هرهفته شنبه ها - سال سیزدهم

پرتیراژترین نشریه صنعت ساختمان

نشریه شماره   220   هفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

درآستانه انقلاب بزرگ معماری

کد مطلب: 2673
چرا ساختمان‌های آینده، شخصیت شما را شکل خواهند داد؟ چه ترفندی‌هایی معماران امروزی، برای پنهان کردن عدم خلاقیت و ناتوانی خود در ارائه راه‌حل‌هایی نوین برای طرح‌های منطبق با مسائل زیست‌محیطی و معماری سبز، به خورد بشریت داده‌اند و می‌دهند؟ اینها پرسش‌هایی است، که مارک کوشنر، تلاش می‌کند به آنها پاسخ دهد.
این سخنرانی 18 دقیقه‌ای، در حضور شرکت‌کنندگان در کنفرانس" تد" در مارس سال جاری در آمریکا عنوان شد.
احساس بدی داشتم
مارک کوشنر، سخنرانی خود را با ارائه خاطره‌ای در نیوجرسی شروع کرد که در آنجا، در خانه‌ای کوچک، با پدر و مادر و خواهرش اقامت داشت. او گفت: در یک گوشه اتاقم، حمام بود که با خواهرم، با هم از آن استفاده می‌کردیم. بین اتاقم و حمام، یک بالکن بود که به اتاق نشیمن منتهی می‌شد. جایی که همه می‌توانستند با هم بنشینند و گفتگو کنند یا تلویزیون تماشا کنند، خوب هرگاه من از اتاق‌خوابم به حمام می‌رفتم همه می‌توانستند من را ببینند. احساس ناامنی می‌کردم، از این حالت متنفر بودم.
وی ادامه داد: این قدرت معماری است، زیرا معماری تنها در مورد ریاضی و منطقه‌بندی نیست، بلکه در مورد ارتباط عاطفی و درونی نسبت به مکانی است که ما در آن زندگی می‌کنیم و این جای تعجب ندارد که من چنین احساسی داشتم، زیرا بر اساس سازمان محیط‌زیست، آمریکایی‌ها ۹۰ درصد از وقتشان در مکان‌های سرپوشیده هستند یعنی ۹۰ درصد از وقتمان با معماری احاطه شده‌ایم. معماری ما را به شکلی فرم می‌دهد که ما حتی متوجه آن نمی‌شویم.
استفاده معماران از ترفند
کوشنر، با بیان اینکه بعضی‌اوقات، معماران از فرم‌های باستانی و قدیمی، برای پنهان کردن عدم خلاقیت و نوآوری خود در ارائه فرم و شیوه جدید در طراحی بناهایی که با نیازهای مخاطبان، سازگار باشد، استفاده می‌کنند و با این کار، به مخاطبان و شهروندان، ترفند و نیرنگ می‌زنند، اظهار داشت: این پیوند عاطفی قابل پیش‌بینی است و ما از این ترفند سال‌های پیش استفاده می‌کردیم. ۲۰۰ سال پیش از آن برای ساخت بانک‌ها و در قرن نوزدهم برای موزه‌های هنر استفاده کردیم. در قرن بیستم در آمریکا، از آن برای ساخت خانه‌هایمان استفاده کردیم.
وی با بیان این موضوع که معماران جدید، سلیقه ضعیف و وحشت خود را از نوآوری برای انسان‌های امروزی، با طراحی چنین ساختمان‌های وحشتناکی بر ما تحمیل می‌کنند، تصریح کرد: ساختمان‌هایی مثل اینها، وحشتناک هستند. آنها خیلی گران، بسیار زمان‌بر و خیلی پیچیده هستند. افرادی که اینها را می‌سازند، به‌طور طبیعی از خلق و نوآوری هراس دارند و ترجیح می‌دهند تنها از فرم‌های ساختمانی که می‌شناسند استفاده کنند. به همین دلیل ما به خانه‌هایی به این شکل رسیدیم.
کتابخانه مرکزی لیوینگ استون در سال ۲۰۰۴  احداث شد
وی ادامه داد: این ساختمان یک گنبد و نیم‌دایره، چندین ستون و دیوار آجری دارد، می‌توانید حدس بزنید که لیوینگ استون چه چیزی را توسط این ساختمان می‌خواهد بگوید: کودکان، ارزش بنا و تاریخ. اما این ارتباطی با آنچه عموماً این روزها کتابخانه‌ها انجام می‌دهند ندارد. در همان سال ۲۰۰۴، در سوی دیگر کــشور، در ســـیاتل کتابخانه دیگری احداث شد، که این بدین شکل هست.
 این کتابخانه نشان‌دهنده آن است که ما چگونه در دوران دیجیتال، از رسانه ها استفاده می‌کنیم. و نشان‌دهنده آکادمی عمومی برای شهر است. مکانی برای دور هم جمع شدند و مطالعه کردن.
