هرهفته شنبه ها - سال سیزدهم

پرتیراژترین نشریه صنعت ساختمان

نشریه شماره   215   هفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

ایران چرا سوریه را نسازد‌؟

  کد مطلب: 2250
مذاکرات هسته ای سرانجام با توافق «برجام» به کار خود در مرحله اولیه پایان داد اما اکنون چه باید کرد‌؟ پس از بیست و سوم تیرماه که روز اعلام توافق طرفین مذاکرات یعنی ایران و کشورهای 1+5 بود و عده ای از آن به عنوان روز تاریخی یاد کردند‌، پیوسته در محافل داخلی از نتیجه مذاکرات صحبت می شود‌. برخی که طرفداران مذاکره و توافق بودند و هستند از آن به نیکی یاد می کنند و عده ای دیگر که برداشت دیگرگونه ای از توافق اولیه دارند نسبت به اجرای آن هشدارهایی البته از سر دلسوزی می دهند اما نکته ای که به هردو طرف باید گفت ـ مخصوصا آنانی که در پس «توافق» خواب انتخاباتی می بینند ـ این است که‌: «گاه سفر آمد برادر گام بردار»‌.
البته مقصود از «گاه سفر» هنگام آغاز سفر از گذشته فاقد کارآمدی‌، بهره وری‌، رشد اقتصادی و در یک کلام «رکود» ایجاد شده به هزاران دلیل پیدا و پنهان در تولید و اقتصاد به آینده ای توأم با کارآمدی‌، بهره وری‌، رشد اقتصادی و… یا «رونق و بالندگی» کشور هم به دست دست یافتگان به توافق هسته ای البته با همدلی و هم زبانی سایر دلسوزان است که به نوعی دلواپس اکنون و آینده کشور هستند‌.
دست یافتگان به توافق هسته ای و در رأس آنها دکتر ظریف پس از تعطیلات تابستانی‌– و شاید دیپلماسی‌– البته سفر ظریفی هم به کشورهای منطقه ای داشته که در جای خود قابل تقدیر است اما مقصود و منظور سؤال آغازین مقال حاضر که «مذاکرات هسته ای سرانجام با توافق «برجام» به کار خود پایان داد اما اکنون چه باید کرد ؟» انتظار دیگری از تیم دیپلماسی در کنار تیم اقتصادی دولت دارد و آن‌، توجه دادن این غیورمردان شجاع ـ فارغ از روشنگری های بایسته که لازم است برای به وجود نیامدن حاشیه های غیرضروری توافق به افکار عمومی داده شود ـ به آغاز فصلی نو با سفری دیگر برای خارج کردن صنعت کشور به خصوص صنعت ساختمان از وضعیت ملال انگیز رکود است که اتفاقا بستر و زمینه این یکی‌، خیلی بیشتر از رسیدن به توافق هسته ای فراهم است و کمتر از آن نیز نیاز به صرف انرژی و زمان و نائل شدن به اهداف موردنظر دارد‌.
فصل نو و سفر جدید وزیر خارجه کشورمان علیرغم سفر منطقه ای ایشان به قطر‌، کویت و عراق که لازم بوده و در جای خود باید به آن توجه کرد‌، می تواند سفر به سوریه باشد‌. همان جایی که دبیر محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام در برنامه زنده «سطرهای ناخوانده» از شبکه اول جعبه جادویی از چگونگی سفر به آنجا و دیدار با حافظ اسد و … برای اولین بار چهره گشایی نمود‌. روابط ایران و سوریه نه در طول تاریخ دو کشور‌، که در تاریخ انقلاب اسلامی ایران به رهبری بنیان گذار کبیر انقلاب وارد فصل نوینی شد که به ضرس قاطع می توان گفت اگر نبود رابطه ایران با سوریه شاید تاکنون از این کشور هیچ اثری نبود تا چه رسد به اینکه پس از 30 سال کشمکش های داخلی اقدام به برگزاری نمایشگاه زیربنایی و عمرانی نماید و برای ساخت و سازش به کشورهای اروپایی آلمان و انگلیس‌، هلند و… فراخوان حضور و بازسازی سوریه را بدهد‌.
