معماری؛ لباسی بر اندام ساختمان

شمار نشریه : 213

معماری را باید شناخت . زمانی که معماری را می‌شناسی دیگر نمی‌توانی ساختمان‌هایی که معماری خوبی ندارند طراحی کنی زیرا به تعریفی از معماری رسیده‌ای  که همه  آن تعریف  واحد را قبول دارند. به‌ندرت بتوان هنری یافت که به‌اندازه معماری با زندگی مردم پیوند داشته باشد و هنرمعماری از بارزترین جلوه‌های فرهنگ هر قوم و هر دوره تاریخی و نشان‌دهنده زیست آدمی و  تجسم فرهنگ و هنر هر قومی درهرعصر یا یک مدت معین در گستره تاریخ بشری است . 
معماری به‌مثابه دانش و عمل معماری با حوزه‌های وسیعی از علوم تجربی و علوم انسانی دیگر اشتراک منافع دارد  اما معماری ظرف است یا مظروف؟در این شماره از نشریه پیام ساختمان با تنی چند از معماران عضو انجمن مفاخر معماری گفتگویی انجام داده‌ایم که در ادامه می‌خوانید .
معماری در سیطره ساختمان 
بهروز مرباغی  معمار و مدرس دانشگاه دراین‌باره گفت : معماری ظرفِ «چی» است یا معماری مظروفِ چیست؟ معماری آیا ظرف ساختمان است؟ یا مظروفِ آن؟ معماری آیا ظرفِ اقلیم است؟ آیا معماری ظرف فرهنگ است؟ وقتی سؤال را این‌چنین ریز می‌کنم، می‌توانم جواب دقیق‌تری بدهم. اینها مقولات متفاوتی هستند و همه ظرف یا همه مظروف نمی‌توانند باشند. اینک، کمی عمیق‌تر می‌شویم.اگر رابطه «معماری» و «ساختمان» را واکاوی کنیم و بکوشیم بدانیم‌ کدام ظرف است، کدام مظروف، به‌راحتی می‌توانیم، به پاسخ برسیم. 
وی افزود: پس وقتی رابطه ظرف و مظروف را بین معماری و ساختمان تبیین کنیم، می‌توانیم به‌سادگی بگوییم ساختمان مظروف است و معماری ظرف. این دو در عرض هم نیستند، در طول هم هستند زیرا تا ساختمان نباشد، معماری‌ای وجود ندارد. بزرگی می‌گفت، ‌ساختمان مثل اندام آدمی است و معماری لباس آن؛ شما اگر معمار خوبی باشید، می‌توانید لباس برازنده‌ای بر این تن و اندام بدوزید ولی نمی‌توانید هیکل و قواره آن آدمیزاد را عوض کنید. 
این مدرس دانشگاه رابطه ظرف و مظروف را با اقلیم و معماری مقایسه کرد و اظهار داشت:این دو در عرض هم هستند همان‌طور که در طول یکدیگر هم هستند. حتی می‌توان گفت اگر معماری نباشد سخن از اقلیم گفتن بی‌فایده است. هرچند اقلیم منتزع و مستقل‌ از معماری وجود دارد، ولی چون یک‌طرف بحث، الزاماً، معماری است، پس گفتگو از اقلیم در خلأ بی‌معنی است. لذا شاید بشود پذیرفت، اقلیم ظرف معماری را می‌سازد. هرچند که بسیاری‌ها با این حرف موافق نخواهند بود. آنان که بن‌مایه هر معماری را اقلیم و شرایط اقلیمی می‌دانند، قطعاً معماری را ظرف خواهند دانست و اقلیم را مظروف.
مرباغی به مسئله فرهنگ اشاره کرد و گفت : وقتی صحبت از فرهنگ می‌شود، به‌راحتی می‌توان گفت معماری ظرف فرهنگ است. این فرهنگ است که معماری را می‌سازد. درست است اقلیم، صنعت، هنر و هزاران عامل دیگر در معماری تأثیر دارند، اما آنچه به معماری شکل می‌دهد فرهنگ جامعه و مبانی نظری معماری است. این گزاره ممکن است موردقبول برخی نباشد، به‌ویژه آنانی که اقلیم را سرآمد همه و تمام معماری‌ها را مخلوق و حاصل شرایط اقلیمی می‌دانند. به باور من، ‌اینان برای اینکه تکلیف خود را ساده کنند به اقلیم و شرایط اقلیمی مستمسک می‌شوند. اینان هرگونه توانایی انسان در تغییر شرایط را رد می‌کنند و به ذات بالنده انسان در چیرگی بر طبیعت تردید دارند. بااین‌حال، حداقل در جهان امروز این گزاره چندان اعتباری ندارد. 
وی ادامه داد: امروز می‌توان در دل صحرای عربستان خانه‌ای شیشه‌ای ساخت و دمای درون را به‌دلخواه تنظیم کرد و حتی طول‌موج نور ورودی به داخل را به‌دلخواه درجه‌بندی کرد. اگر معماری، معماری باشد، حتماً شرایط اقلیمی را در خود می‌بیند. هیچ معمارِ واقعی، صرف امکان تکنولوژیک، خانه شیشه‌ای در صحرای سوزان نمی‌سازد.
