هرهفته شنبه ها - سال سیزدهم

پرتیراژترین نشریه صنعت ساختمان

نشریه شماره   228   هفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

معماری موزه ملی قرآن کریم

کد مطلب: 3625
وارد خیابان امام خمینی یا همان میدان توپخانه که می‌شوی، حس و حالت عوض می‌شود و فراموش می‌کنی که در تهران مدرن با ساختمان‌های بلند زندگی می‌کنی، اینجا هنوز هم که هنوز هست بوی تهران قدیم را می‌دهد؛ این را از تعداد زیاد بناهای تاریخی که گُله گُله کنار هم قرار گرفتند متوجه می‌شوی. از موزه عبرت و موزه سکه گرفته تا موزه ارتباطات و پست همگی به ترتیب در این خیابان هستند؛ میدان امام خمینی را به سمت ولیعصر (عج) بگیری و بروی به ترتیب از کنار موزه‌های مختلف می‌گذری تا اینکه در تقاطع خیابان امام خمینی و ولیعصر، ضلع شمال غربی سردر و تابلوی موزه ملی قرآن کریم را می‌بینی.
موزه ملی قرآن کریم در تهران بنایی است که نمونه جالبی از کاربرد هندسه و عناصر سازه‌ای در معماری به‌شمار می‌رود.
پس از خروج از بخش حراست دم در وارد باغی می‌شوی که شیوه ساخت‌وسازها و بنای سفیدرنگ که در اطراف آن قرار دارد نشان می‌دهد که ساختمان قدمت زیاد و از لحاظ معماری ویژگی‌های خاصی دارد.
راهی که در میان باغ درست‌شده را دنبال کنی به نشانه‌هایی که راه موزه را نشان می‌دهند، برخورد می‌کنی که البته نرسیده به آن، آمفی‌تئاتری با صندلی‌های سنگی به چشم می‌آید که علی‌رغم اینکه بسیار زیبا و اصولی ساخته شده است بدون مراقبت و به‌صورت آشفته و نامنظمی در آن فضای چشم‌نواز رها شده است. برخلاف همه موزه‌ها که هم‌سطح با زمین هستند، به زیرزمین راهنمایی می‌شوی و به محوطه موزه می‌رسی. موزه‌ای که سبک معماری‌اش معماری سنتی اسلامی است و از لحاظ زیبایی و اصول اساسی موزه مثل تهویه، نور، جانمایی آثار را دارد ولی بااین‌حال پرنده در آن پرنمی‌زند.
فخرالدین صابری، ‌رئیس موزه ملی قرآن کریم، درباره تاریخچه شکل‌گیری موزه گفت: موقعیت جغرافیایی موزه ملی قرآن کریم بسیار ویژه است به‌طوری‌که از شمال به خیابان پاستور و نهاد ریاست جمهوری، از شرق به خیابان ولیعصر، از غرب به خیابان فلسطین و از جنوب به خیابان امام خمینی راه دارد. عملیات اجرایی بنای موزه قرآن کریم که در محوطه کاخ مرمر است از سال ۱۳۵۵ در قالب یک فرهنگسرا شروع شد و تا هنگام پیروزی انقلاب اسلامی ۲۵ درصد آن به انجام رسید.
کار احداث این بنا بعد از یک توقف شانزده‌ساله مجدداً در سال ۱۳۷۳ ادامه یافت و در سال ۱۳۷۶ به اتمام رسید ولی به بهره‌برداری نرسید. در سال ۱۳۸۴ با تلاش‌های مرحوم دکتر حسن حبیبی این مکان تبدیل به موزه ملی قرآن کریم به‌عنوان تنها موزه تخصصی قرآنی در بین موزه‌های کشور شد و ریاست آن را هم احمد مسجدجامعی به عهده گرفت. از همان سال ۱۳۸۴ تا ۱۳۸۸ شیوه مدیریت این موزه به‌صورت هیئت‌امنایی بود اما از سال ۱۳۸۸ به بعد این ساختار تغییر کرد و دیگر هیئت‌امنایی وجود ندارد؛ اگرچه ما در دیدارهای اخیر خود از آقای سلطانی‌فر، رئیس سازمان میراث فرهنگی درخواست کردیم که شیوه مدیریت را به همان شیوه هیئت‌امنایی برگرداند که هنوز این موضوع تأیید نشده است.
وی در ادامه به معرفی مختصری از موزه پرداخت و افزود: از سه طبقه موزه، طبقه منفی یک و دو به نمایش نسخ خطی قرآن کریم، کتب ادعیه و موضوعات دیگر که منشعب از علوم قرآنی است اختصاص دارد. در جهت‌های کناری هرطبقه گالری‌های زیبایی قرار دارد که گاه برای نمایشگاه‌های جنبی و گاه به‌عنوان مکمل آثار موزه‌ای از آنها بهره‌گیری می‌شود. همچنین در این گالری‌ها تابلوهای هنری، طراحی، خوشنویسی و نگارگری هنرمندان معاصر به نمایش گذاشته می‌شود. از سال ۱۳۸۴ که موزه افتتاح شد تا سال ۱۳۸۸ موزه فقط یک روز در هفته (فقط دوشنبه‌ها) دایر بود اما از سال ۱۳۸۸ تاکنون این موزه همه‌روزه از شنبه تا چهارشنبه دایر است و اداره آن تابع قوانین سازمان میراث فرهنگی کشور است.
ویژگی‌های معماری
در معماری این مجموعه «هندسه و سازه» نقش اصلی را ایفا می‌کند. عامل هندسه به‌ویژه در طراحی سرسرای اصلی نقش بسیار مسلط و نمایانی دارد. عامل سازه نیز با استفاده ماهرانه از اشکال هندسی در ساختن سقف‌ها (به‌ویژه کتابخانه) و سالن اصلی و سقف و دیوارها (به‌ویژه در آمفی‌تئاتر) نمونه جالبی از کاربرد عناصر سازه‌ای در طراحی معماری این مجموعه به‌شمار می‌رود.
تلاش برای استفاده از نور و روشنایی طبیعی، از طریق تعبیه نورگیرها در بام مجموعه سبب شده سرسرا و کتابخانه، بخش‌هایی از موزه و نمایشگاه‌ها و قسمت اداری تا اندازه مطلوبی از نور بهره‌مند شوند.
در انتخاب مصالح، دوام زیاد، کاهش میزان نیاز به رنگ‌آمیزی و تعمیر و نگه‌داری با امکانات موجود و توجه به اهمیت نماهای داخلی (در بنایی که نمای خارجی ندارد) معیارهای اصلی بوده‌اند و به همین جهت در قسمت اعظم بنا از آجرنما و بتن نمایان (بتن تیشه‌ای با سیمان سفید) استفاده شده است.
ذوق و سلیقه خوب در انتخاب مواد مصالح و اجرای دقیق کار (تا آن‌جا که ممکن بود) با استفاده از صناعت و مهارت استادکاران ایرانی در آجرکاری، کاشی‌کاری، نجاری، سنگ‌کاری و... به زیبایی فضاها و ایجاد احساس خوشایند ناشی از حضور در یک مکان مهم و عمومی فرهنگی کمک بسیار کرده است.