نشریه شماره   163   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

معماری به سرانجام می‌رسد؟


گروه معماری و دکوراسیون: با وجودی که ایران پیشینه درخشانی در معماری و شهرسازی دارد و سهم قابل‌توجهی از میراث تاریخی جهان در حوزه معماری را به خود اختصاص می‌دهد، چنین می‌نماید که ساخت‌وساز در شهرهای مختلف و بیش از همه تهران، تابع اصول و ضوابط خاصی نیست و سلیقه‌های مختلف که عموماً تحت تأثیر تمایلات سوداگرانه هستند، سیمای شهرها را مخدوش کرده‌اند.در این میان، نهادهای متولی نه فقط اقدامی برای اصلاح وضع موجود نمی‌کنند بلکه در عمل، با سیاست‌های خود به نابسامانی موجود دامن می‌زنند.متن زیر نگاه جمعی از معماران به این مقوله است :

زور ما نمی‌رسد

فرامرز شریفی، معمار و مشاور پروژه در مورد این سؤال که وضعیت معماری معاصر ایران را چطور ارزیابی می‌کنید، گفت: به نظر من در دنیا به ندرت جایی را مثل ایران داریم. من تقریباً همه جای دنیا را دیده‌ام. بلبشویی که در وضعیت ساخت‌وساز ایران دیده می‌شود در هیچ جای دنیا وجود ندارد. به این دلیل که در تمام دنیا نهادهایی وجود دارد که به معماری شهر رسیدگی می‌کنند و ضوابطی هست که نشان می‌دهد هر بنایی را چگونه باید ساخت، ساختمان‌های بلندمرتبه در کجا قرار می‌گیرند، ادارات در کجا و ... و بالأخره تناسبات و هماهنگی و قوانینی در معماری شهرها وجود دارد که در مملکت ما دیده نمی‌شود.

وی افزود: یادم می‌آید که اوایل انقلاب بیشتر از دویست متر و فقط در دو طبقه نمی‌توانستیم ساخت و ساز داشته باشیم. بعد گفتند بلندتر هم می توانید بسازید و بعد هم بناهایی که مثل درخت کریسمس بود ساخته شدند! همه اینها به ناهماهنگی شهر منجر شد. الان متاسفانه یک سری معمار هستند که هر چه کارفرما بگویند می‌سازند و نتیجه این می شود که در واقع کارفرمایان معماری می کنند نه معمارها. واقعیت این است که زور ما نمی رسد. نقشه قدیم تهران را که می بینید معماری مرتب و منظمی دارد . الان می بینیم که در کنار ساختمان مسکونی، ساختمان اداری می‌سازند که محل پارک اتومبیل هایشان گرفتاری ایجاد می‌کند. تنها نکته امیدوار کننده، سازه و مقاوم سازی است که نسبت به زمان قدیم خیلی پیشرفت کرده است.

نگاه انبوه‌سازی به آینده معماری

امیر محمدخانی، رئیس دانشکده معماری دانشگاه سوره در مورد بزرگترین مشکل معماری امروز به خبرنگار ما گفت: با نگاهی به گذشته معماری‌مان می‌بینیم که گذشتگان ما بسیار آینده‌نگر‌تر از مردم امروز بوده‌اند. به‌عنوان مثال می‌توان بناهایی که طی 20سال اخیر ساخته شده است را مورد بررسی جامعه‌شناسی قرار داد و پرسید؛ آیا بناهای 20سال پیش ما امروز دارای کارکرد زیبایی‌شناسی هستند، به‌طوری که با سلیقه و افکار امروز مردم مطابقت داشته باشد یا نه؟ اگر نیست باید نگاهی بیندازیم به برخی بناهای قدیمی شهر کاشان (ازجمله خانه طباطبایی‌ها) و ببینیم آیا ایرانی‌ای پیدا می‌شود که با ورود به آن خانه قدیمی از بودن در آن منزل لذت نبرد؟ آیا فقط لذت حضور در آن فضا به‌دلیل قدیمی‌بودن آن فضاست یا به‌خاطر طراحی زیبا و نگاه طراح آن به آینده؟ نمونه دیگر، باغ‌های ایرانی هستند که چندصدسال پیش ساخته شده‌اند ولی امروز هنوز هم باعث شادی روح مخاطب می‌شوند. سؤالی که با این مقایسه‌ها در ذهن ایجاد می‌شود این است که در گذشته چه داشته‌ایم که امروز نداریم. در جواب باید گفت: قطعا تفاوت آینده‌نگری معماری دیروز نسبت به امروز، باعث به‌وجودآمدن این تفاوت‌ها می‌شود. نکته جالب توجه این است که امروز با نگاهی به بناهایمان طرح‌های قدیمی می‌بینیم که مربوط به گذشته است و علت این امر آن است که در نظام ساخت‌وساز جامعه ما تا بنایی ساخته می شود خودبه‌خود فرسوده می‌گردد چرا که از دوره طراحی تا ساخت گاهی اوقات سال‌ها طول می‌کشد؛ بنابراین نگاه آینده‌نگری معمار ایرانی باید بسیار وسیع‌‌تر از دیگر معماران جهان باشد.