این پژوهشگر معماری در بخش دیگری از سخنانش گفت: به گفته پاتریک شوماخر، در اروپا، امروز معماری دیگر بخشی از ساختمان نیست،جزو هنر است اما او معتقد است: معماری باید مستقل باشد، اعتقاد دارد معماری هنر نیست، معماری است. 
عضو انجمن مفاخر معماری بیان کرد:شوماخر تعریف تازه و بدیعی از معماری به دست می‌دهد و می‌گوید «معماری عبارت است از سلسله روابطی که تأثیر متقابل برهم می‌گذارند و ساختاری خودسازنده می‌سازند». 
مرباغی در پایان تأکید کرد:اگر این تعریف شوماخر را بازشناسی و واکاوی کنیم، بسیاری از بحث‌های رایج در ادبیات معماری ما از میان برمی‌خیزند. معماران اروپا در پی آنند که معماری را از سیطره هنر رها سازند و هویتی مستقل به آن ببخشند، ما در ایران هنوز در سیطره ساختمان هستیم! پیشنهاد می‌کنم،‌ تعریف شوماخر از معماری را جدی بگیریم و درباره‌اش بحث کنیم. ما را از بسیاری سؤال‌های مکرر تاریخ معماری‌مان آزاد می‌کند. 
در معماری با ظرف و مظروف مواجهیم 
نسیم ایرانمنش، عضو انجمن مفاخر معماری در رابطه با معماری می‌گوید:« معماری علم و هنر ایجاد کالبد برای عملکردهای انسان است به‌نحوی‌که فعالیت‌های او را پوشش دهد و دربرگیرنده اعمال فردی و اجتماعی او باشد » .
وی ادامه داد: معماری ظرفی است برای جاری شدن افعال انسانی ، افعالی که بسیار متعدد و متنوع هستند و در هر جا به‌صورت خاصی بروز می‌کند بنابراین ظرف مخصوص خودش را می‌طلبد .برای همین می‌بینیم سکونتگاه‌ها در هر اقلیم و هرجایی پاسخ خاص خودش را دارد درجایی سکونتگاه‌ها با فن‌آوری و برنامه فیزیکی خاصی ایجاد می‌شود و در جای دیگری از فن و طرح دیگری بهره جسته می‌شود . تمام آنها برای جوابگویی به فعل سکونت است ولی حتی در یک کشور هم انواع و اقسام سکونتگاه با مشخصات گوناگون از نحوه ساخت و اجرا گرفته تا تزئینات و آذین‌بندی قابل‌مشاهده است که هرکدام جوابی است به اقلیم و فرهنگ و آداب زیست و معیشت و غیره و ذالک .
این عضو انجمن مفاخر معماری ایران تأکید کرد: معماری مظروف نیز است و در اینجا ظرف معماری مجتمع زیستی است ؛ مجتمعی که حاوی انواع معماری‌هایی است که بر اساس کارکردهای مختلف شکل‌گرفته است ، چه کارکرد مسکونی باشد ، چه خدماتی ،چه تفریحی یا مذهبی یا آموزشی و نظایر آن .
ایرانمنش گفت:این معماری‌ها همگی باید در ظرفی جمع شوند که به بهترین نحو جوابگوی مظروف باشد . این ظرف ممکن است در مقیاس یک مجتمع کوچک باشد یا یک شهر کوچک یا روستا یا شهری بزرگ یا حتی یک منطقه .ظرف اینجا یک مجتمع زیستی است که کیفیت طراحی آن جوابگوی بسیاری از جنبه‌ها باید باشد . دسترسی‌ها ، تراکم ، همجواری ها ، اندازه و وسعت ، منابع و زیرساخت‌ها همگی در این ظرف باید درست تعبیه شود که کارکرد درست این ظرف را تضمین کند.
این پژوهشگر معماری بیان کرد: در معماری ما هم با ظرف بودن معماری باید مواجه باشیم و هم با مظروف بودن معماری . گاهی اوقات معماری ظرف خوبی برای مظروف خود یعنی کارکرد آن است ولی مظروف خوبی برای ظرفش نیست .
وی در این مورد مثالی زد و گفت: فرض کنید ساختمان عظیمی به‌صورت ظرف خوبی برای کارکرد آن مثلاً کارکرد تجاری شکل‌گرفته است ولی به‌صورت مظروف مناسبی برای شهر نیست ، منظر شهر را آشفته و درهم‌ریخته می‌کند ، به زیرساخت‌ها لطمه می‌زند ، باعث اختلال در شبکه ارتباطی و حمل‌ونقل می شود ، افزایش تراکم در نقطه خاصی از شهر ایجاد می‌کند و خلاصه آسیبی جدی برای شهر است .
ایرانمنش در پایان گفت:چه بسیار می‌بینیم که این ظرف‌های زیبا و به‌شخصه عالی به‌عنوان مظروف بسیار بدی در ظرف خود عمل می‌کنند و لطمات زیادی به شکل و کارکرد ظرف خود وارد می‌کنند. زمان آن رسیده است که معماری دیگر فقط به ایجاد ظرف خود فکر نکند بلکه با یک دورنگری شاید خیلی هم مختصر به مظروف این معماری یعنی شهر بنگرد و ببیند آیا این معماری برای ظرف خودش مفید است یا مضر!