نشریه شماره   220   هفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

نام بافت فرسوده در سند ملی نوسازی به " بافت ناکارآمد" تغییر می یابد تاثیــر یک تغییــر نام بر زندگــی مــردم

کد مطلب: 2762
حدود 77 هزار هکتار بافت فرسوده در کشور وجود دارد که بر اساس قانون برنامه پنجم توسعه می‌باید سالانه 10 درصد آن احیا و نوسازی شود؛ امری که بنا بر آمار تا کنون تنها 20 درصد آن به مرحله اجرا درآمده است. در این پهنه ساختمان ها و آثار تاریخی متعدد و گوناگونی که ارزش معماری درخور توجهی نیز دارند وجود دارد که صیانت از آن ها می طلبد در تعریف بافت فرسوده تجدید نظر و با نگرشی نو و هدفمند به این حیطه نگریسته شود. علیرغم تسهیلات و تخفیفات زیادی که دولت و شهرداری در اختیار سازندگان قرار می‌‌دهند میزان ساخت و ساز در سال‌های اخیر از 50 هزار واحد در سال افزایش پیدا نکرده است. بسیاری از سازندگان و مالکان عدم سازگاری هزینه‌های ساخت با تسهیلات در نظر گرفته را دلیل عدم موفقیت این طرح تا کنون می‌دانند و برخی دیگر پاسکاری بین دولت و شهرداری را دلیل اصلی می‌شناسند. صحبت از پهنه‌‌ای از مساحت کلانشهرها و شهرهای بزرگ است که کافی است زمین زیرپای آنها بلرزد تا بزرگترین فاجعه قرن بیست و یکم به تحقق بپیوندد، و این چنین است که ساکنان این مناطق در هراس شب‌ها را به روز می‌رسانند. به روایتی یک سوم هموطنان در چنین بافتی زندگی می کنند که بسیاری از نیازهای زندگی شهری در آنها وجود ندارد. طبیعی است که برای پایداری سکونتگاه‌های ناپایدار این سرزمین و ساختن سرپناهی محکم باید تدبیری بیندیشیم.
مختصات پهنه‌های فرسوده
 بسیاری از مناطق و محلات شهرهای ایران با استانداردها و ساختار شهرسازی و معماری امروز مغایرت دارند چرا که این بافت‌ها به دلایل متعددی در طول زمان شکل گرفته‌اند و به مرور فرسوده و فرسوده‌تر شدند. مسئله تنها در مصالح، بناها، معماری و شهرسازی آنها نهفته نیست بلکه برخی از این محلات حتی از زیرساخت‌های تاسیساتی مناسب نیز برخوردار نیستند و شبکه برق و آب آنها نیز دچار فرسودگی شده است، در نتیجه به مرور این مناطق ارزش سرمایه‌گذاری خود را نیز از دست داده‌ و سازندگان ترجیح می‌دهند ساخت و ساز خود را به جاهای دیگر شهر منتقل کنند.ضمن اینکه ساکنان آن ها نیز اگر فرصتی به دست آید حاضر هستند از محله قدیمی خود به مناطقی که ارزش اقتصادی و اجتماعی بالاتری دارند نقل مکان کنند. در نتیجه این مناطق که از یک سو دارای ریشه‌های سکونتی ارزشمند و غنای فرهنگی، اجتماعی و معماری هستند با مشکلات و آسیب‌های اجتماعی، امنیتی و عدم تطابق با زندگی شهری مدرن روبه رو هستند و از طرف دیگر سیل، آتش‌سوزی، زلزله، آلودگی محیط زیست و بسیاری از مسائل دیگر زندگی در این مناطق را با مخاطره روبه رو کرده است.
سه معیار برای شناسایی مناطق فرسوده توسط وزارت راه و شهرسازی تشخیص داده شده است، ناپایداری، نفوذناپذیری و ریزدانگی. بنا بر این تعاریف برای اینکه بنا یا بافتی فرسوده به حساب آید باید حداقل 50 درصد بنای بلوک از استحکام کافی برخوردار نباشد. همچنین معبر بلوک عرضی کمتر از 6 متر داشته باشد و مضاف بر آن ریزدانه باشد یعنی عرض ساختمان مساحتی کمتر از 200 متر مربع داشته باشد.
