معماران وشهرسازان هم مقصرند

شمار نشریه : 225

کد مطلب: 3211
سیدسجاد موسوی:‌ در طول تاریخ، معماری و شهرسازی همواره نقش مهمی را در زندگی اجتماعی شهروندان ایفا کرده و همواره سعی و تمایل انسان بر این بوده تا با تسلط خود بر محیط، احساس آرامش و تعادل داشته باشد؛ اما امروز نه‌تنها این تسلط وجود ندارد، بلکه نوعی بریدگی و جدایی بین فضاها، تجسم و ذهنیت انسان نیز به وجود آمده است و در نتیجه، حس تعلق به فضا و مکان از بین رفته است. فرایند شتاب‌زده، توسعه‌ خارج از ضابطه و اصول شهرسازی نیز در اغلب شهرهای کشور، شرایط را به گونه‌ای تغییر داده است که این شهرها، به‌ویژه محله‌های نوساز و تازه شکل‌گرفته‌ از لحاظ کالبدی و جامعه‌شناسی شهری دچار مشکلاتی قابل‌توجه شوند؛ بنابراین عرصه‌های خصوصی و عرصه‌های جمعی زندگی به گفته «چرمایف» از یکدیگر جدا نشده و هیچ‌یک حرمت و حریم خویشتن را نیافته‌اند و درنهایت خانه به عوامل زیبایی و معیارهای هنرمندانه آراسته نیست. سوال این است که در پدید آمدن وضعیت حآضر تنها مسئولان و دست اندرکاران مقصرند یا اینکه معماران و شهرسازن به عنوان طراحان شهرهم نقش دارند؟ در این مطلب به بررسی این موضوع خواهیم پرداخت و در شماره‌های آتی راهکاریی برای رفع معضلاتی که دامن گیر شهر‌ها شده خواهد آمد.
انسان بیگانه با خانه
در برنامه‌ریزی‌های جامع نیز، دیگر آگاهی معمار و شهرساز از آداب، روحیه‌ها و کاربرد مصالح مناسب و ایجاد فضای لازم منطبق با مناطق جغرافیایی متفاوت و رعایت همه‌ جوانب در معماری به چشم نمی‌خورد؛ بنابراین رعایت و ملاحظه‌ شأن و منزلت صاحب‌خانه و شهروند، به لحاظ آرامش روحی و روانی توأم با سنت‌های اسلامی که منافع انسان را در برداشته باشد، دیگر آرزویی دور شده است. امروز در جامعه‌ ما شهرنشینان در بستر فرهنگی بیگانه و دور از سنت‌هایشان با شأن و منزلتی پایمال‌شده و هویتی نامشخص و نامعلوم زندگی می‌کنند تا اغتشاش و به‌هم‌ریختگی در نمای شهر از نبود یک پیوند قوی و مستحکم بین معماری و فرهنگ جامعه خبر دهد. شهر نیز مانند یک بنای نفیس معماری، ساختمانی است که در فضا قد برافراشته با این تفاوت که مقیاسی بزرگ‌تر دارد و تنها با گذشت زمان، شکل و سیمای نهایی خود را به دست می‌آورد. شهر نه‌تنها عاملی است که مورد مشاهده میلیون‌ها انسان از هر طبقه‌ای که باشند و هر روحیه‌ای که داشته باشند قرار می‌گیرد، بلکه محصول کار سازندگان بسیاری است که مدام ساختمان آن را بر اساس احتیاج و امیال خود تغییر می‌دهند. پس سیمای کلی شهر می‌تواند برای مدتی ثابت بماند اما اجزای آن مدام در حال تغییر هستند و بخش عمده این تغییرات، حاصل کار معماران است.
اصول معماری از دیرزمان موردبحث و مطالعه قرار گرفته است. ویترویوس، معمار و صاحب‌نظر رومی در نخستین سده پیش از میلاد از سه اصل استحکام، آسایش و زیبایی سخن به میان آورد تا به تأثیر معماری کلاسیک یونان، نخستین سنگ‌های مبانی معماری را پایه‌گذاری کند. پس اگر نمای شهری را متشکل از بناهای شهری بدانیم، وقتی که از دید معماری با این کلمه برخورد می‌کنیم اشاره مستقیمی به نمای ساختمان‌ها داریم که حاصل کار معماران و طراحان است؛ نمای مختص یک بنا در چهارچوب پلان معماری؛ اما زمانی که زاویه دید ما شهرگرایانه باشد، بحث منظر شهری مطرح می‌شود که گستردگی بیشتری دارد و مجموعه المان‌های معماری و محیطی را که در کنار هم قرار می‌گیرند شامل می‌شود.