محمد خانی انبوه‌سازان را مهم‌ترین عواملی دانست که می‌توانند فرم جامعه را به سوی انحطاط یا رشد بکشانند و در ادامه گفت: فضایی که ما امروز تحت عنوان انبوه‌سازی‌ در دست اجرا داریم (با هدف خانه‌دار‌کردن شهروندان) بسیار شایسته و قابل تقدیر است ولی آیا فضاهای ایجادشده توسط انبوه‌سازان می‌تواند در آینده جایی داشته باشد که شهروندان علاوه بر زندگی‌کردن در آن بناها آرامش و آسایش داشته باشند یا فقط نقش سرپناه را بازی می‌کنند ؟ به‌عنوان مثال باید دید آن چیزی که ما امروز تحت عنوان مسکن مهر در دست انجام داریم آیا 20سال بعد تحت عنوان بافت فرسوده از آن یاد می‌شود یا نه؟ آیا خانواده‌های ایرانی با رشد و پیشرفتی که در حوزه‌های مختلف با آن روبه‌رو خواهند شد در چنین فضاهایی با آسایش و آرامش زندگی می‌کنند یا فضای معماری آنها قابلیت نگاه‌کردن به آینده را ندارد؟ در هر صورت به‌نظر می‌رسد ما معماران فراموش کرده‌ایم که اثر را برای آینده خلق کنیم نه آنکه کاری انجام دهیم که فقط امروزمان را بگذرانیم. قاعده معماری گذشته ایرانیان اینگونه نبوده و این سبکی است که معماران امروز در حال پایه‌گذاری آن هستند؛ سبکی که باعث به‌وجود آمدن شهرهایی شده که امروز خودمان نیز از آن بیزاریم و از حضور در آن فضاها آشفته‌حال می‌شویم. اگر بخواهیم اینگونه به مسیرمان ادامه دهیم و شهرهایی بدون آینده‌نگری احداث کنیم قطعا شهرهایی را درآینده می‌بینیم که به‌طور کل آنها را دوست نخواهیم داشت و به‌دنبال آن احساس تعلق به شهرها از سوی ساکنان آنها کم خواهد شد و به‌راحتی مهاجرت از شهرها صورت می‌گیرد و همه اینها یعنی آغاز بحرانی که با نام بحران «بی‌هویتی شهر» بروز خواهد کرد. در واقع اگر امروز این خطر حس نشود دوران سختی را از لحاظ رفتار اجتماعی در مقابل خود خواهیم دید و مشکلات و معضلات اجتماعی در حوزه‌های رفتاری بروز بسیار جدی خواهند داشت.

معماری تقلیدی

آیدین آغداشلو هنرمند و پژوهشگر در این مورد گفت: معماری کشورمان در حال حاضر دوران بسیار سخت و مشقت باری را می‌گذراند و مشخص نیست که آیا معماری ایران به سرانجام مطلوب و شایسته خود می رسد یا خیر؟

وی افزود:برای من بسیار سخت است که می‌بینم مساجد کشورمان به تقلید از مساجد قاهره ساخته می‌شود و الزام و موقعیت سفارش و ساخت آنها بر این اساس را نمی‌فهمم و در نادانی خودم باقی می‌مانم که این سرمایه‌داری کج‌دار ما را به کجا می‌برد. تسلط سرمایه داری بر معماران کشور باعث شده علی رغم برخورداری از معماری پر افتخار هزاران ساله خودمان حتی شاهد باشیم بسیاری از مساجد مان به تقلید از سبک معماری مصری و مراکشی ساخته شود و گنبد و یا مناره نداشته باشند . من این موضوع را درک نمی‌کنم و در عجبم که چرا بناها و مساجد کشورمان براساس معماری غنی ایرانی ساخته نمی‌شوند.

فردا دیر است

ساناز افتخار زاده ، معمار در مورد این سوال که به نظر شما چه مشکلات اساسی در معماری معاصر کشور وجود دارد و راه حل آن چیست ؟گفت:متاسفانه ضعف آموزش معماری در دانشگاه ها ، وضعیت اقتصادی ناپایداری که خانه و فضای زیستی را به ملک و سرمایه و در نتیجه ارزش معماری را به تجارت کاهش داده است ، عدم وجود متولی برای کنترل کیفیت فضاهای معماری موجب بی کیفیتی ویژگی های بارز معماری در حال حاضر شده است . از سویی مسئولان بلند پایه کشور خواهان بازیابی الگوهای معماری ایرانی - اسلامی هستند و در مقابل نماهای آلومینیومی گسترش می یابند، بافت های تاریخی و ارزشمند به نام بافت فرسوده منهدم می شوند و بدون هیچ حسابی به واسطه طرح تفصیلی جدید شهر تهران تراکم ساختمان های اداری و تجاری افزایش می یابد

هرکس به سلیقه شخصی و به میل خود می تواند نمای ساختمانش را (که در واقع متعلق به شهر است نه مردم) به هر شکل و با هر مصالحی بسازد . تنها راه چاره آن است که نخست در سطح عموم جامعه چنان اطلاع رسانی و فرهنگ سازی شود که مردم نسبت به حقوق شهروندی و تاثیر ژرف معماری بر کیفیت زندگی خود آگاه شوند و دوم آنکه بودجه های پراکنده دولت که اکنون صرف تحقیقاتی می شود و نتیجه آنها همواره در قالب نوشته های غیر کاربردی در بایگانی ها خاک می خورد، برای تشکیل گروه های منسجم از متخصصان واقعی و کسانی که به معماری و فرهنگ این سرزمین متعهد هستند در هر استان صرف شود که راهبردهای عملی برای اقدام سریع ارائه دهند وگرنه به سرعت به جایی می رسیم که باید دسته جمعی کلان شهرهای ایران را به سوی بیابان ترک کنیم .