هرهفته شنبه ها - سال سیزدهم

پرتیراژترین نشریه صنعت ساختمان

نشریه شماره   162   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

معمار صنعتی نداریم


گروه معماری و دکوراسیون: حذف انسان به عنوان حیاتی ترین عامل شکل دهنده پروژه های معماری صنعتی، ظالمانه ترین ،زیان آورترین وغلط‌ترین نوع نگاه به یک مجموعه صنعتی است که تبعات عدیده آن هر لحظه در ناکارآمدی واحد تولیدی خود را نشان داده و غالباً تا همیشه مجموعه را از بازده مورد انتظار دور خواهد ساخت . متاسفانه غالب واحدهای صنعتی ما از این نقیصه در عذاب هستند لیکن به دلیل عدم توجه شایسته به نقش انسان و عدم ارائه پاسخ مطلوب برای آن توسط معماران یا گروه‌هايی که به ماشین ،انسان و محیط، همزمان اهمیت داده و وزن و نیاز هر یک را در جای خود لحاظ کنند، راه برون رفت از این مشکل حیاتی را نیافته یا در رفع آن ناموفق می باشند . بیشتر مردم فکرمی‌کنند، معماری صنعتی سوله است در حالی که سوله عنصری است که می تواند برای پاسخگویی به نیاز های بخشی از پروژه صنعتی به کار آید . بگذریم که اکثر معماران ما سوله و خواص ،کارکرد و قابلیت های بسیار زیاد و مثبت آن را نیز نشناخته اند.برای بررسی موضوع تطابق انسان و پروژه صنعتی به سراغ کیومرث بیات ، عضو هیئت امنای انجمن مفاخر معماری رفتیم :

آیا یک معمار صنعتی برای خود تعریف قابل قبولی در میان حرفه معماران دارد؟

معمار صنعتی با درک کامل از طبقه اجتماعی و رفتار شاغلین در یک واحد تولیدی و نیاز های روزمره آنان در محیط کار ،شناخت دشواری های شغلی آنان نظیر کارهای سنگین و مخاطره آمیز ،یکنواختی کسالت آور محیط ،انواع آلودگی های غیر بهداشتی ناشی از محیط‌های کار و تعیین و طراحی مسیر حرکت و دسترسی پرسنل به امکانات خدماتی ،رفاهی و اداری و پیش بینی عناصر کاهنده هر یک از مشکلات پیش گفته، نظیر ایجاد هندسه های موزون ،انتخاب مصالح و رنگ مناسب ،پیش بینی فضاهای واسطه ،کوتاه کردن مسیرهای جابه جایي ،در اختیار قراردادن تسهیلات رفاهی مناسب جهت از بین بردن تبعیضات محیطی و استفاده از فضای سبز و نظایر آن می تواند در ارتقای روحیه کارکنان و همچنین تلطیف محیط غالباًخسته کننده کار در یک مجموعه صنعتی تاثیر گذار باشد .

جایگاه یک معمار صنعتی در یک پروژه صنعتی باید چگونه باشد؟

بستر سازی منطقی برای تولید از طراحی مناسب و مطلوب جزئیات و کلیات یک مجموعه صنعتی توسط معماران به هیچ وجه به معنای ایجاد هزینه نیست و حتی ممکن است، ورود معمار صنعتی ضمن اطمینان بخش نمودن صحت عناصر پروژه ، موجب کاهش هزینه های اجرایی در مقایسه با قبل شود . مهندس معمار صنعتی بایستی با شناخت نیازها و هندسه های مورد نظر، در نظر گرفتن منطق حرکت مواد اولیه تا محصول و مهم تر از همه با اشراف بر حضور انسان در تمامی طول فعالیت اصلی و جنبی صنعتی و بخش های پشتیبانی خدماتی ، اداری ، رفاهی و غیره نقشه مجموعه واحد صنعتی را بر اساس نیاز انسان و ماشین و با در نظر گرفتن پارامتر‌های مؤثر در مهندسی نظیر استعداد و شیب زمین ، دسترسی های اصلی و فرعی داخلی و بیرونی ، اقلیم ، باد و خورشید و با نگاه به کلیت تناسب احجام و مناظر کنترل شده ، طراحی کند . این مسئولیت به تدریج تا طراحی کلیه ساختمان ها اعم از صنعتی و غیر صنعتی و همچنین طراحی جزئیات ساختمانی مناسب و تا پایان ادامه خواهد یافت . دخالت معماران بدون تجربه صنعتی می تواند احتمالاً به اندازه حذف معماران در یک پروژه صنعتی زیان آور باشد .در صورتی که شأن معمار صنعتی به درستی در گروه طراحی لحاظ شود ، معمار طرف مراجعه تمامی گروه ها اعم از صنعتی و فنی قرار خواهد گرفت و شأن حضور معمار در تمامی نقاط پروژه متجلی خواهد گردید.

