نشریه شماره   216   هفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

تفاوت خلع ید با تصرف عدوانی

 کد مطلب‌: 2006
در شماره گذشته خواندیم خلع ید علاوه بر معنای لغوی دارای یک مفهوم فنی و اصطلاحی نیز است که به توضیح آن پرداختیم در این شماره نیز به تفاوت خلع ید و تصرف عدوانی می پردازیم‌.
دعوای خلع ید با دعوای تصرف عدوانی و تخلیه ید متفاوت است زیرا منشأ دعوای خلع ید غصب است و هیچ قراردادی بین مالک و متصرف وجود ندارد اما در تخلیه قرارداد وجود دارد‌.
خلع ید به لحاظ حقوقی عنوان دعوایی است که مالک یک مال غیرمنقول (‌خانه‌، مغازه‌، زمین‌) به طرفیت متصرف غیرقانونی مال خود اقامه می کند و از دادگاه (‌امروزه شورای حل اختلاف‌) می خواهد که به روند تصرف غیرمجاز متصرف پایان بخشیده و ملک وی را از تصرف او خارج کرده و تحویل او بدهند‌، لازم به تذکر است دعوای خلع ید با دعوای تصرف عدوانی و تخلیه ید متفاوت است زیرا منشأ دعوای خلع ید غصب است و هیچ قراردادی بین مالک و متصرف وجود ندارد‌. اما در تخلیه قرارداد وجود دارد و علیرغم اینکه مدت اجاره پایان پذیرفته‌است مستأجر حاضر به تخلیه ملک نیست اینجا باید دعوای تخلیه مطرح کرد که در آن مالکیت عین ملک نیز شرط نیست و همین که شما مالک منافع هم باشی کفایت می کند‌.
در تصرف عدوانی نیز که به دو صورت کیفری و حقوقی قابل طرح است‌، موضوع فرق می کند و در دعوای تصرف عدوانی حقوقی فقط اثبات سابقه تصرف کافی است و نیازی به اثبات مالکیت (‌عین و منافع‌) نیست همین که سبق تصرف خواهان و لحوق تصرف خوانده و عدوانی بودن تصرف ثابت شود کافی است اما در شکایت تصرف عدوانی کیفری که طبق ماده690 قانون مجازات اسلامی مصوب سال1375 مطرح می شود اختلاف نظر وجود دارد‌. عده ای مالکیت را شرط می دانند اما عده دیگری فقط سبق تصرف را کافی می دانند که رویه قضایی نظر اول یعنی اثبات مالکیت را پذیرفته‌است‌. با توجه به قانون آیین دادرسی مدنی رسیدگی به دعوای خلع ید در حیطه اختیارات دادگاه عمومی است و دعوای تصرف عدوانی به انتخاب مدعی می باشد‌.
وجود اشتراک و افتراق خلع ید
در دعوای تصرف عدوانی رعایت تشریفات دادرسی لازم نیست درصورتی که در خلع ید رعایت این تشریفات لازم است‌. هر دو دعوا قابلیت تجدیدنظر را دارند‌.
در خلع ید به موجب ماده ۱ قانون اجرای احکام حتما حکم باید قطعی و بعد اجرا گردد درحالی که در دعوای تصرف عدوانی چون بلافاصله قابل اجرا است نیازی به قطعی شدن و صدور اجراییه ندارد و درخواست تجدیدنظر مانع اجرا نیست‌.
کسانی که حق شکایت یا طرح دعوا را دارند
در تصرف عدوانی لازم نیست شاکی مالک باشد بلکه مستأجر‌، مباشر‌، خادم‌، رعیت‌، کارگر و هر کس که به نمایندگی یا به امانت مال غیر را متصرف است‌، می تواند به قائم مقامی مالک طرح دعوی نماید‌. (‌ماده ۱۷۰ قانون آیین دادرسی مدنی‌) در دعوی خلع ید فقط اشخاص ذینفع یا وکیل یا قائم مقام یا نماینده قانونی می تواند طرح دعوی نماید‌.