نقشه‌های از پیش آماده معماری
واقعیت این است که علاوه بر سازمان نظام‌مهندسی، شهرداری‌ها و وزارت راه و شهرسازی که برحسب قانون وظیفه دارند. می‌توان به لحاظ اخلاق حرفه‌‌ای دو گروه معمار و شهرساز را هم موردانتقاد قرار داد. مگر نه این است که تمام ساختمان‌هایی که می‌بینیم توسط معماران طراحی می‌شوند و مجری در اغلب موارد همان نقشه را بدون کم‌وکاست اجرا می‌کند؟ آری نباید همه تقصیرها را متوجه نظام مدیریت شهری و بسازوبفروش‌هایی دانست که اصولاً هدفشان از ساخت‌وساز کسب سود بیشتر است؛ باید از معماران پرسید که شما چقدر توانسته‌اید رسالت خودتان را انجام دهید؟ کیست که نداند بخش اعظم نقشه‌هایی که توسط شرکت‌های طراحی به متقاضی داده می‌شود، از پیش آماده بوده و با تغییرات بسیار اندکی به ساختمان‌های دیگر با همان متراژ تعمیم داده می‌شوند؛ چقدر نقشه‌ها با اقلیم، فرهنگ و ... ما سازگاری دارد؟ جالب اینکه معماران ما اغلب در اظهارنظرها همه بخش‌ها را به خاطر سوداگری مقصر می‌دانند جز خودشان. ممکن است تحت شرایطی سازنده و مالک نقشه دیگری برای خود اجرا کند که با نقشه معمار هماهنگ نباشد و شهرداری هم با گرفتن جریمه چشمانش را بر این تخلف ببندد اما معمار باید کاری که تصور می‌کند، درست است و با اخلاق حرفه‌ای منافات ندارد انجام دهد. همانطور که هیچ‌وقت جراحان با احتمال اینکه مریضشان در آینده به دلیل رعایت نکردن رژیم غذایی مناسب ممکن است دوباره مشکلش عود کند، دست از کار نمی‌کشند و سعی می‌کنند بهترین عمل ممکن را انجام دهند، معمار هم باید صرف‌نظر از همه‌چیز وجدانش را زیر پا نگذارد. متأسفانه امروز شاهدیم در برخی مسابقه‌هایی که با هدف انتخاب طرح معماری برای تخریب اثری تاریخی و احداث ساختمان بلندمرتبه برگزار می‌شود، تعداد بسیار زیادی از معماران شرکت می‌کنند و این یعنی فاجعه.
شهرسازان همساز با شهرداری‌ها
در بخش شهرسازی هم وضعیت به همین منوال پیش می‌رود. شهرداری بیشترین تراکم و بیشترین سود را در قالب طرح‌های تفصیلی و جامع می‌خواهد و جالب اینکه شهرسازان با مدیریت شهری هم‌صدا می‌شوند؛ طرح‌هایی بدون توجه به سرانه‌های خدماتی و مشکلات زیربنایی تهیه می‌کنند که شهر‌ها را به ورطه نابودی می‌کشاند و بعد هم برخی از شهرسازان به عملکرد شهرداری‌ها انتقاد می‌کنند.
عمر بناها کوتاه‌تر از معماران و شهرسازان
محمدمهدی محمودی، عضو هیئت‌علمی و استادیار دانشکده معماری پردیس هنرهای زیبای دانشگاه می‌گوید: «فاصله گرفتن معماران از جامعه و باور بیش‌ازحد به خود یک آسیب جدی در معماری امروز به شمار می‌آید؛ به‌طوری‌که معماران از سال 1317 تا به امروز به دو دسته تقسیم شده‌اند، معمارانی که به معماری گذشته باور دارند و افراطی‌اند و از سوی دیگر معمارانی که با سفر به غرب، معماری آنجا را بدون توجه به فرهنگ و جغرافیا در شهرهای این مرز و بوم پیاده می‌کنند.»
عضو هیئت تحریریه مجله معماری و شهرسازی یکی از رسالت‌های معماری را در بالا بردن سطح جامعه می‌داند و می‌افزاید: معماری درعین‌حال علمی است که باید سطح جامعه را آگاه کند؛ می‌بینیم که اهالی اصفهان بیش از دیگر شهرها به دلیل نقش معماری در زندگی شخصی‌شان از این آگاهی برخوردارند.
محمودی در قبول ضعف معماران از سوی خودشان و بررسی معماری گذشته و امروز را در مسیر آینده معماری بسیار مؤثر می‌داند: «باید قبول کرد که ما معماران و شهرسازان در به وجود آوردن اوضاع معماری امروز مقصر هستیم خودمان بناهایی می‌سازیم که عمرشان کوتاه‌تر از خودمان است و این در معماری جای تأسف دارد.»
سخن آخر
این دو گروه باید در شرایط حاضر زنگ خطر را برای صنعت ساختمان و هویت شهر‌ها به صدا دربیاورند نه اینکه با سایر مسئولان در پدید آوردن آشفتگی بصری هم‌صدا شوند؛ بنابراین باید قبل از هر انتقادی به متولیان، معماران و شهرسازان، نقدی از درون به عملکرد خودشان داشته باشند و در جلسات صنفی با هم‌اندیشی راهکار‌هایی برای احیای اخلاق حرفه‌ای بیندیشند.