وضعیت و اشتغال معماران صنعتی در ایران چگونه است ؟

وضع امروز معماری صنعتی و تربیت و اشتغال معمارانی که قادر به طراحی پروژه های صنعتی باشند ، علیرغم نیاز روز افزون به آنها ، بسیار ناامید کننده است . در حالی که بایستی معماران با اعتماد به نفس کامل حرفه ای، نقش خود را در این عرصه نیز ایفا کنند.

صرف نظر از معدود بودن پـروژه‌ها ، در بسیاری از پـروژه های صنعتی ، پروژه بـه دو بخش ساختمان هاي صنعتی و غیر صنعتی تقسیم شده و شأن معمار به طراح ساختمان های غیر صنعتی یا حداکثر مجاز به پردازش شکلی ساختمان های صنعتی تنزل داده شده است . بدیهی است در این گونه پروژه ها ، سایت پلان نیز به عنوان مهم ترین و تعیین کننده ترین بخش طراحی در حد چیدمان اجرای مبتنی بر سلیقه و درک فردی غیر از معمار شکل می گیرد .در بسیاری از پروژه ها اصلاً معمار حضور ندارد یا اگر حضور دارد ،حضور او بدتر از عدم حضور است و معمار به عاملی منفعل و ابزارِ دست دیگر عوامل تبدیل شده است . برخی از گروه های طراحی که در زمینه صنعتی فعال هستند اکثراً به پشتوانه تجربه ، به برخی از شاخه های خاص صنعتی تمایل نشان داده و آگاهانه تنها در آن بخش فعال هستند. مثلاً فقط در زمینه طراحی کارخانه های سیمان ، داروسازی یا کشتارگاه صنعتی فعالیت می‌کنند . این رویه خوب است به شرطی که معمار در حوزه تنگ یک شاخه از صنعت باقی نماند .برخی از معماران به پشتوانه تجربه حضور در یک صنعت خاص ممکن است پروژه های صنعتی متفاوت دیگری را نیز طراحی کنند . این هم روش خوبی است مشروط بر آنکه همه چیز منحصر به نگرش از دریچه محدود و معین تجارب قبلی نباشد .حداقل نیمی از مبانی طراحی سایت و ساختمان های هر پروژه صنعتی فارغ از آنکه در مورد چه صنعتی صحبت می کنیم ،کلی و عمومی است و نیمِه دیگر به اطلاعات ویژه آن صنعت به خصوص بستگی دارد .وقتی می شود 50 درصد راهی را با اطلاعات عمومی و کلی قابل آموزش طی کرد تازه متوجه می شویم که دانشکده های معماری ما تا کنون چه قدر در این زمینه کوتاهی کرده اند .

مشکل اساسی ضعف معماران ما در طراحی صنعتی چیست؟

متأسفانه فراگیری روش طراحی پروژه های صنعتی تماماً به بازار کار و به بعد از دوره تحصیلات دانشگاهی محول شده و این درد اصلی است، بدین ترتیب آموزش و مسئولیت معماران به عرصه ای ناشناخته و ناهمسان موکول شده است. در حالی که انتظار از معماران برای طراحی پروژه های صنعتی همیشه وجود داشته و دارد . چگونه می توان اطمینان داشت که حتی تعریف آن چه یک مهندس معمار ادعا می کند در زمینه صنعتی فرا گرفته با حداقل های لازم در این عرصه تطابق دارد .

چگونه می شود عرصه ای را که حتی دانشکده های معماری به آن نپرداخته یا مکث قابل اعتنایی در دوره تحصیل بر آن نداشته اند ، دیگران اعم از سرمایه گذاران و یا گروه های فنی دیگر به آن بها دهند . چگونه می شود در دوره ای که حتی ساختمان های مسکونی را سایر تخصص ها و یا خود کارفرما ها طراحی می کنند ، انتظار داشت پروژه های صنعتی را معماران طراحی کنند . تا وقتی که همکاران معمار اجازه طراحی هر طرحی را فارغ از تاوان ، صحت یا عدم صحت آن به خود می دهند ، چگونه می توان انتظار داشت که شأن معمار در ارتقای کمی یا کیفی یک پروژه صنعتی و تأثیر او بر بازده حدود نیم قرن یک مجموعه صنعتی شناخته شده و به آن بها داده شود .

سخن آخر

تربیت معماران صنعتی به موازات فرهنگ سازی در مورد نقش و تأثیر عام معماري و معماران ، نیاز به عزم یا بهتر بگویم نیاز به بیداری جوامع دانشگاهی مرتبط دارد .