نشریه شماره   161   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

نسبت معماری با تکنولوژی


گروه معماری و دکوراسیون: تكنولوژي مدرن در عرصه‌های مختلف معماري معاصر ايران، از تفكر گرفته تا فرآيند طراحي و ساخت و در نهايت در اثر نهايي حضور جدي دارد و آثار خود را در فضاها و اشكال معماري معاصر نمايان ساخته است، اما از تأثیرات آن غفلت شده و به مثابه ابزاري خنثي و بی‌اثر به آن نگريسته می شود. اين در حالی است كه اثر تفكر تكنولوژي مدرن حتي بر شيوه آموزش معماري نيز آشكار است، لذا مباحثي كه پيرامون تكنولوژي و سازه مناسب در برخي از آثار، بالأخص در معماري معاصر غرب مطرح می‌گردد، دليلي بر پذيرش مباني نظري آن نبوده، بلكه تأکیدی بر چگونگي هم آوايي تكنولوژي و سازه با معماري در راستاي مباني مورد نظرشان می‌باشد و هدف، يافتن شيوه دست يابی به چنين مقصودي مي باشد. دكتر سيد امير منصوري، فارغ‌التحصيل دكتري مطالعات شهري با تخصص معماري منظر از دانشگاه لاويلت پاريس، دكتري معماري از دانشگاه سوربن و عضو هیئت‌علمی دانشگاه تهران،در مورد رابطه تکنولوژی و معماری پاسخ می‌دهد:

پیام ساختمان: ریشه ورود علم به معماری را در کجای تاریخ باید جست؟

هر یک ازپادشاهان برای رفاه خلق و شوکت حکومت، یکی از حکیمان را که سرآمد دیگران می‌پنداشت، بر صدر می‌نشاند تا حکمت به پشتوانه قدرت موجب آبادی ملک شود. این رسم تا روزگار معاصر برپا بود. اینکه در افسانه‌ها و تاریخ می‌خوانیم ؛ حکیمان بزرگ به ساخت آثار بزرگ معماری، احداث زیرساخت‌ها و تأسیسات عظیم، حل معادلات پیچیده ریاضی یا ارائه نظریات فلسفی و عرفانی دست یازیده‌اند ناشی از وحدت مطلق دانایی و تمرکز آن در حکمت بوده است. لذا تفکیک فیلسوف از ریاضی‌دان و هنرمند معمار از عالم دینی کار ساده‌ای نبوده و به دلیل تقسیم معرفت، دخالت ناشناخته علوم در حوزه یکدیگر به هنگام خلق و ابداع یک فرد است. از این روست که می‌بینیم در تمجید از تعادل محصولات فرهنگی دوران سنت اغلب به همه جانبه‌نگری، رعایت همزمان اصول ایستایی بنا با زیبایی‌شناسی، بوم آورد بودن مصالح و انطباق با شرایط اقلیمی اشاره می‌شود.

پیام ساختمان: ورود تکنولوژی و علم در دوران معاصر چگونه طی مسیر کرد؟

در عصر مدرن تخصص رایج شد و حکمت به علم، هنر، اخلاق، فلسفه و معارف دیگر تجزیه گردید و هر یک از آنها متخصص خود را یافت. در نتیجه معماران به متخصصان فرم و فضا تبدیل شدند که از دانش‌های دیگر در حد ضرورت سررشته داشتند و معماری در گروه هنر و تکنولوژی زیرمجموعه علم قرار گرفت. در همین دوران علوم به رشد قابل‌توجهی دست یافت و شاخه‌های جدید علم با عمق بخشیدن به تحقیقات خود عرصه‌های جدیدی را کشف کرد که زندگی انسان و معماری او را تحت تأثیر خود قرار می‌داد. رشد علوم از معماری پیشی گرفت و معماری این دوران، به دلیل تخصصی شدن معرفت به دنبال حل مسئله فرم بود. این سؤال که فرم از چه چیز تبعیت می‌کند، پیش از آنکه در بند پاسخ باشد، بیانگر آن است که مسئله، «فرم» است.[به عبارتی] عملکرد یا هر چیز دیگر، عوامل مؤثر بر موضوع اصلی معماری یعنی فرم، است. معماران نیز به همین سیاق به دنبال خلق فرم بودند؛ فرم‌هایی که دانشمندان علم باید برای آنها می‌ساختند.

پیام ساختمان: تکنولوژی چه رابطه‌ای میان معماری ایجاد کرد و آیا برآیند این رابطه منجر به ایجاد کارهای شگرف شد و اگر نشد چرا تکنولوژی هر روز قوی‌تر از هنر معماری پیشرفت می‌کند ؟

سبقت علوم از هنر، نه به سبب رکود هنر، بلکه به دنبال سرگشتگی آن پدید آمد. هنر راه خود را گم کرد و در منطق جدید تخصصی شدن، سازمان خود را در خلاقیت از دست داد و ارتباط خود با سایر معارف را به نظامی مکانیستی، که عناصر را به جای آنکه ترکیب کند در کنار یکدیگر قرار می‌داد، واگذار کرد. در نتیجه تدریجاً معماری به مجسمه‌سازی بدل شد؛ با این تفاوت که در فضاهای آن می‌توانست وارد شود. رشد علوم، نیازهای جدید زندگی بشر را تعریف کرد و نیازهای جدید معماری را تحت تأثیر خود قرار داد. رویکردهای نوین به معماری، که از علوم الهام گرفته بود، پا به عرصه وجود گذاشت و گونه‌های نوینی از معماری که مسئله آن تنها فرم نبود و تلاش می‌کرد تا مسئله خود را دوگانه تعریف کند.

