معضلی از جنس سر پناه

شمار نشریه : 216

کدمطلب :2376
می‌گویند واسطه‌گری کار بی‌زحمت و راحتی است و عده‌ای که آن را انتخاب می‌کنند ویژگی‌ چرب‌زبانی را  با خود به همراه دارند ولی متأسفانه در جامعه ما این قشر حتی از این ویژگی هم عاری هستند. وقتی به جستجوی اغلب بی‌نتیجه یا بد نتیجه برای خانه اجاره‌ای می‌پردازیم با دنیایی مواجه می‌شویم که طنزی سیاه و البته زهرآلود را در اعماق وجودمان می‌ریزد و ظرف وجودی‌مان را پر از خالی‌هایی می‌کند که صدایی جز انعکاس سیاهی در بیننده ایجاد نمی‌شود.
به اولین بنگاه که قدم می‌گذاری درمی‌یابی که بنگاه‌دار اصلاً نمی‌داند چه چیز را دارد با چرب‌زبانی به تو اجاره می‌دهد یا به قول آنچه عامیون می‌گویند «می‌اندازد». در بسیاری از موارد بنگاه‌دار حتی مکان مورد معامله را ندیده تا از امکاناتی که صاحبخانه در فایل موردنظرشان وارد کرده اطمینان یابد و مشتری را هرگز برای بازدید مشایعت نمی‌کند، همین امر باعث می‌شود مشتری در اولین بازدید نسبت به معامله‌گر بدبین شده و دیگر به او مراجعه نکرده و در صحت گفته‌های او تردید کند.
مسیری را طی می‌کنی و خسته و درمانده به نشانی‌ای می‌رسی که بنگاه‌دار تو را بدان آنجا هدایت کرده و بعد با چهره‌ای کاملاً متفاوت ازآنچه می‌خواستی و آنچه او برایتان توصیف کرده است مواجه می‌شوی. در ابتکاری جالب بعضی از این بنگاه‌های املاک دیگر وقتی را صرف پاسخگویی به مشتری‌ نمی‌کنند و هر فایلی که برای فروش یا اجاره دارند با برچسبی به شیشه دفترشان می‌چسبانند و خود را از قیدوبند کلمات می‌رهانند.
گویی قرار نیست آنها حتی در این دفاتر شیک و پرزرق‌وبرق خود دست از کاغذهای خط‌خطی و بی‌محتوا بردارند و از رایانه‌هایی که گویی فقط برای سرگرمی و به‌عنوان کالایی لوکس و تجملاتی ضمیمه دکور دفترشان کرده‌اند استفاده کنند.
اولین پرسشی که بنگاه‌دار در بدو امر از شما می‌پرسد مقدار بودجه‌ای است که برای رهن یا اجاره اختصاص داده‌اید و در عوض در اولین جستجو، پاسخی که به شما داده‌ می‌شود بسیار فراتر از بودجه شماست. گویی او هرگز گفته‌های شما را نشنیده است. ضعف کلامی و شنیداری که مشتری را کلافه می‌کند، نشان از آن دارد که ویژگی ارتباط کلامی قوی در افرادی که این شغل را برای ارتزاق برگزیده‌اند، وجود ندارد. اگرچه لازمه موفقیت در آن چنین ویژگی‌ای است.
آیا اینگونه به ذهن متبادر نمی‌شود که دلایل ضعف در بازار مسکن فقط به ساخت‌وساز و تحریم و اینگونه مسائل برنمی‌گردد بلکه به کمبود یا فقدان بازاریابی‌ و بازاریاب مناسب در این عرصه نیز مربوط است.
جستجوی خانه علی‌الخصوص در ابرشهرهای ایران شباهتی به بازی‌های رایانه‌ای دارد که در آن با کشتن غول‌ها و عبور از راه‌های مختلف جانی یا جان‌هایی از شما گرفته‌شده و آنچه در نتیجه به دست می‌آورید حداقل انتظاراتی است که آدمی از یک زندگی مدرن شهری دارد.