نشریه شماره   213   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

آسايش بصري در معماري شهر

سيامك سرمدي*            
 شهرهاي بزرگ ما چشم‌نواز نيستند. اين قولي است كه جملگي بر آنند. روزبه‌روز انبوهي از سازه‌های سيمان و فولاد و بتن در گوشه و كنار شهرهای بزرگ ما قد علم می‌کنند چراکه ضرورت زندگي امروز بشر چنين است. چاره‌ای نيست ؛ اين روند را نيويورك ، پاريس ، لندن و توكيو هم طي کرده‌اند. اما كمتر كسي  اين شهرها را «نازيبا» می‌نامد هرچند جنگلي از غول‌های فولادي و سيمان و بتن و آسمانخراش‌هاي سر به فلك كشيده را در خود جاي داده‌اند. اما كسي اين شهرها را زشت نمی‌بیند( هرچند ممكن است اين سليقه ، مخالفيني هم داشته باشد.)
آنچه شهري را زيبا يا زشت می‌کند صرفاً ساختمان‌ها ، معماري و سازه‌های مختلف آن نيست. وجود هماهنگي يا عدم هماهنگي بين دو مقوله زیبایی‌شناسی معماري و زیبایی‌شناسی برنامه‌ریزی شهري می‌تواند شهري را زيبا يا زشت جلوه دهد. برنامه‌ریزی شهري كه خود در دل مديريت شهري قرار دارد به‌طور عمده به فضاهاي حركت مردم در شهر و وسايل نقليه كه بين مجموعه‌های بزرگ ساختماني قرار گرفته‌اند ، نظر دارد. اين نگاه، يك پيوست بصري مهم دارد . از اين ديدگاه ، طراحي شهري در درجه اول طراحي فضاهاي شهري به‌حساب می‌آید. زیبایی‌شناسی معماري نيز همين حرف را بيان می‌کند. در زیبایی‌شناسی معماري ، تكيه عمده بر روابط شکل‌ها ، تعريف فضا و عناصر همراه و مرتبط با آنهاست به صورتي كه حاصل كار خوشايند و لذت‌بخش و زيبا باشد. رنگ ، سایه‌روشن و ريتم در معماري  حرف مهمي می‌زند و پيام آن اين است كه معماري در نگاه اول، يك «هنر» است تا صرفاً ساخت‌وساز . تناسب و تقارن ، حرف مهم هنر است كه معماري را متناسب و متقارن يا نامتقارن و زشت می‌سازد. زيرا اين امر تا حد زيادي به دليل آن است كه در آنها مجموعه بناهاي مختلف با يكديگر هماهنگي دارند و ساختمان‌های بلندمرتبه نتوانسته‌اند اين تقارن و تناسب را از بين ببرند.
شهر را خانه بزرگ همه شهروندان برمي شمرند . بنابراین ، آسايش محيط شهر درست مانند آسايشي كه انسان در خانه دارد ، حائز اهميت است. شهر و مناظري كه از شهر به چشم می‌آیند بايد كيفيات و ویژگی‌هایی براي تأمین آسايش و راحتي را به بيننده منتقل كنند وگرنه شهرنشینی پدیده‌ای سخت و دشوار می‌شود. همچنان كه امروزه شهرنشینی در ابَر شهري چون تهران جداي از مسائل اقتصادي آن ؛ امري سخت و زمخت و دشوار شده است. پيشينيان ما قطعاً هنگامی‌که شهري را به‌عنوان محل سكونت انتخاب كردند ويژگي يا مجموعه عواملي را به‌عنوان دليل انتخاب خود در نظر داشتند . به‌طور حتم در اين گزينش و انتخاب محل زيست، زشتي و نازيبايي موردنظر نبوده است. آنچه شهر را به موقعيتي دچار می‌کند كه ازنظر شهروندانش  زشت و غیرقابل‌تحمل می‌شود، آلودگی‌های مختلف شهر است. آلودگی‌های فيزيكي مانند تجمع زباله ، هواي نامناسب و مواد زائد ، آلودگی‌های ديداري و بصري كه سبب اغتشاش بصري می‌شوند . در بحث مجسمه‌سازی در شهر بيان كرديم كه حجم سازي و مجسمه‌های شهري تا چه اندازه می‌توانند در كاهش اين نوع آلودگي مؤثر واقع شوند؛ آلودگی‌هایی كه اطلاعات محيطي در شهر را ناخوانا و غیرکاربردی نموده و شهروند به‌ویژه تازه‌واردهای به شهر را به‌خوبی هدايت نمی‌کنند.
واقعيت اين است ؛ شهري زيباست كه پاك و تميز باشد . منظور از پاك ، لزوماً حذف محيط شهري از زباله‌ها نيست كه البته اين امر مهمي است؛ اما شهر پاك از همه آلودگی‌ها در خاك ، آب، آسمان و همه فضاها و مکان‌های شهري ، به انسان ساكن شهر حس دلپذيري می‌دهد. در اين محيط، ساختمان‌ها درختان ، طبيعت، آّب، ترافيك ، علائم تبليغاتي و مانند آنها بايد به‌گونه‌ای با هم در ارتباط باشند كه نمايش هنري از تناسبات و تقارن به ذهن بيننده برسد. اين تصوير، خود موجب ايجاد تصور ذهني از شهر در مردم می‌شود كه به بالا بردن راندمان و كارايي در شهر ، ايجاد حس امنيت ، ايمني و شادي ، منجر می‌شود. مفهوم آلودگي بصري به‌زعم بسياري از كارشناسان شهري ، وجود هر نوع اغتشاش و كيفيت بصري نامطلوب در شكل شهر شامل نماهاي بدقواره و دفرمه ، فرم‌های نامتقارن ، حجم‌های بدشکل كالبدي در ساختمان‌ها ، تابلوها ، پنجره‌ها و.... است.
آلودگی‌های بصري ، مشخصه‌هایی دارد كه تأثیرات قابل‌توجه بر انسان می‌گذارد. وجود عناصر ناهمگون با محيط يا حتي انباشت زياد نمادهاي بصري مانند تجمع زياده از حد انواع لامپ‌های نئون و تبليغاتي و حتي چينش نامناسب درختان و فضاي سبز شهري در میدان‌ها و بلوارها ، همگي از مصاديق آلودگی‌های بصري هستند كه مستقيم يا غیرمستقیم ، آسايش شهروندان را مورد هجوم قرار می‌دهند.