معماري ما پشت پرده ندارد

شمار نشریه : 156

گروه معماري و دكوراسيون: همه ميدانيم كه در گذشته معماري خانهها و بناهاي بزرگ و كوچك، براساس ساختار و اصول مشخص و انسانمحور ساخته ميشد. معماران همواره به ظاهر و باطن خانهها با نگاهي انساني، زيباييشناسانه و كاربردي نگاه ميكردند. حفظ امنيت جاني و رواني و دسترسي راحت به همه فضاهاي خانه از شاخصههاي باطن بود و ظاهر هم علاوه بر توجه به زيبايي، كاربردهايي به نفع صاحبخانه داشت. طي چند سال اخير با گراني خانهها و تبديل آنها به آپارتمانهاي كوچك و جمع و جور، اهميت معماري داخلي دوچندان شده است چراكه لازم است از كمترين فضاي ممكن بهترين استفاده را بكنيم تا كوچكي فضا آزاردهنده و عصبيكننده نباشدكه البته هست . به عقيده بسياري از معماران ميتوان فضاهاي كنوني را نيز سازماندهي كرد و به اصل و جوهره معماري ايراني رسيد. با گزارشي پيرامون اين موضوع با ما باشيد:

محمدرضا حائري ، معمار و شهر ساز:

جامعه متقاضي معماري نيست

چرا در معماري معاصر، برخلاف معماري گذشته، سازماندهي آگاهانه فضا رخ نميدهد؟

 معماري از سال 1340 به سمت و جهتي ميرود كه ما از آن با عنوان «ساختن بدون معماري» ياد ميكنيم. تا سال 1300 چنين چيزي وجود نداشته است؛ از 1300 تا 1340 آرام آرام نشو و نما ميكند و از 1340 به بعد، ساختن بدون معماري بر تمامي ساخت و سازهاي كشور حاكم ميشود. اتفاقي كه يك روند اجتماعي است، يعني، همه ميخواهند «بسازند» و دغدغه كسي  «معماري» يا همان سازماندهي آگاهانه فضا نيست. در اينجا فقط «رويش هندسي سيمان و سنگ» و «سر هم كردن مصالح» مطرح است زيرا آگاهي اجتماعي رخ نداده و معماري بخشي از همين آگاهي است. از دهه 40 به بعد، درك عمومي آنقدر افت كرده كه ديگر جامعه متقاضي معماري نيست.

آيا فرايند و پديده شهري شدن و تراكمهاي فوقالعاده شهري مانعي بر سر راه معماري با هويت نيست؟

نه، اصلاً. اينگونه نگاه كردن، جهالت است. مثلاً در چين، در پكن، يك مجتمع هفتصد واحدي آپارتماني ساخته شده است با جمعيت حدود 3000 نفر، يعني يك محله مستقل از نظر خريد، فروش، دسترسي، صرفه جو در انرژي با همه امكانات و جالبتراينكه كاملاً از اصول معماري باستاني چين(فنگ شويي) استفاده كرده اند. ما هم ميتوانيم چنين كاري را در ايران انجام دهيم و اين امر با تراكم و كلانشهرها مغايرتي ندارد. ما در اين سي سال در مورد هويت، فقط حرف زديم در حالي كه براي هويت معماري ميتوانيم برنامه داشته باشيم، ولي چنين همتي وجود ندارد.

دكتر حسن بنيانيان، رئيس پيشين حوزه هنري:

معماري بايد به گذشته متصلباشد

 در حال حاضر چگونه مي‌‌توان معماري اصيل ايراني اسلامي را در جامعه گسترش داد؟

 ما يك فعاليت ساختمانسازي داريم كه از يك مركزيت فكري هدايت ميشود و تكرارش خيلي زياد است . اين ساختمانهاي مدارس است كه ميتواند در بازگرداندن معماري اصيل ايراني اسلامي، نقش كليدي بازي كند. البته اين بحث شامل دانشگاهها و بيمارستانها هم ميشود اما مدارس، نقش تعيين كنندهاي از چند زاويه دارند: يكي اينكه دانشآموز در مقطع دبستان، راهنمايي، دبيرستان از همه نمادها و پديدههاي پيرامون او مانند؛ لباس پوشيدن معلم و طرز حرف زدن معلم ، شكل آرايش مبلمان داخل كلاس ، معماري داخل مدارس ، نماي مدارس و سر در مدارس،  فوقالعاده تأثيرپذير است . خيلي از اينها را هم نميتوان با زبان بيان كرد، دانشآموزان وقتي نسبت به يك پديده احساس خوشي پيدا ميكنند، ممكن است در سن 40 سالگي كه ميخواهد خانه بسازد ناخودآگاه به معمار سفارش ميدهد كه من ميخواهم پنجرهها اين شكلي باشد اگر بپرسيد چرا؟ نميداند چرا؟ نكته بعدي اينكه، وقتي شما در محيطي كه نمادهاي ايراني اسلامي وجود دارد حضور پيدا ميكنيد چه معلم چه شاگرد، اگر  در مورد الگوهاي رفتاري غربي در آنجا بحث كرديد، حس ميكنيد كه اين حرفها مناسب اين محيط نيست، چون شما وقتي درحرم امام رضا (ع) يا شبستان مسجد نشستي، نميتواني راجع به يك فيلم اروپايي صحبت كنيد. فلسفه تعليم و تربيت ميگويد؛ يكي از كاركردهاي نظام تعليم و تربيت، انتقال بخشهاي سازنده و مثبت تاريخ يك كشور به نسل بعدي است كه انقطاع نسلي پيش نيايد، حتماً مستلزم اين است كه معماري هم اتصال به گذشته داشتهباشد.

