نشریه شماره   163   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

همايشي كه برگزار نشد!


*روح اله واصف

آخرین ساعات کاری روز است و به رسم هميشگي پشت میز کارم نشسته‌ام که ناگهان يادآوري واقعه‌ای دلم را به درد مي‌آورد. همه در این مواقع با دوستی درد دل می کنند و من چه کسی بهتر از همکارانم دارم؟ هر سال در این زمان و در همین حول و حوش، جامعه فرهیختگان تاسیسات خود را برای یک رویداد بزرگ آماده می‌کردند. تقریباً در همین زمان موعد ارایه خلاصه مقالات بود و کارگاه‌های آموزشی نهایی شده بود. می‌دانید کدام رویداد را می‌گویم؟ تنها کنفرانس علمی بین‌المللی در حوزه تاسیسات مکانیکی؛ «کنفرانس بین المللی گرمایش، سرمایش و تهویه مطبوع»

همه می‌آمدند. مهمانان خارجی، پژوهشگران داخلی، سخنرانان کلیدی، بزرگان صنعت تاسیسات ایران، مشاوران حرفه‌ای، پیمانکاران، تولیدکنندگان و... نمی‌دانید که آنجا چه رفاقت‌هایی ایجاد می‌شد. چه ارتباطات مهمی که شکل نمی‌گرفت. چه دوستان قدیمی که پس از سالی همدیگر را آنجا می دیدند و بازار دیده بوسی‌ها و چه خبر گفتن‌ها و یادش بخیرها چه داغ بود. از تمام کشور نه، از تمام جهان: آمریکا، هلند، هند، ژاپن، مجارستان و... و ایران عزیزمان.

دیدن مهندسانی که مستاصل بودند، لذت بخش بود. در یک ساعت سه نشست علمی و نمی‌دانستی کدام را بروی؟ بررسی یک پروژه بزرگ ملی انجام شده یا یک تحقیق به ثمر نشسته علمی و یا یک کلاس درس شیرین. باور کنید مهندس منصف بزرگ با آن کهولت سن یک بار دیگر پای تخته سیاه رفت و از طراحی بیمارستان گفت. چه پیرمردانی که پای کلاس او نبودند. مهندس حاج سقطی را یادتان هست؟ نکات انتخاب سیستم را گفت. چه کلاس لذت بخشی بود. سخنرانی مهندس خلیلی چه اعتمادی در جانمان ریخت به خصوص آن جمله‌ای که «می‌توانید چنان کار کنید که دیگر دنبال ترکیه نباشید تا از کنفرانستان حمایت کند.» دکتر افشاری با آن سخنرانی تند خود چه کرد با این دانشگاه ره گم کرده ما! عکس‌های یادگاری با بزرگان ترک نمی‌شد. اثرات کنفرانس محدود به خود آن نبود. خروج کشورمان از لیست کشورهای تحریم شده اشری و امکان مجدد عضویت در این جامعه علمی بزرگ جهانی حاصل جلسه‌ای میان آقای مهندس مستوفی مدیر پروژه کنفرانس و دبیر کل وقت اشری در کنفرانس منطقه‌ای اشری بود - که بعدها با نامه نگاری‌هایی به انجام رسید- از همین کنفرانس حاصل شد.

اما از آن شور و هیاهو هیچ خبری نیست. بحران اقتصادی کشور با بی رحمی به کنفرانس تاخت و چون برگزارکنندگان اصلی کنفرانس نخواستند که از استانداردهای خود عدول کنند. قد خم کردند و به آرمان خود خیانت نکردند. نه برندی را برند برتر اعلام کردند و از آن پول گرفتند و نه مقاله‌ای ضعیف را به خاطر برندی انتخاب کردند. مردانه ایستادند و در خود شکستند و بدا به حال صنعتی که نتوانست از تنها رویداد علمی خود حمایت کند. صحبت ما از ضعف و قوت کنفرانس نیست که دیکته نانوشته بی غلط است و این رویداد نیز بی اشتباه نبود و قبول کنیم که مردان بزرگ اشتباهات بزرگ می کنند. اما از طفل دو سه ساله چه انتظاری می‌رود؟

ای کاش می‌شد همه حرف‌ها را زد. اما نمی‌شود و به قول معلم شهید دکتر شریعتی «سرمایه‌های هر دلی حرف‌هایی است که برای نگفتن دارد.» ای کاش یک بار دیگر به بهانه این کنفرانس، مهندسان تاسیسات از تمام کشور جمع شوند و زیر یک سقف با هم سخن بگویند. ای کاش این کودک چهار ساله ما روزی پنج سالگی خود را ببیند و ای کاش به خود بیاییم و ببینیم با این دردانه خود چه کردیم. یاد جمله ای از زبان استاد مشایخی بازیگر نقش کمال الملک افتادم که در فیلم گفت:«شما یک کمال الملک داشتید و با آن چه کردید؟» ای کاش از این خاکستر، ققنوسی نو پرگشاید.

کارشناس تاسیسات