هرهفته شنبه ها - سال سیزدهم

پرتیراژترین نشریه صنعت ساختمان

نشریه شماره   216   هفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

معنا در معماری

کد مطلب : 2300
گردآورنده: بهروز کاویانپور
بخش اول
هر جزوه یا نوشته‌ای درباره معماری حاوی و یادآور این واقعیت است که معماری پدیده‌ای است ملموس و شامل: مناظر، مزایا، سکونتگاه‌ها، بناها، پرداخت‌ها که بازگوکننده یا بیان‌کننده شخصیت آنهاست. با این معانی و تفاسیر باید گفت که «معماری واقعیتی زنده و پویاست» که انسان را می‌سازد و  انسان و معماری اثر متقابل برهم دارند. معماری رشته‌ای است که  از ادبیات، هنر، شعر، موسیقی، فرهنگ، تاریخ و هزاران اِلمان و فاکتور دیگر استفاده می‌کند تا برای خود ظرفی بسازد که مظروفش انسان باشد و اگر کامل و وافی نباشد و نتواند در افق‌های دوردست نیروی خلاقیت انسان را در وجود خویش بپروراند محکوم به شکست خواهد شد.
 گوشه‌نشینی انسان به این می‌ماند که جهان در گوشه‌ای آرام گرفته است چون این انسان است که می‌تواند جهانی را در خویشتن خویش تصور و خلق نماید. پس ناممکن است که جهانی را در یک ظرف محدود و ناقص جای دهیم و نامش را معماری بگذاریم. معماری والا و متعالی باید بتواند روح این جهان را در خود تسخیر کند، درواقع وظیفه اصلی هنر والای معماری این است که بتواند ظرفی بسازد که قابلیت درک اجزای انسان را داشته باشد تا اینکه خودش مظروفش باشد. معمار با کمک نکته‌های تاریخی و تمدن جامعه‌اش اثر معماری را خلق می‌کند. هنر در تمامی ابعادش ظرفی را متجلی می‌سازد که انسان هنرمند و متعالی می‌تواند در آن جای بگیرد. معماری از تمامی هنرها بهره می‌گیرد تا آن خصیصه ذاتی انسان را به بار آورده و به منصه ظهور برساند. در زمانی دورتر از حالا معماری در فرم‌های خاک متجلی می‌شد یعنی به‌قول‌معروف از همان چیزی روح می‌گرفت که ضمیر انسان از آن آفریده شده بود.
خشت خام نهاد انسان ناپخته بود و بعد از تجربه‌ای که آتش گداخته کوره به ما نشان داد به آجر تبدیل شد. در آن اوان به آجر، انسان پخته و کامل با تمام مفاهیم عمیقش گفته می‌شد. انسان ایرانی دارای فرهنگ و تمدنی بود که می‌توانست ابعاد متعالی وجودش را بروز دهد با مثالی چند از معنا در معماری ایرانی رد می‌شویم و معنا در معماری کشورهای دیگر را مدنظر قرار خواهیم داد.
توجه کنید که معمار مسجد شیخ‌ لطف‌الله با کنکاش و با همین ابزار انسانی توانسته است شاهکاری به وجود آورد یعنی مسیر دسترسی نور را از پشت قبله طراحی کرده و با ظرافت‌های هنرش، زیبایی طاووسی را در زیر گنبد نقش زده که جهت قبله را به نمازگزاران نشان دهد. یا در سی‌وسه‌پل که یک اثر هنری ـ محاسباتی است که مهندسی هیدرولوژی آن بسیار پیچیده است معمار آن زمان با دانستن اجزای معماری خوب به اثر هنری‌اش تسلط کامل داشت یعنی هم با محاسبات آشنایی داشت و هم با آب‌وخاک و اقلیم. مثلاً پلی را ساخته که نه‌تنها پیاده‌ها و سواران از آن گذر می‌کنند بلکه به‌صورت کاملاً خودکار عملیات محاسباتی تقسیم آب بین کشاورزان را هم انجام می‌دهد. مساجد و بناهایی داریم که بیش از هزاران سال از عمر آن می‌گذرد اما با وجود اینکه با خشت و آجر ساخته‌شده‌اند هنوز هم سالم مانده‌اند و این در حالی است که بارها زلزله‌ها را تجربه کرده‌اند. معماری منارجنبان اصفهان مثال خوبی برای شخصیت معماری آن دوره می‌باشد. معماری که علاوه بر تسلط بر امور محاسباتی معرفت‌شناسی، انسان‌شناسی، آگاه بر رموز و زیباشناختی، نشان می‌دهد که بر تمامی نکات و ریزه‌کاری‌های معماری تسلط دارد و آشنا می‌باشد.
فقط چنین معماری ای می‌تواند ساختمانی با این ظرافت بسازد که تکان یکی باعث حرکت و تکان دیگری شود یعنی نتیجه می‌گیریم که بر دانش نیروی دینامیک تسلط کامل داشته اند.
معماری چه ازنظر طراحی و چه ازنظر ساخت از دیرباز به انسان کمک کرده که وجود خود را در آن معنادار کند. انسان به کمک معماری پایگاهی در فضا و همچنین در زمان به دست آورد و با توجه به این مسئله معماری به امری بالاتر از نیازهای عملی و اقتصادی که دو رکن مهم در این زمینه می‌باشند، چشم داشت. با گفتار فوق و نتیجه حاصل از آن درمی‌یابیم که معماری به معنای وجودی توجه دارد. معانی وجودی از پدیده‌های طبیعی و انسانی و معنوی نشئت می‌گیرد و آن را در قالب نظم و شخصیت به ادراک درمی‌آورد. معماری به‌صورت اقلیدسی معنی نمی‌شود. باید گفت که صورت فضایی در معماری یعنی امکان و معبر و حوزه و به‌عبارت‌دیگر ساختار ملموس محیط انسان ، بنابراین معماری را نمی‌توان با بیان فوق مفاهیم هندسی یا نشانه شناسانه به‌درستی تبیین کرد. معماری را باید در چارچوب صور معنادار که تفهیم نمادین از آن استنباط می‌شود فهمید و معنی کرد و آن را می‌توان بخشی از تاریخ معانی وجودی دانست. امروزه انسان سخت نیازمند آن است که معماری را چون پدیده‌ای ملموس دوباره به چنگ آورد بنابراین نیت این نوشته کمک برای رسیدن به چنین مقصودی است.
اگر از معماری شکوهمند ایران که تمام معانی، در حد والای خود را یدک می‌کشد بگذریم به معماری غرب و از آن جمله مصر و یونان و... خواهیم رسید که در شماره بعد از آنها صحبت می‌شود.