هزینه دادرسی خلع ید
دعوی تصرف عدوانی و مزاحمت و ممانعت از حق غیرمالی است‌.
دعوی خلع ید در دعوی اموال غیرمنقول مالی تلقی گردیده و ازنظر پرداخت هزینه دادرسی بر مبنای ارزش معاملاتی املاک در هر منطقه عمل می شود و اختلاف و یا عدم اختلاف در مالکیت تأثیری ندارد‌.
رسیدگی در دعاوی تصرف عدوانی خارج از نوبت و ملاک حد عرفی و تصمیم قاضی دادگاه‌است اما در دعوی خلع ید وقت تعیین می گردد‌.
اعتبار امر قضاوت شده خلع ید
دعوای رفع تصرف عدوانی و خلع ید به طور همزمان یا جدا از هم قابل طرح در مراجع صالحه‌است و اعتبار حکم قاضی در مورد تصرف عدوانی تا موقعی است که قاضی ماهوی حکم نداده‌است‌.
حکمی که در خصوص دعوی رفع تصرف عدوانی صادرشده اعتبار امر مختوم یا قضاوت شده را ندارد بنابراین خواهان یا خوانده می تواند دادخواست خلع ید تقدیم دادگاه نماید‌. اما حکم قاضی ماهوی اعتبار امر مختوم یا قضاوت شده را دارد و خواهان یا خوانده نمی تواند در خصوص همان موضوعی که قبلا مورد حکم واقع شده دعوی تصرف عدوانی را اقامه نماید‌.
دعوای خلع ید‌، دعوای تخلیه‌، دعوای تصرف عدوانی
عدم آگاهی از اینگونه دعوا‌ها (‌خلع‌ید‌، تخلیه و تصرف عدوانی‌) و طریقه اقامه صحیح این دعاوی‌، متأسفانه سبب می شود‌، بسیاری از افراد‌، پس از طرح دعوا و اطاله مدت های دادرسی نتیجه مثبتی عاید‌شان نشود و حتی موجبات ناامیدی برای بسیاری‌، از قوه قضائیه می شود حال آنکه‌:
هر دعوای حقوقی که در محکمه مطرح می شود‌، دارای شرایط و ارکان جداگانه ای است‌. بنابراین رسیدگی به هر دعوا منوط به تحقق ارکان و شرایط تشکیل دهنده آن دعوا و مستلزم تقدیم دادخواست مطابق مقررات قانونی است و ماده ۲ قانون آیین دادرسی مدنی مؤید این مدعاست‌.
زمانی که خواهان دادخواستی به خواسته خلع ید به دادگاه تقدیم می نماید‌، شرایط و ارکان تشکیل دهنده این دعوا اثبات مالکیت‌، تصرف غاصبانه و یا در حکم غاصبانه خوانده دعواست‌. در این شرایط خواهان باید دلایل مالکیت خود را به دادگاه تقدیم کند تا دادگاه پس از رسیدگی به دلایل مالکیت و احراز سایر شرایط دعوا در ماهیت موضوع حکم صادر نماید‌.
همچنان که معروف است‌، رسیدگی به دعوای خلع ید‌، فرع بر اثبات مالکیت است درصورتی که اصل مالکیت خواهان محل نزاع واقع شده و دلایل و مدارک کافی برای اثبات مالکیت خود نداشته و مطالب و اظهارات وی حاکی از نوعی ادعای مالکیت باشد که احراز آن منوط به رسیدگی مستقل به این ادعاست‌، در اینجا دعوای خلع ید خواهان به تنهایی قابلیت استماع نداشته و به استناد ماده ۲ قانون آیین دادرسی مدنی قابل رد است؛ چراکه خواهان ادعایی مطرح کرده که در ردیف خواسته نیامده‌است‌.