نشریه شماره   156   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

تصویرمعماري در قاب92

گروه معماري و دكوراسيون: نگاهي به معماري چند سال اخير در ايران گوياي اين مطلب است كه ايران جزو كشورهايي است كه نتوانسته پيوند خوبي بين مدرنيته و سنت برقرار كند و بسياري از كارشناسان اين حوزه معتقدند؛ اين تلفيق، چندين سال ديگر هم تحقق پيدا نخواهد كرد.معماري در سال 91 همانند سالهاي گذشته با كمترين فرازي به اتمام رسيد. برخي كارشناسان معتقدند : معماري ايران با يك برنامهريزي مناسب ميتواند با حفظ هويت خود اسم و رسمي در بين كشورها باز كند. متن زير گزارشي از پيشبيني معماري در سال 92 با ما همراه شويد:

معماري معلول اقتصاد است

صالح معصومي- معمار- در مورد اين سؤال كه به نظر شما وضعيت معماري در سال 91 چگونه خواهد بود، گفت: همه ميدانيم معماري وابستهترين هنرها به عامل اقتصاد و سرمايه است. به عبارت ديگر معماري، معلول بسياري از عوامل نظير عوامل فرهنگي، مذهبي، قومي، اقليمي و غيره ميباشد، اما بيش از همه چيز معلول اقتصاد است. اگر اقتصاد كشوري نابسامان باشد، معماري آن كشور نيز نابسامان خواهد شد و اگر اقتصاد كشوري به سامان شود، معماري آن نيز بهبود مي يابد. حال اگر بخواهيم اين بحث را به ايران كنوني و به سالهاي 91 و 92 تعميم دهيم، با دنبال كردن اوضاع اقتصادي ايران طي سالهاي متمادي به راحتي ميتوانيم به اوضاع معماري نيز پي ببريم. اگر اقتصاد ايران رو به افول بوده باشد معماري آن نيز رو به افول بوده و اگر اقتصاد ايران رو به رشد بوده باشد، معماري آن نيز چنين است. لازم به تأكيد موكد است كه در اين مورد "يك شخص" نميتواند نظر قطعي صادر كند. آنچه مردم كوچه و بازار پيرامون تغييرات اوضاع اقتصادي طي سالهاي متمادي ابراز ميدارند جواب مسئله است و در اين رابطه هيچ آمار و ارقامي صحيحتر از حس دروني جامعه و روح جمعي كشور دراينباره نيست. اينكه رسانهها در انتقال اين حس دروني جوامع صادقانه عمل ميكنند يا نه بحث ديگري است. يك مسئله مهم ديگر  آن است كه سرمايه ساخت ابنيه شاخص و بزرگ از كجا تأمين ميشود. بدونشك درصد قابل توجهي از سرمايه داران ايراني حكومتي هستند و دسته ديگري از آنها مستقل. از طرف ديگر ميدانيم هر آنكه سرمايه در دست اوست، تصميمگيرنده نهايي در باره فرم و شكل و ظاهر و در مجموع معماري بناست و معمار در واقع ابزاري جهت تجسم بخشيدن به روياهاي صاحب سرمايه است. باز بايد به دنبال اين باشيم كه آيا سرمايه داران ايران از اقشار روشنفكر هستند يا نه؟ يعني اعمال نظر آنها بر يك اثر معماري تأثير مثبت بر اثر ميگذارد يا منفي؟ باز اگر بخواهيم به جواب صحيح برسيم بك نظر از جانب يك فرد (نظير بنده يا مثلاً وزير راه و شهرسازي) جواب مسئله نيست و جواب در اجماع نظر معماران اهل فن نهفته است كه شديداً از اعمال سليقه صاحبان سرمايه بر آثارشان گلهمند هستند. براي صاحب سرمايه تنها و تنها چيزي كه مهم است، كسب سود بيشتر است، حتي اگر به زيان تمام ساكنين آتي بنا يا تمام افرادي كه با بنا در ارتباط هستند، باشد. براي يك صاحب سرمايه ضخامت يا جنس ديوار از نظر عايق حرارتي بودن مهم نيست، تنها چيزي كه براي او اهميت دارد آن است كه در هر طبقه چند سانتي متر به زيربناي قابل فروش يا اجاره افزوده شود. براي او وجود فضاي سبز داخل يك برج شركتي اهميتي ندارد، فقط مسئله اين است كه بتواند تعداد بيشتري ميز و صندلي و كارمند را در آن به زور جا دهد تا خرجش كمتر شود. حتي براي او وجود پنجرههاي دلگشا مهم نيست و پيش ساختهسازي معنايي ندارد وقتي ميتواند كارگر افغاني را با حقوق اندك به كار گيرد. بحث ديگر در مورد ابنيه گمنام و غير شاخص است كه بدونشك هم اكنون نيز نمونههاي بسيار موفقي يافت ميشود كه با خون دل معماران گمنام بنا شده و ميشود و در اين زمينه حداقل كاري كه رسانههايي نظير شما- به عنوان رسالت حقيقي خود- ميتوانيد انجام دهيد؛ استقبال گرم از آنها و معرفي آثار اين معماران گمنام است. شك نداشته باشيد كه نميتوانيد آثار بزرگ (از نظر ابعاد و اندازه) و پر خرج، با معماري غني پيدا كنيد، زيرا همانطور كه گفتم هرچه قدر اندازه و خرج يك بنا افزايش يابد ميزان اعمال نظر صاحب سرمايه بر آن نيز افزايش مي يابد.

