هرهفته شنبه ها - سال سیزدهم

پرتیراژترین نشریه صنعت ساختمان

نشریه شماره   162   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

تأثير روشنفكري بر


گروه معماری و دکوراسیون : تاريخ گرايش روشنفکران ايران به تفکر نوين غربي از زمان قاجار و با سفر ناصر‌الدين شاه به فرنگ وارد مرحلة جديدي شد و معماري اروپاي جديد به عنوان نماد و نشانة شاخص ماندگار از تفکر نوين غربي مورد توجه شاه قاجار قرار گرفت. با ورود انديشه‌هاي غرب به ايران، استفاده از نمادها و رنگ‌ها و نشانه‌هاي غربي شدّت گرفت؛ به طوري که رنگ زرد تند وارد کاشي کاري ايراني شد که تا پيش از آن با لطافت و زيبايي و آرامش «مسجد شيخ لطف ا...» ديده شده بود؛ حتي ناقوس کليسا به عنوان يک نماد مذهبي وارد اماکن مقدس مسلمانان شد که نمونه بارزآن در «صحن عتيق» آستانه مقدسه حضرت معصومه(س) در شهر قم هنوز باقي است. عکس و مجسمه‌هاي فرشتگان و ملائک به صورت عريان و کليسايي هم در اماکن پخش شد.

با رشد تکنولوژي و گرايش روز‌افزون روشنفکران مسلمان به دنياي غرب، فرهنگ و تمدّن و نحوة نگرش آنها به پديده‌ها نيز به منزلة وحي مُنزل شد. نحوة ساخت و سازها و شهرسازي و بناها و سبک‌هاي طراحي فضا نيز در دنباله‌روي از آنها تعريف شد و معمار ايراني که خود خالق اثرهاي جاويد و ماندگاري مانند «نقش جهان» بود به عنوان واپس‌گرا از پهنة تفکّر معماران جوان حذف شد و در آتليه‌ها فقط به عنوان تاريخي که بايد براي گذشتگان ديده شود و ديگر قابل اجرا نيست، ياد مي‌شد.معماري ايراني پس از ورود به دوران جاهليت مدرن و خودباختگي، از درون‌گرايي به برون‌گرايي افراطي لغزيد. سازماندهي دروني فضاهاي زيستي که مبتني بر اصل رعايت حريم و حجاب و بيروني‌اند، بر اساس انگاره‌هاي ديني و سنّتي خانواده ايراني سازماندهي مي‌شد که به تقليد افراطي از نوع ساماندهي فضايي غرب، باورها و اعتقادات حاکم بر معماري اسلامي و افتخار به آنان مورد هجوم بي‌امان روشنفکران غربزده قرار گرفت . مهندس حسین سروش کارشناس ارشد معماری در این مورد نظرات جالبی دارد :

عوامل انحطاط معماری و شهر سازی را در کجا باید جست؟

به کساني که در جستجوي عوامل انحطاط معماري و شهرسازي ايراني‌هستند، بايد گفت که ابتدا به انديشة طراحان و معماران غربزده و خودباخته بپردازند. آنان عامل اصلي انحراف و انحطاط معماري ايراني بوده‌اند. البته سياست‌هاي نظام‌هاي حاکم نيز تشويق کننده و حامي اين گروه شد. به گونه‌اي که «دادگستري تهران» در جنگ جهاني دوم شبيه صليب شکسته طراحي مي‌شود، چون رضاخان با گرايش به آلمان‌ها دست آنها را در ساخت تک بناهاي شاخص ملّي باز مي‌گذارد. همچنين فضاهاي کليسايي در برخي مکان‌هاي قدسي ما حضور مي‌يابد. از عوامل ديگري که در نفوذ معماري غربي در ايران دورة قاجار و پهلوي دخيل بودند، مي‌توان به عامل سودآوري و زراندوزي اشاره کرد. نگاهي هرچند اجمالي به تاريخچه سبک‌هاي معماري و شهرسازي مي‌تواند اذهان آگاه و جستجوگر را به حقيقت نزديک‌تر سازد. همة اين عوامل در کنار هم و ظهور و بروز کامپيوتر و اينترنت به عنوان تسهيل کننده ارتباطات، در ساليان اخير و توزيع تفکرات مدرنيتة غربي با انديشة جهاني‌سازي و دهکدة جهاني مي‌تواند عامل اساسي در هجوم و گسترش تفکرات غير ايراني و معماري غربي باشد؛ به نحوي که با فشردن يک کليد مي‌توان به اعماق معماري جهان رفت و به مدد سياست‌هاي کُپي کاري که در جهان سوم به شدت مُد شده است، سير نزولي را به سرعت طي کرد و آنچه حاصل مي‌شود همه به تبعيت محض از مُد روز دعوت مي‌شوند.