اکنون که نه فقط دولتمردان و مردم دو کشور ایران و سوریه به علت روابط تنگاتنگی که باهم دارند از همزیستی مسالمت آمیز دو کشور خبر دارند بلکه بعید به نظر می رسد در دنیا کشوری بی خبر از حمایت های بی دریغ ایران از سوریه باشد‌. حمایت های ایران از سوریه در بعد سیاسی و نظامی تا جایی پیش رفته که رهبر معظم انقلاب در یکی از سخنرانی هایشان حمایت از مردم مظلوم سوریه را علنا اعلام فرمودند‌. حتی وقتی رئیس جمهور روسیه‌– یار استراتژیک سوریه در منطقه‌– در مقطعی حساس که کشورهای اروپایی و آمریکا حکم به حذف بشار اسد داده بودند از نریختن اشک به خاطر نبود اسد و سوریه سخن می گفت‌، ایران قاطعانه و یک تنه در مقابل ابرقدرت های جهانی ایستاد و با منطق از این کشور حمایت کرد تا این که بشار اسد با برگزاری انتخابات دموکراتیک و کسب اکثریت آرای مردم سوریه مجددا در ریاست جمهوری این بار نه از مجرای موروثی که با انتخابات و دموکراسی ابقا شد‌.
با این پیشینه درخشان ایران و سوریه‌، آیا باز باید برای ساخت وساز سوریه همان کشورهایی پیشقدم باشند که روزی کمر به نابودی این کشور بسته بودند و حداقل به حذف رئیس جمهور فعلی از قدرت حکم می دادند‌؟ چگونه می توان سبقت از همدیگر آنها را برای آبادانی سوریه در شرایطی که همه دور و بر سوریه را خالی کرده و از ویرانی این کشور خوشحال بودند‌، باور داشت‌؟ مگر غیرازاین است که آنان فقط و فقط برای به کارگیری صنایع‌، مصالح و نیروهای خویش در آن کشور از همدیگر سبقت می گیرند‌؟.
اما اکنون که وقت ساخت وساز سوریه‌است ایران‌، یار روزهای سخت این کشور که در شرایط بحرانی و حساس سیاسی و نظامی همواره در کنارش بوده چه وظیفه ای بر عهده و چه سهمی از آن دارد‌؟ تیم دیپلماسی و اقتصادی دولت باید به این سؤال پاسخی در خور بدهند و به همین خاطر در بالا اشاره گردید "ظریف" باید فصلی نو و سفری نو داشته باشد اما این بار اگر پیش از سفر به سایر کشورهای منطقه میسرنشد حداقل پس از آنها به سوریه‌!
از یک سو‌، سوریه فراخوان برگزاری نمایشگاه نوسازی زیربنایی داده و کشورهای صنعتی اروپایی اعلام حضور کرده‌اند و از سوی دیگر ایران به علت تحریم‌های ناجوانمردانه با انبوهی از مصالح ساختمانی انباشته شده در انبار‌ها به علت رکود مواجه‌است‌. اگر به انباشتگی مصالح ساختمانی در انبار‌ها‌، چالش مهندسان بیکار و مازاد‌، همچنین کاردان‌ها و انبوه‌سازان را نیزاضافه کنیم و در کنار این‌ها فرمایشات ـ نه سفر به فرانسه ـ وزیر محترم راه و شهرسازی مبنی بر ضرورت آمادگی برای فعالیت فراملی و رقابت بین المللی مهندسان را قرار دهیم آنگاه بیش از پیش ضرورت نگاه دیگرگونه به روابط ایران و سوریه را درخواهیم یافت‌. اگر وزیر محترم راه و شهرسازی به فرانسه درنتیجه برقراری ارتباطات دوطرفه در قبال واردات‌– چه حمل ونقلی و چه فن آوری‌های ساختمانی‌– "ارز خواهد داد" اما از سوریه با صدور و فروش مصالح انبارشده (‌کاشی‌، سرامیک‌، سیمان مازاد مصرف داخلی و…‌)‌، صدور خدمات فنی و مهندسی و حضور مهندسان و سازندگان در این کشور" ارز خواهیم گرفت"‌. آیا وقت آن نرسیده‌است که سیاست های خارجی پس از نائل شدن به توافق در مذاکرات هسته ای ـ که عمدتا سیاسی البته از سوی کشورهای زیاده خواه بود ـ با اولویت اقتصادی صدور خدمات فنی و مهندسی به سوریه بر راهگشایی و راه یابی برای برون رفت از وضعیت رکود موجود متمرکز شود‌؟ ایران که در هر شرایطی از آغاز تا انجام در کنار سوریه بوده اکنون که فرصت ساخت و ساز این کشور فراهم آمده‌است چرا نباید در اولویت باشد‌؟ چه کسی یا چه کسانی باید این مهم را در سرلوحه کارهای وزارتی یا غیر وزارتی خویش قرار دهند؟
قادر نصیری ترزنق