي‌كرد ولي دستاورد مالي مشخصي براي سهامداران اين بنگاه‌ها نداشت. شايد به همين دليل روزنامه‌نگاران حوزه محيط زيست و تشكل‌هاي مردم نهاد اين حوزه، از ديد برخي فعالان اقتصادي، مزاحماني تلقي مي‌شدند كه سرعت توسعه را كاهش مي‌دادند. در چنين فضايي طبيعي بود كه استانداردهاي زيست محيطي، در اولويت‌هاي صنعت برق قرار نداشته باشند. البته راهكارهايي مانند قطع شاخه‌هاي درختان مجاور سيم‌هاي برق، در چنين فضايي مورد توجه قرار مي‌گرفت. با اين حال اكنون فضاي ديگري در حال مسلط شدن بر جهان و ايران است. در اين فضاي جديد، شاخه‌هاي درختان در جاي خودشان باقي مي‌مانند و اين سيم‌هاي برق هستند كه بايد از مسيري ديگر و به گونه‌اي عبور كنند كه مزاحم درختان نباشند. ماليات‌ها و مشوق‌هاي زيست محيطي كه زماني مهمترين ابزار مالي براي ترغيب بنگاه‌هاي اقتصادي به شمار مي‌آمدند، كم كم رنگ مي‌بازند و عموم شهروندان دوستدار محيط زيست نيز در تامين هزينه‌هاي محيط زيست مشاركت مي‌كنند. نمونه آشكار چنين وضعيتي را مي‌توان در تمايل برخي ساكنان اتحاديه اروپايي در خريد برق گران‌قيمتي مشاهده كرد كه از طريق منابع تجديدشونده به دست مي‌آيد. به اين ترتيب خصوصي‌سازي نه فقط در مديريت بنگاه‌ها، بلكه در مديريت مالي مرتبط با محيط زيست نيز مورد توجه قرار گرفته است. شركت‌هاي توزيع برق در سال‌هاي اخير برنامه‌هاي متعددي را براي نوسازي شبكه و كاهش تلفات اجرا كرده‌اند كه هر دو، به ارتقاي شاخص‌هاي زيست محيطي صنعت برق كشورمان كمك مي‌كند. البته اين برنامه‌ها در كنار برخي محدوديت‌هاي فني، با محدوديت‌هاي مالي نيز مواجه شده‌اند. حتي اگر دولت دچار مشكلات اخير نبود و جيب‌هايي پر از پول داشت، باز هم نمي‌شد انتظار داشت كه تمام هزينه‌هاي اين دو برنامه بزرگ را تامين كند. به همين دليل شايد بتوان مشتركان را به مشاركت در اين برنامه‌ها تشويق كرد تا هم از منافع مالي آن بهره‌مند شوند و هم در ارتقاي شاخص‌هاي زيست محيطي صنعت برق سهيم شوند. ضمن اين كه مي‌تواند به ارتقاي كيفيت و پايداري شبكه نيز كمك كند كه نتايج آن براي مشتركان، از مطلوبيت بالايي برخوردار است.

از ياد نبريم؛ محيط زيست يك ارزش متعالي است كه همه مردم از آن سود مي‌برند و از تهديد آن نيز زيان مي‌بينند. بنابراين دور از ذهن نيست كه از همه انتظار داشته باشيم براي ارتقاي آن بكوشند. همچنان كه ضروري به نظر مي‌رسد همه نخبگان براي يافتن راهكارهاي حفاظت از آن همفكري كنند. از طرف ديگر؛ توانمندي‌هاي انساني بخش توزيع برق، اميد به توسعه همفكري در اين عرصه را افزايش مي‌دهد. مصداق اين امر را مي‌توان در كشور ژاپن ديد كه براي عبور كابل‌هاي برق به جنگلي برخورد كردند و مانند كشور ما بدون فكر و برنامه‌‌ريزي دل به دريا نزدند و با اره برقي به جان درختان زنده نيفتادند.