نشریه شماره   222   هفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

تفوق معماری خودنمایانه در شهرهای بزرگ

کد مطلب : 2972
گروه معماری: شهر تهران محمل زایش است، زایشی که پی‌آمدهای بی‌شماری به همراه داشته و مدرنیته‌ای ناقص و پراکنده که شهروندان را در خود هضم و سردرگم می‌کند. در مناسبات نه چندان مناسب میان شهرداری و مردم و درنتیجه آن گلایه مندی شهروندان از تصمیمات شهری از پیامدهای این تحول است. البته این شهر زیبایی‌هایی نیز داشته و دارد مانند باغ‌ها و پارک‌های زیبا، تلفیق و همزیستی اقوام ایرانی، عرصه‌ای عمومی برای گفتگو در  فرهنگسراها و تئاتر و موسیقی و رنگ که در بسیاری از شهرهای ایران مغفول مانده است.
تهران تلفیقی است از همه سلایق و همه اقوام و ملیت‌ها  اما ماشین عظیم ساخت‌وساز تهران امروز همان زیبایی‌ها را هدف قرار داده تا خیابانی از آجر، سیمان، ترافیک و ... برای آینده ساکنانش به میراث بگذارد. رویه‌ای که در نازیبایی ساختمان‌هایش خلاصه نمی‌شود بلکه می‌رود تا فرهنگ این پارچه چهل‌تکه را به عناصر نازیبا همچون ساختمان‌هایش شبیه کند. خودنمایی و نمای معوج و بی‌تناسب ساختمان‌ها که بیش از هر چیزی ریشه در تفکر شهروندان دارد و از تغییر در فرهنگ مردم تهران (شهرهای بزرگ هم) ناشی شده است. این تازه به دوران رسیدگی فرهنگی و معماری خودنمایانه است که در نمای ساختمان‌های امروز نمودی چشمگیر دارد.
لهجه شهر شما چیست
چهره 40 سال قبل شهر تهران را تصور کنید، یا اصفهان، شیراز و تبریز را. شهر بوشهر را به خاطر آورید با ساختمان‌های بلند و بادگیرهایش، شهر بارانی رشت را به خاطر آورید با آن خاطره‌ای که اکبر رادی نمایشنامه‌نویس شهیر کشور از آن ترسیم کرده است. هرکدام از این شهرها خاطره‌ها و هویت‌هایی دارند اما اگر امروز به آنها نگاه کنید همه به یکسان دچار آفتی نو شده‌اند. این آفت چیست و مشخصه‌های آن کدام است؟ زمانی ساختمان‌های هر شهری مانند مردمان آن دارای لهجه‌ای بود و با گشت‌وگذار در آن شهر به هویت شهر و خصایص مردم پی می‌بردید؛ چیزی که دیگر از آن نشانی نیست چراکه معماری تبریز، اصفهان، شیراز و رشت با یکدیگر هیچ تفاوتی ندارند.
این آفت از جنس نوگرایی و مدرنیته نیست زیرا هیچ‌کدام از عناصر عقلانیت، سهولت، قابلیت و البته زیباشناسی مدرنیته در مورد آنها مصداق ندارد. البته این سازه‌های جدید شهری در مواردی از زیبایی برخوردارند که نمونه آن را می‌توان در ساختمان کتابخانه ملی ایران، ساختمان استانداری اصفهان و ساختمان هنر معاصر ایران دید و البته در مقابل خیل ساختمان‌های نازیبای شخصی و شهرسازی غیراصولی شهرهای بزرگ همچون قطره‌ای در دریا به شمار می‌روند.
این پدیده جدید را می‌توانیم خودنمایی اغراق گونه در ساختمان‌های شهر بنامیم.مجسمه‌هاوگنبدهای بیزانسی استفاده از طرح‌های بی‌مورد که کاربردی در ساختمان ندارند و چیزی به زیبایی‌شناسی خانه‌ها نیز نمی‌افزایند ازجمله دلایل تغییرات فرهنگی در ایران امروز است که در راستای پولی شدن مناسبات و تجملاتی شدن و خودنمایی فرهنگی پیش می‌روند.  
 بعد از فائق آمدن اروپا بر مشکلات بعد از جنگ‌جهانی دوم و تغییر سیاست‌های اقتصادی و فرهنگی در چین و همین‌طور ظهور نئولیبرالیسم در زمان «تاچر» قشری به جامعه اروپا وارد شدند که ثروت‌های بادآورده‌ای را از راه شانس، زد و بندهای فساد آور و باندبازی‌ها به‌دست آوردند که تمایل زیادی به هزینه کردن‌های بی‌بندوبارو لوکس داشتند.
این قشر در ایران با تغییر ساختارهای اقتصادی به اقتصاد آزاد آن هم با شدت زیاد در ابتدا پدیدار شدند. این تفکر ریشه در رشد‌اقتصادی جهش گونه دهه‌50 شمسی در‌اثر رشد قیمت نفت دارد که بار دیگر در دهه 70 جان گرفت و در دهه 80 رشد کرد و در دهه 90 به اوج خود رسید. ساخت‌وساز نیز به‌عنوان فعال‌ترین بخش اقتصاد کشور که 95 درصد آن نیز در دست بخش خصوصی است درنتیجه همین مناسبات عرصه جولان معماری‌های خودنمایانه شد. الگوی اغتشاش در معماری و ذهنیت تازه به دوران رسیده هیچ اسلوبی را به رسمیت نمی‌شناخت چراکه سرمایه و پول راه خود را بازکرده و همه اسلوب‌ها را دگرگون می‌کند. این است که در کوچه‌ها بالای شهر و حتی مرکز شهر ساختمان‌هایی با نماهایی عجیب و غیرمهندسی و نازیبا می‌بینیم که پول زیادی نیز صرف آن شده است . مجسمه‌های رومی بر روی دیوارها و یا مجسمه نقش برجسته هخامنشی روی تاق رومی از نمونه‌های آن است. هر چه برجسته‌تر و بزرگ‌تر بهتر زیرا خواست مالک آن است که همچون نگینی در محله بدرخشد و همه توجه‌ها را جلب کند بی‌اعتنا به اینکه شاید این ساختمان درواقع جلوه‌ای از نازیبایی‌هاست که همه را به خود جذب می‌کند.
 این موضوع حتی در شهرهای کوچک مانند کاشان یا بابلسر هم مصداق دارد. بلبشوی بلندمرتبه‌سازی خط افقی ناهنجاری ایجاد کرده و نمای نازیبا اغتشاشی بصری برای مردم به همراه آورده است. این موضوع نشان از شکستی در عرصه شهرسازی و معماری دارد چراکه ناشی از تفوق خواسته صاحب‌ملک بر خواست معمار  است و از عدم توانایی معمار و نهادهای دخیل شهری در جهت‌دهی به معماری در ایران حکایت دارد.
البته بعضی شهرها در ایران (البته در دوره‌هایی) در زمینه نمای بیرونی موفق عمل کرده‌اند. به‌عنوان‌مثال معماری نمای شهر اصفهان بهتر از سایر شهرهاست زیرا حدود 90 درصد اتمام ساختمان‌ها از نمای آجری استفاده می‌کنند که با هویت و گذشته کشورمان تناسب دارد، درنتیجه باوجود همه مشکلات مالی شهرداری‌ها و وابستگی آنها به درآمدهای شهری، نگاه معمارانه و شهرسازانه می‌تواند در شهرداری‌ها مبنا قرار گیرد.