نشریه شماره   213   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

بی پولی بلای جان ساخت و ساز گزارش پیام ساختمان از پروژه های ساختمانی سطح شهر

 گروه ساخت وساز‌: این روز‌ها صدای کلنگ کارگران کمتر به گوش می رسد و موتور محرکه اقتصاد خاموش است چراکه اصطلاحا ساخت وساز دچار «رکود» شده است؛ رکودی که باعث شده چرخ تولید و در ادامه صنعت اشتغال زای کشور از حرکت بماند و در ادبیات بیشتر مسئولان صنعت ساختمان این اصطلاح به چشم می خورد‌. علل مختلفی برای به وجود آمدن رکود بیان می کنند که از جمله آنها می توان به فقدان تسهیلات بانکی‌، قوانین دست وپا گیر و کاهش قدرت خرید مردم اشاره کرد‌. در ادامه تهیه سلسله گزارش های پیام ساختمان از پروژه های ساختمانی سطح شهر‌، سراغ چند ساختمان نیمه کاره و تعطیل رفتیم تا از دلایل تعطیلی آنها بپرسیم‌.
خانه بدون وام مشتری ندارد
ساختمانی که اسکلت و سقف آن به اتمام رسیده توجهمان را جلب می کند‌. داخل ساختمان می شوم‌. دو نفر روی ماسه‌ها در سایه سقف دراز کشیده‌اند‌. یکی از آنها که به نظر مالک پروژه باشد‌، کلاه حصیرش را از روی صورت برمی دارد و بعد از رعایت جانب احتیاط می گوید‌: پولی برای ادامه کار ندارم‌. زمانی که کار را شروع کردم برآورد هزینه‌ها خیلی کمتر از آن چیزی بود که الآن می بینم‌. خدا از سازنده راضی نباشد‌. با وجود اینکه از آشناهایمان بود برای اشتغال خودش مرا فریب داد‌. محاسبه ای که او برای هزینه‌ها انجام داد اصلا با واقعیت همخوانی ندارد‌. من هم که تاکنون ساختمانم ر ا تخریب نکرده بودم‌، خام وعده های او شدم‌.
وی ادامه می دهد‌: خبری از وام مسکن هم نیست‌. بخواهند امروز وام بدهند 6 ماه طول می کشد‌. هیچ چیزی به ذهنم نمی رسد‌. سراغ مشاور املاک محل رفتم و گفتم اگر توانستید سه واحد را برایم پیش فروش کنید‌. متأسفانه کسی هم خریدار نیست چون مردم دیگر اعتماد نمی کنند و از طرفی دنبال خانه ای می گردند که وام داشته باشد‌.
وام کالا به جای مسکن
دلم به حال مالک بی پول می سوزد اما به هرحال صنعت ساختمان زبان اقتصاد است و بی رحم‌. چند کوچه آن طرف‌تر به دومین ساختمان نیمه کاره بر می خورم‌. سازنده به امید وام ساخت و سازش را شروع کرده اما حالا که خبری از وام نیست‌، سرش بی کلاه مانده‌است‌. وی به پیام ساختمان اینگونه توضیح می دهد‌: می گفتند امروز و فردا وام های مسکن پرداخت می شود اما دو سال است که خبری از وام نیست و مجبور شدم سراغ وام خرید کالا بروم و دو فقره وام کالای 10 میلیون تومانی گرفتم که در مجموع شد 20 میلیون تومان‌. البته باید 28 میلیون تومان به بانک پس بدهم‌.
وی می افزاید‌: قربان شهرداری هم بروم‌. در این وضعیت بی پولی تاکنون دو بار پروانه ساختم را تمدید و هر بار مبلغ قابل توجهی پرداخت کرده‌ام‌. از شانس ما مهندس ناظری هم داریم که نمی گذارد دست از پا خطا کنیم‌. مثلا بعضی جا‌ها که نیازمند مقاومت بالا نیست از او می خواهم که صرف نظر کند اما او تصور می کند اگر کمی از هزینه های من بکاهد‌، آسمان به زمین می آید‌. چون تجربه ندارد‌. بعد هم می گوید این کار کوچک به نسبت قابل توجهی هزینه های شما را پوشش نمی دهد‌. درحالی که آیتم های زیادی مانند این وجود دارد‌. نمی دانم چرا هیچ نهادی برای سازنده دل نمی سوزاند‌؟.
مشارکت های بی سرانجام
یکی از باتجربه های صنعت ساختمان می گفت‌: «مالکان در صورت امکان مشارکت نکنند» این جمله را یادتان باشد تا گزارشمان را ادامه دهیم‌. بعد از بررسی دو ساختمان که هرکدام تقریبا به درد بی پولی مبتلا هستند‌، به انتظار ساختمان دیگری راه می افتم‌. انتظارم زیاد طول نمی کشد چون وضعیت ساخت وساز تا دلتان بخواهد آشفته‌است‌. طبقات ساختمان 4 طبقه ای را بالا و پایین می کنم‌. کسی نیست‌. ناگهان صدایی می آید که چه می خواهی‌؟ صورتم را که برمی گردانم‌، پیرمردی را با یک چوب در دست می بینم‌. بی درنگ می گویم‌: خبرنگارم‌. وقتتان را نمی گیرم‌. غرولندکنان چوب را به گوشه ای پرت می کند و می گوید‌: امرتان‌؟‌!
بعدازاینکه داستان را از سیر تا پیاز تشریح می کنم‌، سری می جنباند و سبیل های قجری اش را تاب می دهد‌. انگار می‌‌خواهد مطلب مهمی بگوید‌. او توضیح می دهد‌: من یکی از سه مالک ساختمان هستم یعنی شاید هم قبلا بودم اما حالا نیستم‌. ما تصمیم گرفتیم ساختمان را به یک سازنده بدهیم‌. این کار اشتباه را مرتکب شدیم اما بدتر از آن قراردادمان خیلی سطحی و ابتدایی نوشته شد‌.
وی اضافه می کند‌: متأسفانه سازنده خیلی به کارش وارد است‌. البته منظورم کار دغل بازی است نه ساخت وساز و می خواهد با بدترین کیفیت و ارزان ترین شکل ممکن ساخت وساز کند‌. ما هم چون قرارداد محکمی در دست نداریم کارمان به زدوخورد و تعطیلی پروژه کشید‌. الآن او پولش خوابیده و ما ساختمانمان‌. او می خواهد از ما به دادگستری شکایت کند و از طرفی ما هم می خواهیم راجع به کیفیت ساختمان شکایت سازنده را به شهرداری و سازمان نظام مهندسی ببریم‌.
ساختمان دیر به فروش می رسد
آخرین ساختمانی که سراغش می روم‌، ساختمانی نیمه کاره‌است که او هم به بی پولی مبتلا است‌. برادر سازنده که داخل ساختمان است از بی پولی می گوید‌: «پولمان ته کشیده و قادر به ادامه کار نیستیم هرچند حتی در صورت تکمیل هم نمی توان به فروش دل خوش کرد‌. دنبال یک شریک می گردیم تا از این به بعد هزینه‌ها را متقبل شود و در آخر سهمش را بردارد اما کسی تاکنون حاضر نشده‌است چون می گویند ساختمان بدون وام در این وضعیت اقتصادی خیلی دیر به فروش می رسد.»