تعامل نظام مهندسي با معماران گسترش يابد

حميدرضا ناصرنصير- معمار و استاد دانشگاه- در مورد اين سؤال كه اوضاع ساخت وساز و معماري سال 91 را چگونه ديديد ؟ گفت: به نظر ميرسد اوضاع ساخت وساز و معماري در سال 91 بسيار تحت تاثير اوضاع اقتصادي بوده باشد. عليرغم افزايش بيرويه و البته كاذب قيمت مسكن، عدم قابليت پيشبيني شرايط اقتصادي آتي و نوسانات توازن پول ملي و ارز خارجي، تاثير طبيعي خود بر سوق يافتن سرمايهگذاري از بخش ساختمان به بخشهاي زودبازدهتر را سبب ميشود. وي در جواب اين سؤال كه براي داشتن پروژههايي با استانداردهاي جهاني در سال 92 به جز هزينه بايد به چه فاكتورهايي توجه كرد؟گفت: طبعا آموزش اصولي چه در سطح آكادميك و چه در سطح فرهنگ عمومي، بنيادينترين نياز براي دستيابي به استانداردهاي قابل قبول است؛ اين وجه بنيادين همچنين به دنبال خود دستيابي به ديگر ملزومات نظير برخورداري از صنعت پيشرو، مديريت كاردان، فرهنگ نگهداري، و... را تسهيل ميسازد.ناصر نصير در ادامه به تعامل سازمان نظام مهندسي با معماران اشاره كرد و افزود: سازمان نظام مهندسي از جمله اركان اثرگذار منظومه قانوني ساخت وساز در كشور است و در توان و قدرت تعيين كننده اين سازمان در تعريف، تفهيم، و تثبيت جايگاه اصولي و نقش تعيين كننده معماران در طرح ريزي، اجرا، و نظارت پروژههاي ساختماني شكي نيست و اميدوارم اين ارتباط در سال 92 گستردهتر شود .وي در جواب اين سؤال كه به نظر شما براي سال 92 چه برنامه و پروژ ههايي ميتواند لحاظ شود تا علاوه بر اصلاح معماري به هم ريخته، الگويي براي سالهاي بعد نيز باشد ؟گفت: رشد معماري كشور مستلزم راهيابي معماري به حوزه فرهنگ عمومي و شناخت و پذيرش اهميت و سهم معماري در ارتقاي كيفيت زندگي شهروندان است و اين موضوع از طريق اهتمام بيشتر نشريات و رسانههاي عمومي به معماري و بها دادن به نهادهاي تخصصي داوطلب براي ترويج مفهوم طراحي و معماري در كشور ميسر ميگردد. وي در جواب اين سؤال كه چطور ميتوان در سال 92رابطه مناسبي بين معماري سنتي و معماري معاصر ايجاد كرد؟گفت: ايجاد ارتباط مناسب بين معماري امروز و معماري ديروز ربطي به سال 91 يا 92 ندارد؛ اين يك مسئله فرهنگي در حوزه تخصصي معماري است كه بايد از طريق خلق و ساخت بناهاي خلاقانه و الهام بخش، آموزش آكادميك اصولي، طرح بحثهاي نظري در محافل حرفهاي، ايجاد ديالوگ در مطبوعات تخصصي، و تحريك افكار اجتماع براي انديشيدن به اين مسئله به نتيجه برسد.

عملكرد معماران زن  قابل قبول نيست

مهــروش كاظــمي-دكتراي معماري- در مورد اين سؤال كه عملكرد معماران زن را در اين سالها چگونه ارزيابي مي كنيد؟ گفت: متأسفانه به جهت پارهاي مشكلات، معماران زن در كشور ما نتوانستهاند به جايگاه قابل قبولي دست يابند كه اين امر ميتواند دلايل مختلفي مانند؛ عدم وجود شرايط مناسب در سطوح دولتي و غيردولتي و دستگاههاي ذيربط ، حس سنتي ضعف بانوان از سوي جامعه بدون تفكيك عرصههاي قابليت آنان، قلّت جامعه مهندسان معمار زن، تكاليف مضاعف زنان متخصص در سطح خانواده و جامعه، وجود رقباي حرفهاي سنتي و باتجربه از جنس مخالف و ...  داشته باشد.بديهي است تا زماني كه چنين مشكلاتي بر سر راه زنان معمار باشد رشد و ترقي و ارائه يك عملكرد قابل قبول براي آنان بسيار سخت بوده و تلاش بسياري را طلب مينمايد. ضمناً نبايد فراموش كرد كه زنان معمار انگشت شماري نيز كه به موفقيتهاي قابل توجهي دست مييابند عملاً در شرايط مساوي ميتوانستند همپاي رقباي حرفهاي مرد ظاهر شوند.

اگر به چيزي بنام «بازگشت به هويت معماري ايراني اسلامي» معتقديد، چطور ميتوان مردم را در سال 92 به آن ترغيب كرد؟

زماني ميتوان رغبت مردم را به اين نوع معماري بيشتر كرد كه معماران بتوانند با حفظ اصول اساسي اين نوع معماري، در فضاي حال و با پيادهسازي تكنولوژيهاي روز و سبكهاي اجباري زندگي شهري عصر حاضر در بدنه اثر معماري خود، طراحي خاص و منحصر به فردي ارائه نمايند كه ضمن تأمين نيازهاي روز بهره بردار، در حداكثر امكان، روح ايراني اسلامي وي را نيز ارضاء نمايند.