نشریه شماره   220   هفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

در سوگ باغ سیاوش

کد مطلب : 2773
شهر ارومیه با قدمتی بالغ بر 3000 سال پیش از میلاد، تاریخی‌ترین شهر شمال غرب کشور محسوب می‌شود. این شهر در راستای تاریخ گنجینه‌هایی ارزشمند از هنر معماری را در حافظه خود ثبت نموده است. بناهایی که هریک به‌تنهایی بخشی از تاریخ زمان خود را بازگو نموده است. لکن با کمال تأسف در اثر بی‌توجهی  در دوره‌های مختلف  این گنجینه‌ها به‌مرورزمان دستخوش تغییر و تخریب شده اند، و صد البته این بی‌توجهی‌ها و بی‌مهری‌ها در مقیاس زمان، بزرگ‌ترین آسیب را بر پیکر تاریخ و هویت یک ملت و سرزمین وارد می‌سازد.
بنای کلاه‌فرنگی سیاوش که امروزه در حاشیه خیابان شورای شهر ارومیه با سکوتی دردناک در میان ساختمان‌های نوساز تاریخ خود را به سوگ نشسته از جمله این گنجینه‌های مورد ستم واقع‌شده می‌باشد.
در طول سده های متوالی پیش از میلاد تا این اواخر، سرزمین آذربایجان به دستور فرمانروایان خود با احداث باغ‌های متعدد در حاشیه دریاچه ارومیه آباد و شکوفا شد و از آن زمان، باغ، عنصر لاینفک زندگی مردمان این منطقه و زیستگاه‌هایشان بوده است. بنای سیاوش که امروزه چنین مظلومانه در محاصره ساخت‌وسازهای بی‌رویه شهری قرارگرفته نیز درگذشته‌هایی نه‌چندان دور در میان باغی به وسعت 78000 مترمربع قرار داشته است. این باغ متعلق به حسینقلی‌خان بیگلربیگی معروف به سیاوش از نوادگان خاندان مشهور قاسملوی افشار ارومیه بود که اواخر دوره قاجار  اوایل دوره پهلوی احداث‌شده و قریه‌ای به همین نام نیز در جوار این باغ قرار داشته که با وجود نفوذ شهر، هنوز بقایای این روستا باقی است.
بنای ویلایی باغ با هندسه متقارن و منتظم با طول 18، عرض 12 و ارتفاع 5/8 متر در دو طبقه، پی‌سنگی و آجرکاری جداره خارجی که نشان از اصالت معماری آن دارد یکی از مهم‌ترین شاخص‌های معماری معاصر محسوب می‌شود که در طول سالیان متمادی با وجود عوامل مخرب جوی هنوز پابرجا مانده بود و همین اصالت در طراحی و ایستایی سبب شد در سال 1378 این بنا در فهرست آثار ملی ثبت شود. پیش از آنکه نهادها و سازمان‌های ذی‌ربط از جمله شورای شهر ارومیه با احداث خیابان شورا موافقت نمایند بنای کلاه‌فرنگی سیاووش همچنان اصالت خود را حفظ نموده بود. ظاهرا پیش از اعلام خبر تعبیه این خیابان، زمین‌های اطراف به‌سرعت خریداری‌شده و با شروع احداث خیابان، با همان سرعت نیز ساخت‌وساز مجتمع‌های مسکونی در آن شکل گرفت. محوطه باغ اطراف بنا نیز به‌سرعت قربانی این ساخت‌وساز ضربتی شد و خود بنا که گویا توسط وراث در گرو بانک مسکن قرار داشت، به تملک این بانک درآمد. و حالا قرار است طبقه زیرین به شعبه بانک و طبقه فوقانی آن به موزه بانک ملت تبدیل شود و برای همین منظور سقف این مجموعه به بهانه مرمت و تغییر کاربری و البته با عنوان احیای بنا تخریب شده و تخریب های دیگری نیز در گوشه و کنار این ساختمان صورت گرفته است اما با وجودی که فصل پاییز و بارندگی در راه است کار مرمت شروع نشده به حال خود رها شده است و بیم آن می رود که این اثر تاریخی بیش از پیش ویران و نابود شود. ساخت‌وسازهای پیرامون که معلوم نیست با اتکا بر چه منطق و قانونی تا جوار این بنای تاریخی رسیده‌اند، قوانین ساخت‌وساز مشمول همجواری با بناهای تاریخی را زیر پا گذارده‌اند و اکنون با اعتراض برخی از مردم و قشرهای آگاه و دلسوز، میراث فرهنگی درصدد توجیه و وعده مرمت و بازسازی و اختصاص بودجه 240 میلیونی برآمده است! با این حال بنایی که روزگاری متعلق به خاندانی از اهالی شعر و هنر بود هر روز وضعیتی نابسامان‌تر از قبل پیدا می‌کند و گویا در حصار مجتمع مسکونی احداث‌شده نفس هایش به شماره افتاده و در احتضار به سر می برد.