از آنجا که بسیاری از مناطق قدیمی و دارای ارزش تاریخی نیز در همین مناطق قرار دارند بافت های فرسوده به سه بافت دارای میزاث فرهنگی، فاقد میراث فرهنگی و سکونتگاه‌‌های غیررسمی تقسیم می‌شوند.
بنا به گفته عباس آخوندی وزیر راه و شهرسازی 30 درصد از جمعیت شهری ایران در بافت فرسوده زندگی می‌کنند. این درصد معادل 10 میلیون جمعیت کشور است و به عبارتی 2.8 میلیون خانوار که در 2.6 میلیون واحد مسکونی یا سکونت‌گاه‌های غیررسمی ساکن هستند. در این میان 15 درصد جمعیت بافت فرسوده ایران در 5 درصد مساحت این شهر زندگی می‌کنند. همچنین تهران اکنون 3 هزار و 268 هکتار بافت فرسوده دارد و 20 درصد پلاک‌های شهری در این منطقه قرار دارد.
گستردگی مناطق فرسوده
به دلیل مشکلات معیشتی و مالی، ساکنان بافت فرسوده حتی توان فروش ملک را ندارند چرا که اشخاص حقیقی این املاک فرسوده را خریداری نمی‌کنند و حتی در صورت خرید ملک آنان توسط شهرداری ، ساکنان این بافت‌‌ها سرمایه لازم جهت سکونت در مناطق بهتر ندارند و در مناطق حاشیه‌ای شهر به سمت مناطق فرسوده جدید کشیده می‌شوند.
بافت فرسوده نه تنها ساخت و ساز ساز نازیبا و معوج است بلکه روایت مردمی پیچیده در فرسودگی است؛واژه‌‌ای که مترادف با فقر به حساب می‌‌آید و وجوه اقتصادی و اجتماعی بی‌شماری دارد. نمادها و نشانه‌های این محرومیت را در دل حاشیه‌‌های شهرهایمان می‌توانیم ببینیم. موقعیت قرارگیری این مناطق در حاشیه شهرها نشان از مشکلات نظام شهرسازی در ایران دارد که در سال‌های اخیر بحران‌های امنیتی نیز به بار آورده است، مسئله‌ای که با شکل و محتوای محلات نیز در ارتباط است. به عبارتی در محلات ایران مناطق فرسوده ساخته می‌شود. با نگاهی به سه شاخص نفوذناپذیری، ریزدانگی و ناپایداری بسیاری از مناطق تهران و شهرهای بزرگ را می‌توان ذیل فرسوده و یا دارای ظرفیت تبدیل به بافت فرسوده قرار داد. آثار سهل‌انگاری و شتاب‌زدگی در سیاست و اجرا را در کوچه‌ها و خیابان‌‌های شهرمان می‌توان به عینه دید و همین عامل است که خانه ایرانی عمری معادل 30 سال دارد در حالی که آلمانی‌ها در خانه‌های مستحکم و زیبای 120 ساله زندگی می‌کنند.
تغییر پارادایم در سند ملی نوسازی
بافت فرسوده همچنان بر سر زبان ها بود که با بیان طرح مسکن اجتماعی جایگزینی برای مسکن مهر این بافت وجهی دیگر نیز یافت. اما آنچه موجب امیدواری است تغییر نام بافت فرسوده در سند ملی نوسازی به "بافت ناکارآمد" است. این تغییر به معنی این است که مدیریت شهری تنها به دنبال تخریب و نوسازی خانه‌‌ها و محلات قدیمی نیست بلکه چه بسا خانه‌های و محلات جدیدی که به دلیل عدم رعایت اصول شهرسازی به بافت فرسوده تبدیل شده اند؛ بازگشایی معابر، تامین پارکینگ‌‌ها توسعه فضاهای خدمانی و سبز در اولویت کاری قرار دارند. اینکه این تغییر رویکرد چه تاثیری بر روی ساخت و ساز، شهرسازی از همه مهمتر مردمی که در بافت فرسوده زندگی می‌کنند خواهد گذاشت آینده قضاوت خواهد کرد. همچنین در این تغییر نام می توان و باید امیدوار بود که آثار ارزشمند تاریخی با دقت نظر و توجه لازم مورد بررسی و پس از آن بازسازی قرار گیرند.