آیا تناقضی بین استفاده از تکنولوژی و معماری اسلامی وجود دارد؟

روشنفکران بر اين باورند که با حضور تکنولوژي، ديگر سخن گفتن از معماري اسلامي معنا نداشته و دنيا متحول شده و انفجار اطلاعات، انفجار فرهنگ‌ها و تمدن‌ها را هم در پي دارد. آنها کوشيدند وانمود کنند که مقاومت بيهوده است، ولي آيا معمار مسلمان مي‌تواند در طراحي، بدون تأثيرات عميق از اصول حاکم بر جهان هستي دور باشد. خلقت هستي و عناصر موجود در آن بهترين الگوی پيش روي هنرمندان و معماران است. هر يک از پديده‌هاي عالم، علاوه بر رعايت اصل عدالت، اصول هنري متناسب با ظرفيت و کارکرد خود را از خداي متعال دريافت کرده‌اند؛ اصولي همچون تعادل و توازن، کثرت و وحدت و کلّ و جزء. در اين شرايط ميلياردها پديدة زنده و جاري از هزاران سال، در پيش روي بشر است و در حالي که اصول حاکم بر پديده‌هاي جهان هستي مدوّن و مشخص در صدها جلد کتاب و سخنراني ارائه شده است، آيا بهانه در دست نداشتن مباني لازم براي توسعه و احيای تفکر معماري اسلامي را مي‌توان پذيرفت؟

در پی استفاده از تکنولوژی مد گرایی هم به دنبال آن به شکل های مختلف وارد معماری اسلامی شد. نظر شما درمورد رواج مد گرایی در معماری چیست؟

تفکرات مدگرايانه مبتني بر خودباختگي براساس مباني به وجود آورندگانش با تبليغ فرهنگ اسراف و تبذير و نماهاي مردم فريب و پرزرق و برق منجر به فرهنگ خودنمايي و به رخ کشيدن و فخر فروشي و در نهايت، تحقير آدمي مي‌گردد. در تفکّر مدگرايانه رعايت حقوق فطري آدميان و بهره‌برداران ملاک نيست، بلکه معماري و شهرسازي، پهنة عرض اندام تمايلات و سلايق شخصي طراح مي‌شود.گاهي اين تفکر با مطرح کردن مصالح ساختماني گران قيمت و کمياب، چرخة فخر فروشي و برتري‌طلبي و اسراف و تبذير را تشديد مي‌کند و خودباختگي به آنجا مي‌رسد که سراميک‌هاي بسيار مرغوب ايراني رها مي‌شود و سراميک اسپانيا و ايتاليا که بعضاً از ايران صادر مي‌شود و مارک آن کشورها را دارد، بار ديگر با قيمت گزاف خريداری مي‌گردد.

تغييرات ساختاري در فضاهاي داخلي نيز به جايي مي‌رسد که حمّام شيشه‌اي درفضاي نامتجانس و باز گذاشتن ديد به داخل آپارتمان‌ها و اتاق‌ها امري عادي شده و اِشراف، امري معمولي و عدم اِشراف، امري مخالف مُد مي‌شود و خلوت و آرامش، حريم و حجابِ معماري قديم منسوخ مي‌گردد.

آیا مشکل اساسی در ایجاد مد گرایی و استفاده ابزاری و بی هویتی از معماری توسط بساز بفروش ها، ایجاد یا تشدید نشد؟

در پهنة بساز و بفروش نيز به دليل حاکم نبودن ديدگاه ديني، کم فروشي، بد فروشي، دير فروشي و گران فروشي و احتکار محصولات ساخته شده، اين کالاي اساسي مورد نياز بشر را تبديل به بورس پر رونقي نموده که سياست آن دردست بساز ـ بفروش‌هايي است که جز پر کردن جيب خود، سوداي ديگري در سر ندارند. البته گاه اشک تمساح هم مي‌ريزند که تأمين کنندة واقعي مسکن مردم هستند. ترويج تفکرات مسيحي و يهودي و تربيت يافتن شاگردان ايراني توسط مربيان و اساتيد فرنگي يا خودباخته و تحت تأثير محافل فراماسوني و مسيحي آنچنان بستري را فراهم آورد که طي چند دهه نشانه‌ها و تفکرات اين جماعت، به صورت جدي در ادبيات، هنر و معماري تأثير خود را به خوبي بر جاي گذاشت. اين تأثيرات تا آنجا پيش رفت که به هيچ وجهي پايبندي به دين و آداب و رسوم ميهني در طراحي سازه‌ها توسط معماران پيش بيني نشود.

معماران و مهندسان جوان امروز ايده‌هاي نوين روشنفکران بي‌هويت و غرب باوران جامعه را در جزئي‌ترين بخش‌هاي سازه‌ها اجرا مي‌نمايند .براي رفع اين مشکل چه بايد کرد؟

خودباوري و بازگشت به خويشتن اسلامي، دانشمندان جوان رادر جديدترين فن‌آوري‌هاي دنيا سرآمد ساخته است. از همين رو زمان آن رسيده است که معماران پرورش يافته در دامان انقلاب اسلامي در پهنة معماري و شهرسازي اسلامي نيز بدرخشند. در اين ميان بر حوزه‌هاي علميه و دانشمندان اسلامي است که با بازنگري در مباني طراحي عالم خلقت و کاربردي کردن آنها خمير ماية اصلي تفکرات الهي را به معماران جوان اين کشور منتقل و آنگاه منتظر تحول در طراحي معماري و شهر‌سازي باشند. بدون شک؛ بازخواني مجدّد قوانين هنري به کار رفته در عالم خلقت و به کارگيري آن در طراحي سازه‌ها با خلاقيت مهندسان خلّاق مسلمان همراه شده و در راستاي تکميل خلاقيت جهان قرار خواهد گرفت.