اهمیت نوع دیدگاه در
 معماری جدید و قدیم
مارک، به اهمیت نوع دیدگاه در معماری جدید و قدیم اشاره کرد و بر اهمیت اصل نوآوری و ارائه شیوه‌های جدید برای زندگی افراد از طریق روش‌های معماری خلاق، تأکید کرد. وی اظهار داشت:بیش از سی سال است که ازدهه هفتاد خارج شده ایم. معماران درگیر تجربه معماری بروتالیست یا زبره‌کاری شدند (سبکی از معماری که در آن ساختمان‌ها کلاً با بتن زبره و بدون روکش ساخته می‌شود) بتُنی کردن ساختمان‌ها، پنجره‌های کوچک، مقیاس‌های غیرانسانی. آنها ساختمان‌های بسیار خشنی بودند. هنگامی‌که به پایان دهه هشتاد رسیدیم، شروع به تغییر دوباره نمادها کردیم. خودمان را به‌روز کرده و نئون، پلاستیک و مواد رنگی را اضافه کردیم.
توصیه به معماران نسل جدید
وی، بخش دیگری از سخنرانی خود را به توصیه‌هایی برای معماران نسل جدید، اختصاص داد و گفت: معماران ناامید و دلخور شدند و آونگ را به سمت دیگر هل دادند. در اواخر دهه ۸۰ و اوایل دهه ۹۰، شروع به تجربه چیزی دیگر به نام سبک ساختارشکنی کردیم. نمادهای تاریخی را دور ریختیم و بر توانایی طراحی با کامپیوتر تکیه کردیم. این ساختمان‌های دانشگاهی و بی‌پروا بسیار غیرمعمول هستند، شما را کاملاً منحرف کردیم.
در سال ۱۹۹۷، ساختمان گوگنهایم بیلبائو طراحی شده توسط فرانک گری افتتاح شد و به‌طور بنیادی، ارتباط جهان را با معماری تغییر داد. پُل کلدبرگ گفت که بیلبائو یکی از لحظات کمیابی است که تمامی منتقدان، دانشگاهیان و مردم با هم در مورد یک ساختمان اتفاق‌نظر داشتند. نیویورک‌تایمز نوشت این ساختمان یک معجزه هست. پس‌ازاینکه این ساختمان تکمیل شد گردشگران شهر بیلبائو افزایش یافتند. این اولین معماری از نوع فوق مدرن و مشهور بود.
وی ادامه داد: خُب این اشکال چگونه ممکن می‌شوند (بسیار وحشی و رادیکال هستند)چگونه ممکن است که آنها تبدیل به طرحی همه‌گیر در سراسر دنیا شوند؟ و این اتفاق افتاد زیرا رسانه ها به‌طور موفقیت‌آمیزی آن را پوشش دادند و آنها آموختند که این اشکال به معنای داشتن فرهنگ است. واکنش بسیار عاطفی با این اشکال ایجاد کردیم. پس هر شهرداری در جهان خواستار آن شد. هر شهرداری می‌دانست که اگر این اشکال را در شهرشان داشته باشند، آنها گردشگرانی خواهند داشت.
این پدیده با شروع هزاره جدید برای چند معماری فضایی دیگرمثل ساختمان‌های طراحی‌شده توسط زاها و لیبسکید هم اتفاق افتاد و درواقع می‌تواند برای کل معماری اتفاق بیفتد، برای اینکه رسانه‌های دیجیتالی شروع به افزایش سرعت بخش اطلاعاتی که ما از آنها استفاده می‌کنیم کرده‌اند.
مارک در بخش پایانی سخنرانی خود با تبیین این موضوع که معماری کاملاً با سرعت در حال حرکت است و شاهد انقلابی در معماری هستیم، اظهار داشت:زمان زیادی نمی‌برد که درباره یک ساختمان فکر کنید اما زمان زیادی می‌برد تا یک ساختمان را بسازید، سه تا چهار سال و در این فاصله، معمار دو تا هشت و شاید صد ساختمان دیگر را طراحی کرده، قبل از اینکه آنها بدانند که ساختمانی را که چهار سال پیش طراحی کرده‌اند موفقیت‌آمیز بوده یا نه. این به دلیل آن است که هرگز حلقه بازخورد مناسبی از معماری وجود نداشته است. معماری زبره‌کاری یک حرکت دوساله نبود، حدود بیست سال طول کشید. برای مدت بیست سال، ما ساختمان‌هایی شبیه هم می‌ساختیم زیرا نمی‌دانستیم مردم چقدر از آن متنفر هستند. هرگز دوباره این سبک معماری اتفاق نمی‌افتد، چون‌ در آستانه انقلاب بزرگی در معماری هستیم از زمانی که بتُن، فولاد و آسانسور اختراع شدند و حالا این انقلاب مدیاهاست.