نشریه شماره   214   هفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

روزگار سپری شده شیر سنگی

مسعود یوسفی
انسان از زمانی که توانست سنگتراشی بیاموزد و به ساخت آثار و اشیای سنگی بپردازد، کم‌کم دریافت که می‌تواند باورها، اعتقادات و اندیشه‌های خود را نیز روی سنگ‌ها نقش و حک کند و به‌این‌ترتیب به آنها جاودانگی ببخشد.
از طرفی او درگذر ایام آموخت که هر حیوانی نماد و مظهر یک یا چند ویژگی و خصلت خوب یا بد است. از این‌رو؛ اسب به‌عنوان مظهر نجابت، شکوه و زیبایی، گاو مظهر فراوانی و برکت، سگ مظهر وفاداری و روباه مظهر مکر و فریب شناخته شدند. دراین‌بین شیر نیز به‌عنوان مظهر و نماد صلابت و قدرت و شجاعت دانسته شد.
در این مرحله قوم بختیاری با هوشمندی تاریخی و درک و دریافت ویژه و ارزشمندی که داشت نماد شیر را برای خود برگزید. پس به جان صخره‌ها و سنگ‌ها افتاد و با ابزار و آلات حجّاری و سنگ‌تراشی که در اختیار داشت پیکره‌هایی سخت زیبا، خوش‌تراش و صیقل یافته از شیر خلق کرد و آنها را بر گور بزرگان و عزیزان ازدست‌رفته خود که از شجاعت و زورمندی و جنگاوری بهره‌ها داشتند، قرار داد. به همین خاطر تا همین اواخر منظره و چشم‌انداز گورستان‌های قوم سرافراز بختیاری به خاطر آن همه شیر سنگی هر بیننده و رهگذری را تحت تأثیر قرار می‌داد و هول و هراسی توأم با غرور در دل او پدید می‌آورد.
البته  شیر سنگی برای قوم بختیاری تنها نماد غیرتمندی و بی‌باکی و زورمندی نبود، بلکه این قوم چون شیعه و پیرو علی بن ابیطالب، شیر بیشه ایمان و پهلوان همه دوران بود، ازاین‌رو ارزش و مفهوم  ولایتمداری و پایبندی به مرام و مسلک آن امام هُمام و آیین سرافراز تشیع را نیز در نظر گرفت و این ارزش‌ها را در قالب تسبیح، که نماد و مظهر پارسایی و نماز و نظر پاکی است، بر پیکره شیر سنگی حک کرد و به آن تجلی بخشید.
اما دیری است که روزگار برای شیرهای سنگی دیگر شده و آنها با بُغض سنگی خویش بی‌مهری‌های زمانه را به تماشا نشسته‌اند و دم بر‌نمی‌آورند. معمولا در خبر‌ها اعلام می‌شود که سودجویان و سوداگران آثار باستانی و اشیای عتیقه، بی‌هیچ ترس و واهمه‌ای به جان شیرهای سنگی که روزگاری نماد عزت و سربلندی قوم بختیاری، بلکه همه اقوام ایرانی بودند افتاده و از راه قاچاق و فروش آنها ارتزاق می‌کنند.
شیرهای سنگی دیری است که از خاطره‌ها رخت بربسته‌اند و سازمان میراث فرهنگی کاری نمی‌کند. زنده‌یاد حمید مصدق شاعر نوپرداز معاصر، روزگار سپری‌شده شیرهای سنگی را در قالب قطعه‌ای تأثیرگذار به‌خوبی به تصویر کشیده است. فراز پایانی این قطعه چنین است:
ای شیر سنگی
ای تو چنین واژگونه بخت
ای سنگ سرد سخت
همدرد تو منم
من نیز در مصیبت تو گریه می‌کنم.
اما به‌راستی چه شد که چنین شد و این مصیبتی که حمید مصدق از آن نام می‌برد کدام است؟ پاسخ چنین پرسشی را شاید بتوان در فیلم «شیر جنگی» ساخته تحسین‌برانگیز مسعود جعفری جوزانی، کارگردان تحصیل‌کرده، صاحب سبک و لُرتبار سینمای ایران جست. داستان فیلم به‌طور خلاصه از این قرار است:
« جسد یک نفر انگلیسی که به‌وسیله داس به قتل رسیده است، در یکی از مناطق بختیاری روی لوله‌های نفت پیدا می‌شود. کوهیار، علی یار و خدامراد - که کارش ساختن شیر سنگی است - جسد را می‌بینند و آن را دفن می‌کنند. یک نفر مأمور دولت به نام عامری با همراهی و راهنمایی یک نفر دیپلمات انگلیسی برای پیگیری ماجرا و دستگیری قاتل به منطقه اعزام می‌شوند. عامری کوهیار را قاتل می‌داند. بین کوهیار و فرد دیگری به نام نامدارخان که هم طایفه‌ای علی یار است بگومگو  و نزاع  درمی‌گیرد. متعاقب آن علی یار کشته می‌شود و قشون دولتی وارد عمل می‌شوند و ماجرا آنطور که دیپلمات انگلیسی خواسته است  پیش می‌رود و برادرکشی و خونریزی به راه می‌افتد.»
به این ترتیب کارگردان فیلم با پیش کشیدن کدها و مفاهیمی همچون لوله‌های نفت، دیپلمات انگلیسی، شیر سنگی و مأمور دولت، به‌درستی و با هوشمندی مدعی می‌شود ؛ آنچه باعث شده تا روزگار شیرهای سنگی این‌چنین باژگونه و تأثّربرانگیز شود همانا حیله‌گری‌ها و توطئه آفرینی‌های روباه پرفریب و مکار استعمار انگلیس بوده که توانسته با فتنه‌انگیزی و ایجاد تفرقه و برادرکشی در میان مردان ایل بختیاری از فرصت استفاده کرده و ثروت سرشار خدادادی نفت مردم این سامان را چپاول کند.
با همه این احوال نومید نباید بود، چرا که در روزگار و زمانه حاضر نیز می‌توان با بازیابی و برکشیدن مفهوم والا و ارجمندی همچون شیر سنگی، یاد و خاطره همبستگی‌ها و برادری‌های روزگاران پیشین را پاس داشت. بستر فراهم است و کشور ایران و به‌تبع آن مناطق بختیاری هیچ‌گاه این همه جوان تحصیل‌کرده، بافرهنگ و اهل ذوق و مطالعه نداشته است. آمار کتاب‌ها، نشریات، وبلاگ‌ها و سایت‌های پربیننده‌ای که در مناطق لُرنشین خوانده می‌شوند به‌خوبی گواه این مدعاست. البته این رستخیز و رنسانس فرهنگی تا زمانی ارجمند و ستودنی خواهد بود که در جهت همبستگی با سایر اقوام ایران اسلامی به کار گرفته شود. بر این اساس شیر سنگی حتی این قابلیت را خواهد داشت که به نمادی برای همه ایرانیان تبدیل شود.