پیام ساختمان: روند گسترش علوم در معماری در نهایت به چه موضوعی ختم خواهد شد؟

ادامه روند گسترش علوم به جهش علوم انسانی انجامید و علوم انسانی با متدولوژی تجربی همچون علوم دیگر به میدان مشارکت با معماری آمدند. تعبیر نوین توسعه پایدار با رویکرد اجتماعی و فرهنگی، روانشناسی، رفتارشناسی و رسانه، به عنوان فضای محیط بر انسان‌ها، از جمله علومی به شمار می روند که معماری را از خود متأثر ساختند. فلسفه‌های نو نیز سهم درخوری در تحولات معماری دارند. تفسیر نوین از پدیده‌های قدیم و تأثیر شکلی یا محتوایی آنها بر معماری، صورت‌های جدیدی از فضا را برای انسان معاصر پدید آورد که معماری فولدینگ و دکونستروکتیو از اقسام آن به شمار می‌آید. تولید گونه «معماری ترکیبی» محصول دوران تعارض علم و هنر است که در نقاط تلاقی خود انواع «معماری علمی» را آفریدند.

جهان امروز از یک سو به «جزء نگری» مدرنیستی بی‌اعتقاد شده و حتی با نگاه علمی به وجود چیزی تحت عنوان کل و کلیت ایمان آورده و از سوی دیگر در صدد باز کردن مسیر توفنده علم برآمده تا قیدهای تاریخی از قبیل آنچه معماری با علم (و فرزند آن تکنولوژی) می‌کند را از سر راه بردارد. نسخه جدید تعامل علم و معماری استقلال هر دوی آنهاست. علم با اقتباس از طبیعت، در اجزا یا قانونمندی‌های آن به فراورده‌هایی دست می‌یابد که معماران نیز بعضاً با تقلید به نمونه‌های مشابه آنها دست می‌یافتند. اگرچه در تقلید علمی، تفسیر انسان و ذهن او غایب است و دانش تجربی راهبر کمیت و کیفیت اقتباس است، اما محصول آن به واسطه بهره‌مندی از فرم های طبیعی صیقل یافته تحت قوانین کارکردی، از تناسب و آشنایی برخوردار است و زیبا شناخته می‌شود. بدین ترتیب علم می‌تواند بنایی بسازد که در آن فرم، اصل نیست؛ اما تقلید از طبیعت و عقل‌گرایی محض، بنا را زیبا نمایش دهد.

پیام ساختمان: وضعیت آموزش معماری و تکنولوژی در مراکز آموزشی ایران چگونه است و آیا این آموزش کاربردی هم شده است؟

آموزش «معماری و تکنولوژی» در ایران مانند نمونه‌های عظیمی که هر روز در دنیا پدید می‌آید، چند سالی است که آغاز شده است. شاید عظمت فناوری‌های حاکم بر ساخت این آثار، بدون توجه به ظرف زمان و مکان، مشوق مؤسسان آن بوده است. اگرچه در حرفه، هنوز چنین تفکیکی به رسمیت شناخته‌نشده است. یعنی هنوز کارفرمایی برای ساخت سازه‌ای عظیم ظاهر نشده و کارهای بزرگ متعارف را هم معماران ذی نفوذ و مشهور بر عهده می‌گیرند. مسابقه جدی هم در کار نیست تا شاید استعدادی بشکفد. لاجرم هم‌نشینی علم و معماری به دانشگاه منحصر می‌شود و در آنجا هم تعارض زیاد است. پیش از آنکه موضع ما در عرصه علم و معماری و ظرفیت اقتصادی و مهندسی مان تبیین شود، متخصصی را با تفسیری خاص از معماری و تکنولوژی تربیت می‌کنیم که مجال هنرنمایی ندارد و بازار برای او مهیا نیست.

سخن آخر

 

 

 

 

توجه دانشگاه‌های ما به مسئله روز دنیا شایسته تحسین است اما مسئولیت به همین جا ختم نمی‌شود. دانشجویان باید به طور شفاف بدانند که کدام مسیر از راه‌های متعدد مراوده علم و معماری را تعقیب می‌کنند و نسبت آن با نیازهای کشور و توسعه علم چیست؟ و برای هر هدف کدام سازوکارها و عوامل به خدمت گرفته‌شده‌اند؟ توسعه علم و هنر بدون بیان فلسفه آن بی‌شک به عمل زدگی و اتلاف انرژی و سرمایه منتهی خواهد شد.