غلامحسين معماريان استادانشگاه علم وصنعت تهران:

بايد با ساختمان هاي كوتاه خداحافظي كرد

آيا ميتوانيم بحران به هم ريختگي معماري را پشتسر بگذاريم؟

براي پاسخ به اين سؤال بايد مثالي را بيان كنم ؛ اگربناي تئاتر شهر در پارك دانشجو را كه بنايي است زيبا و مورد استقبال وميل شهروندان، به عنوان يك اثر معماري قابل قبول بشناسيم، بايد اين اثر را به بهترين صورت نگهداري واستفاده مفيد از آن داشته باشيم. ولي اكنون اگر به اين بنا سري بزنيد،ميبينيد در كنار تئاتر شهر مسجدي را ميسازند كه اصلاً با بافت معماري بناي تئاتر شهر همخواني ندارد  در صورتي كه ميتوانست فضاي مقدس مسجد با معماري نزديك به بناي تئاتر شهر مورد استقبال بيشتر همگان قرار گيرداينگونه مثال ها كه در شهر ما كم نيستند، در نگاه من معمار، يعني هرج ومرج كه روز به روز بر تعداد آنها اضافه ميشود. هرچند مسئولان بارها به حضور معماري ايراني اسلامي در بافت شهري تأكيد كرده اند ولي با اين هرج ومرج به واقع نميتوان به دوره مطلوب معماري رسيد چون اين هرج ومرج همچون علف هرزي دامن معماري را گرفته ودر هر نقطه سبز از معماري گذشته نيز جا باز ميكند كه نمونه آن را ميتوان در شهرهايي با بافت تاريخي، همانند دليجان كاشان به وضوح ديد. از سوي ديگر چون، تراكم بخشي از درآمد شهرداري ها است پس بايد با ساختمان هاي كوتاه خداحافظي كرد وتجربه تلخ سازههاي بلند را كه امروز در كشورهاي توسعه يافته روبه تخريب هستند، يكبار ديگر تكرار كنيم.

اگربخواهيم از عالم خاكستري معماري كنوني دور شويم و به راه حلي براي جبران برخي كاستيها بپردازيم بايد از كجا شروع كرد؟

در ابتدا داشتن مباني فكري، لازمه شروع مناسب براي اصلاح است، بايد اين مباني از طريق دانشگاهها وانسان هاي عالم جمع آوري وتوسط ارگاني فرهنگي تبديل به سياست وبرنامه شود، حال در اين مسير مسئولين بايد بپذيرند؛ افرادي كه زحمتكشيده وپژوهشهاي بسيار انجام دادهاند و در دانشگاههاي اين مرز وبوم در حال خدمت به كشورشان هستند ،بهتر است به جاي استفاده از افكار معماري ديگر كشورها از فكر اين معماران داخلي استفاده شود.

دكتر علي غفاري استاد طراحي شهري دانشگاه شهيدبهشتي:

معماري ما شبيه ترافيكمان است

وضعيت موجود در معماري  كشور را چگونه ارزيابي مي كنيد؟

 ما معماري را ميسازيم و بعد اين معماري است كه مارا ميسازد و بر ما تأثير ميگذارد. اين يك رابطه دو طرفه است ما بايد شناخت مان را عميق كنيم و بهجاي اينكه فضا بسازيم، مكان ايجاد كنيم، آدم ها به مكان شان علاقهمند ميشوند و اين تأثير مثبتي بر آنها خواهد داشت .اوج و تكامل معماري در همه جاي دنيا سادگي آن است. اصيلترين معماريها سادهترين آنهاست. اكثر معماريهاي بومي ما اين خاصيت را دارند . البته اين نكته را اضافه كنم كه ضمن سادگي بسيار جا افتاده و استوار وفكر شده است . معماري ما شبيه ترافيكمان است هركس هرجور دلش خواست رانندگي ميكند.

كلبه ييلاقي لوكس در سوئيس

اين كلبه ييلاقي لوكس در سوئيس توسط Paul Bowyer طراحي شده و نظر هر بينندهاي را به خود جلب ميكند. اين هتل كوچك ۵ ستاره چشم انداز تماشايي از روستاي Zermat و طبيعت كوهستاني اطراف خود دارد كه سكونت در آن را بسيار لذتبخش و رؤيايي ميكند.

در طراحي داخلي كلبه ييلاقي Zermat، توجه خاصي به جزئيات شده است. اين هتل داراي ۵ اتاق خواب است كه هر كدام از آنها داراي دوش و سرويس حمام مجزا هستند. فضاي نشيمن و غذاخوري وسيع و دلباز، سالن ورزش، جكوزي داخلي و بيروني منحصر به فرد، سونا و فضاي آشپزي و غذاخوري بيروني اين كلبه ييلاقي، همگي با طراحي فوق مدرن و مجلل خود، مكاني تماشايي در دل كوههاي پوشيده از برف سوئيس ايجاد كردهاند.